من فکر کردم که دیدگاه اصلی این است که پول فیات در اکثر تئوری های اصلی و احتمالاً در عمل - یک حباب است.
ژان تیرول (Ecomonetrica ، 1985) حباب را تعریف می کند (این یک تعریف معمولی در بین اقتصاددانان است) ، و خاطرنشان می کند که الگوی عالی پول ساموئلسون متناسب با این تعریف است:
از آنجا که ساموئلسون مدل وام مصرف خود را توسعه داده است ، به خوبی شناخته شده است که اقتصادهایی وجود دارد که در آن پول به رغم این واقعیت که ذاتاً بی فایده است ، ارزش مثبتی دارند (یعنی بازار آن اساسی صفر است). به عبارت دیگر ، می توان حباب پول را در آن وجود داشت که حباب به عنوان تفاوت بین قیمت بازار و بازار اساسی تعریف می شود.
داو و گورتون (Econ Letters ، 1993) بیشتر پیش می روند ، و به عنوان بخشی از "مدل استاندارد" ، به عنوان یک حباب را برچسب گذاری می کنند:
مدل استاندارد دارای این ملک است که پول در تعادل با ارزش است ، حتی اگر ارزش ذاتی ندارد. به همین دلیل اغلب به عنوان حباب تلقی می شود.
راس استار (J Math Econ ، 2003) از دیدگاه "غالب" گزارش می دهد:
درمان در حال حاضر (جایگزین) ارزش fi در پول در ادبیات ، والاس (1980) ، کیوتاکی و رایت (1989) ، ساموئلسون (1958) ، و غیره این است که با پول به عنوان حباب در یک مدل افق نابرابر رفتار کنید ... به طور معمول تعادل های متعدد وجود دارد ، از جمله تعادل غیر مهمی که در آن… در پول دارای ارزش صفر است.
جمله آخر قسمت مورد علاقه من از داستان پولی است: همیشه این احتمال وجود دارد که ، همانطور که یکی از اساتید من آن را بیان کرد ، همه ما یک روز صبح از خواب بیدار می شویم و می فهمیم ، "سلام ، این فقط پول کاغذی است!"سپس همه را پاره می کنیم و از پنجره بیرون می ریزیم.
روش های رد این تعادل پول به عنوان حباب وجود دارد ، و پل کروگمن یادداشت می کند: شما باید مالیات خود را با پول بپردازید. این یک ارزش اساسی به پول را کاهش می دهد.
اما مرا در بین کسانی که فکر می کنند این از نظر تجربی مهم نیست ، حساب کنید. خوشحالم که آزمایشات این موضوع را می بینیم ، اما من حدس می زنم که آیا یک روز کوچک و نسبتاً پایدار یک روز تصمیم می گیرد "مالیات باید به یک ارز خارجی پرداخت شود" ، پول فیات در آن ملت باز هم روز بعد تقریباً همان ارزش را حفظ می کرد.
راه دیگر برای کار کردن پول فیات از یک مقاله عالی توسط نیکولینی ناشی می شود: دولت پول کاغذ را صادر می کند ، اما در دنیای او "همه می دانیم" که اگر مردم از ارزش قطعات کاغذ عصبی شوند ، دولت ما را مالیات می دهددارایی های واقعی و در ازای پول کاغذ ، آن دارایی های واقعی را به ما تحویل می دهد. اما اگر "همه ما می دانیم" دولت این کار را خواهد کرد ، پس دولت هرگز نیازی به انجام این کار ندارد.
شهود من به من می گوید که این به حقیقت نزدیکتر از کانال کروگمن است: من با افرادی ملاقات می کنم که قبلاً معتقدند که دولت به تقاضا پول را به طلا تبدیل می کند و وقتی من آنها را از ایمان لمس کننده خود جدا می کنم ، کمی عصبی می شوند. برخی از افراد قبلاً درباره الگوی نیکولینی "می دانند" ، و در اینجا علائم نقل قول طنز ممکن است پیامدهای دنیای واقعی داشته باشد.
اما من گمان می کنم که هیچ یک از این داستانهای سیاسی به همان اندازه داستان جامعه شناختی که توسط ساموئلسون گفته می شود مهم نیست. پول فیات ، استفاده از بیان پل ساموئلسون ، بیش از یک مالی است. ما از افراد دیگر پول می گیریم زیرا می دانیم افراد دیگر آن را از ما می گیرند. و بهترین بخش از داستان ساموئلسون این است که این "اعتراض اجتماعی" پول فیات می تواند همه را بهتر کند.
در تنظیم مناسب ، همه ما باید از حباب های پل ساموئلسون استقبال کنیم.
CODA: مقاله اصلی ساموئلسون فقط لذت بردن از خواندن است. نثر او بسیار عالی است ، با پیچ و تاب و به نوبه خود شایسته یک داستان شرلوک هولمز است. آن مرد می دانست که چگونه مخاطبان خود را درگیر نگه دارد.
نظرات خواننده
تام وست
24 اکتبر 2012 ساعت 12:07 بعد از ظهر
من فکر می کنم "تعقیب اجتماعی" تقریباً تعریف جامعه و ثروت است.
لحظه ای که مردم به اندازه کافی از این باور که مقامات از من محافظت می کنند ، متوقف می شوند ، هیچ چیزی متوقف نمی شود که سه پسر بچه دار با چاقو تمام دارایی های ملموس من را بگیرند.
به همین دلیل من لبخند می زنم وقتی می شنوم که مردم در مورد پیشرفت اقتصادی صحبت می کنند باید بر روی چیزهای * واقعی * ساخته شود ، نه فقط در اطراف اوراق بهادار ...
EGD
24 اکتبر 2012 ساعت 12:09 بعد از ظهر
روش های رد این تعادل پول به عنوان حباب وجود دارد ، و پل کروگمن یادداشت می کند: شما باید مالیات خود را با پول بپردازید. این یک ارزش اساسی به پول را کاهش می دهد.
نکته مهمی در مورد کروگمن: او با تعریف مجدد آنچه که از حباب منظور شده است ، پول به عنوان حباب را رد کرد.
با این وجود ، نیازی به پرداخت مالیات خود در پول نیست. اگر نتوانید مالیات خود را بپردازید ، IRS بیش از این خوشحال است که از زمین ، خانه یا ملک دیگر خود رضایت خود را بگیرید. از ولنتاین بایلر بپرسید.
ریک هال
24 اکتبر 2012 ساعت 1:00 بعد از ظهر
>با این وجود ، نیازی به پرداخت مالیات خود در پول نیست. اگر نتوانید مالیات خود را بپردازید ، IRS بیش از این خوشحال است که از زمین ، خانه یا ملک دیگر خود رضایت خود را بگیرید.
در معرض خطر عدم به دست آوردن "شوخی" ، IRS به دلار پرداخت می شود ، نه در خانه ها. اگر آنها برای گرفتن دلار مجبور به تصرف خانه شوند ، آنها خواهند بود.
>من حدس می زنم که آیا یک روز کوچک و نسبتاً پایدار یک روز تصمیم می گیرد "مالیات ها باید به یک ارز خارجی پرداخت شود" ، پول فیات در آن ملت باز هم روز بعد همان ارزش را حفظ می کرد.
آزمایش واقعی واکنشی به اعلامیه نیست. صبر کنید تا بعد از اینکه مردم مجبور به نگه داشتن ارز جایگزین شوند. برای من واضح به نظر می رسد که ارزش دلار برای یک شخص کاهش می یابد.
مطمئناً شما می توانید با گفتن اینكه به طور خودکار از حقوق و دستمزد با ارزش دلار خود كسر می شود ، این شرط را از بین ببرید ، اما آیا این در نهایت منجر به پرداختهای جایگزین جایگزین نمی شود؟من نسبتاً خاص هستم که بیشتر کارفرمایان نمی خواهند با خطر FX و پرش از Hoop-Jumping برخورد کنند.
سلم
24 اکتبر 2012 ساعت 3:07 بعد از ظهر
هنگامی که دولت سومالی فروپاشید ، ارز سومالی ارزش خود را بسیار خوب نگه داشت. از 5000 SOS/$ در سال 1993 ، تا 13400 SOS/$ در سال 2006 و 27000 SOS/$ اکنون. من فکر می کنم این بدان معنی است که ما می توانیم 60 ٪ از ارزش پول فیات را به دلیل مالیات دولت قرار دهیم.
داگ
24 اکتبر 2012 ساعت 3:49 بعد از ظهر
"اگر نتوانید مالیات خود را بپردازید ، IRS بیش از این خوشحال است که از زمین ، خانه یا املاک دیگر خود رضایت خود را بگیرید. از ولنتاین بایلر بپرسید. "
مقامات مالیاتی ممکن است دارایی های دیگری را نیز بگیرند ، اما آنها هنوز هم ارزش دلار آن دارایی ها را می خواهند. به همین دلیل است که نمونه گرت از کشوری که ارز خارجی را می پذیرد ناقص است.
به عنوان مثال بیایید بگوییم که من 100000 دلار درآمد کسب می کنم. سپس بیرون می روم و بلافاصله 66 اونس طلا را با قیمت بازار خریداری می کنم. حالا بگویید که قیمت طلا در روز مالیات 30 ٪ کاهش می یابد؟مرجع مالیاتی در تاریخ پرداخت 100 کیلو دلار ارزش طلا را با قیمت های غالب تقاضا خواهد کرد ، بنابراین اکنون 94 اونس به آنها بدهکار هستم.
در مورد پذیرش ارز خارجی به عنوان پرداخت نیز همین موضوع صادق است. این کافی نیست مگر اینکه ارزش آن را در آن دارایی نشان دهند. در غیر این صورت یک ریسک پایه برای همه پس انداز ارزهای غیر فیاتوری وجود دارد زیرا بدهی مالیاتی شما به جای اینکه ثابت باشد ، نوسان می کند.
ریتویک
24 اکتبر 2012 ساعت 4:45 بعد از ظهر
IMO The Kiyotaki-Moore "شر ریشه همه پول است" توضیحی بسیار برتر و رضایت بخش از ارزش "اساسی" پول است.
در دنیایی با ریسک و پیش فرض ، نیازی به حباب ساموئلسون نیست.
مایکل
24 اکتبر 2012 ساعت 6:20 بعد از ظهر
این پست به من یادآوری می کند که چرا من برنامه تحصیلات تکمیلی خود را در فیلسوپی ترک کردم - هر دو جذاب است اما منجر به دانستن می شود - یا از آنجا که شروع می شود به پایان می رسد.
مسلماً ما از کلمات مختلفی برای تعریف موارد خاص استفاده می کنیم ، اما غالباً وقتی ما Vail را سوراخ می کنیم ، این چیزهای مختلف واقعاً یکسان هستند.
"پول بدون پشتوانه". این ارز توسط یک کشورها از توانایی تصرف دارایی های شهروندان خود حمایت می شود. هیچ محدودیتی برای ایجاد آن توسط دولت وجود ندارد ..
"پول از پول حمایت شده". این ارز توسط مقدار طلا در هر واحد ارز پشتیبانی می شود ، که به نوبه خود ، واحد ارز آن را می توان به گونه ای تغییر داد که در نهایت "این ارز توسط کشورهایی که توانایی تصرف دارایی های شهروندان خود را دارند" است. هیچ محدودیتی در ایجاد آن وجود ندارد.
من فکر کردم میلتون فریدمن تمام موضوعات اصلی فلسفی را در مورد ماهیت پول از هر نوع به پایان رساند. این فقط با طبیعت انسانی همراه است. در جنگ ، سیگار می تواند پول باشد. علائم روی یک سنگ بزرگ در دریا می تواند پول باشد. لرزش دست می تواند پول باشد. هر چیزی می تواند پول باشد. اما به نوعی ، به هر دلیلی ، ما همیشه به عنوان یک کنوانسیون برای ذخیره ارزش پول داشته ایم.
چه چیز خاصی در مورد آنچه ما فیات پول می نامیم؟تمام پول پول فیات است. استاد گرت درست است ، اما از نظر تئوری برای هر شیء صدق می کند. چه می شود اگر همه در همان زمان تصمیم بگیرند که نمی خواستند هیچ چیزی داشته باشند؟پول هیچ ارزشی نخواهد داشت و اشیاء هیچ ارزشی ندارند.
داستایوسکی نکته استاد گرت را به نتیجه نهایی خود می برد. استاد او پرسید: "اگر همه ما ناگهان بفهمیم پول فقط کاغذ است" چه می شود؟ "
داستایوسکی پرسید: "چه می شود اگر همه ما فهمیدیم که ما فقط یک مجموعه بی معنی از موجودات خود آگاه هستیم که از فضا در یک صخره عبور می کنند و به هیچ وجه در حال حرکت هستند؟"استاد گرتس می گوید ما پول را جمع می کنیم - دوستاوسکی با گفتن اینکه خودکشی می کنیم ، به سؤال خود پاسخ می دهد. مرتبه متفاوت از بزرگی ، مسلماً ، اما همان جهت-از دست دادن ایمان به معنی.
بنابراین ایمان باعث می شود جهان گرد شود
فقط تمایل به بازی با تفکر دایره ای ، این یک بحث سرگرم کننده است. من اعتراف می کنم که از آن لذت می برم - اما به نظر می رسد که فقط یک بازی انجام می شود.
جو کوشینگ
24 اکتبر 2012 ساعت 7:27 بعد از ظهر
من فکر می کنم تعریف حباب بیان شده در اینجا کمی ساده است یا چیزی در اینجا کاملاً درست نیست. من فکر می کنم یکی از ویژگی های موجود در تعریف ، اجتناب ناپذیری حباب برای پاپ است. شاید این همان چیزی باشد که شما به پایان می رسید ، که پول فیات به دلیل ساختار اجتماعی ارزش دارد. شاید ساختار اجتماعی به نوعی ذاتی باشد. نکته ای که ارزش فیات را به ارزش خود می دهد کمبود است. یک نهاد انحصار ایجاد خود را دارد و مانند شرکت انحصار معدن الماس ، آن نهاد تعیین می کند که این پول چقدر ارزش دارد.
اگر کمبود و ظهور را به دست می آورید ، فکر می کنم می توانید بگویید که پول فیات ، از نظر تئوری ، حباب نیست بلکه در عمل همیشه بوده است. این شما را وادار می کند تا در مورد پول فیات بیشتر توضیح دهید ، مانند اینکه چگونه به صادرکننده انگیزه آشکار می دهد تا کمبود آن را کمتر و کمتر کند ، زیرا ایجاد پول فیات تقریباً خالق آن است.
طبق تعریف شما ، می توانید بگویید که طلا یک حباب است زیرا به استثنای پوشیدن چیزهای زیبا و چند هدف صنعتی ، تقریباً تمام ارزش طلا از این واقعیت ناشی می شود که مردم آن را احتکار می کنند. این قدیمی است ، آن را از روی زمین حفر کنید ، آن را اصلاح کنید و آن را به آجر تبدیل کنید ، سپس دوباره آن را به زیر زمین برگردانید.
کریس کرسی
24 اکتبر 2012 ساعت 7:34 بعد از ظهر
مطمئناً شما می توانید با گفتن اینكه به طور خودکار از حقوق و دستمزد با ارزش دلار خود كسر می شود ، این شرط را از بین ببرید ، اما آیا این در نهایت منجر به پرداختهای جایگزین جایگزین نمی شود؟من نسبتاً خاص هستم که بیشتر کارفرمایان نمی خواهند با خطر FX و پرش از Hoop-Jumping برخورد کنند.
من مطمئن هستم که شرکت هایی مانند ADP خوشحال خواهند شد که چنین خدمات تبدیل را با حداقل هزینه ارائه دهند و خزانه داری ایالات متحده ، با توجه به اینکه قرار است در کار جمع آوری درآمد و عدم شرط بندی ارز بزرگ باشد ، می تواند به وجود بیایدبا یک استراتژی ساده برای محافظت از هزینه ناچیز. مشکل اصلی ارزهای رقابتی (اعم از خارجی یا خصوصی) این است که آنها باید کالاهای شبکه ای باشند و دولت ایالات متحده به طور عمیق به کارآفرینان مشکوک است و از مرگ می ترسد که کسی ممکن است انحصار ارز خود را ناراحت کند.
تریسی W
25 اکتبر 2012 ساعت 4:05 صبح
من حدس می زنم که آیا یک روز کوچک و نسبتاً پایدار یک روز تصمیم می گیرد "مالیات ها باید به یک ارز خارجی پرداخت شود" ، پول فیات در آن ملت باز هم روز بعد همان ارزش را حفظ می کرد.
من به عنوان کسی که در NZ بزرگ شده است و مطمئناً معیارهای فوق را رعایت می کند ، من تمایل دارم بگویم که روز بعد ارز NZ به شدت کمتر ارزش دارد.
با توجه به اعتقاد من ، و با توجه به اینکه من هنوز یک پول عادلانه در NZ دارم ، در کل من مخالف آزمایش تجربی هستم.
تام وست
25 اکتبر 2012 ساعت 9:52 صبح
با توجه به اعتقاد من ، و با توجه به اینکه من هنوز یک پول عادلانه در NZ دارم ، در کل من مخالف آزمایش تجربی هستم.
ممنون از چاکل روز من.
MG
25 اکتبر 2012 ساعت 10:15 صبح
@ Tracyw با توجه به اعتقاد من ، و با توجه به اینکه من هنوز یک پول عادلانه در NZ دارم ، در کل من مخالف آزمایش تجربی هستم. وت
@ مایک Rulle Dostovsky با گفتن اینکه ما خودکشی می کنیم ، به سؤال خود پاسخ می دهد.
و پاسخ من یک نسخه اصلاح شده از آنچه مایک Rulle نتیجه می گیرد:
ایمان ارزشمند یا کمبود ایمان بسیار پر هزینه است.
مارک بهنر
25 اکتبر 2012 ساعت 12:45 بعد از ظهر
با توجه به اعتقاد من ، و با توجه به اینکه من هنوز یک پول عادلانه در NZ دارم ، در کل من مخالف آزمایش تجربی هستم.
من یک مقدار عادلانه (اکثریت ، در واقع) پس انداز بازنشستگی من در صندوق های سهام گسترده ای از کشورهای بین المللی دارم.
در حالت ایده آل ، من می خواهم تمام این پول را در کشورهایی قرار دهم که:
1) دارای شاخص بالایی از آزادی اقتصادی (طبق میراث/شاخص Frasier آزادی اقتصادی) و
2) نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی کم.
یکی از کشورهایی که به بهترین وجه این دو معیار را برآورده می کند ، نیوزیلند است. از نظر آزادی اقتصادی در رتبه چهارم جهان قرار دارد و نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی 35 ٪ دارد. استرالیا همچنین یک انتخاب عالی است (سومین رتبه برتر برای آزادی اقتصادی و بدهی ملی حدود 25 ٪ از تولید ناخالص داخلی).
پ. توجه داشته باشید به خود: به خرید ملک در نیوزیلند یا استرالیا نگاه کنید.
پام
25 اکتبر 2012 ساعت 2:42 بعد از ظهر
پول دارای ارزش است زیرا مردم مجبور به پرداخت مالیات ، جریمه ، هزینه و غیره هستند. البته همه اینها با مالیات آغاز شده است ، و در واقع جایی است که مکتب اندیشه "نمودالیسم" از آنجا ناشی می شود. اول از همه ، نمودارها می فهمند که پول نه از Barter بلکه از اعتبار تشکیل شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع ، یا برای کارهای اخیر ، به Ies (1913 و 1915 معتقدم) مراجعه کنید. یعنی پول ارزش خود را نه از دیدگاه فلزی (A La Menger) بلکه از اعتبار حاصل می کند. نظریه دولت پول صرفاً گسترش این امر است. پول هنوز یک رابطه بدهی با اعتبار با چنتالیسم است و برای دستیابی به پذیرش اجتماعی با صدور مالیات بر افراد ساکن در آن کشور است. شما کاملاً درست است که ، اگر فردا به دلایل احمقانه ای که دولت ایالات متحده تصمیم گرفت که مالیات اکنون به ارز دیگری باشد ، این دلار هنوز هم تا حدی استفاده می شود (هرچند امروز تقریباً به اندازه امروز نیست). البته با این کار دولت از توانایی صدور پول بیشتر استفاده می کند (یعنی دیگر ارز مستقل ندارد) و می تواند و در نهایت به چیزی شبیه یونان بعدی تبدیل شود. اما مثال شما به روشی اساسی تر همانطور که داگ در بالا ذکر شد ناقص است. پول همچنین به دلیل اولویت نقدینگی ، همانطور که کینز تا مدتها پیش ذکر کرد ، ارزش آن را دارد (به یاد داشته باشید Q-C+L؟) من فکر نمی کردم. شما بچه ها واقعاً خوب عمل می کنید تا به عقب برگردید و نظریه کلی را بخوانید ، به ویژه فصل 17.
کسانی که می گویند پول به دلیل کمبود واقعاً باید سرتان را بررسی کنید. به تنهایی با تعریف شما کافی نیست که بگوییم کسی ترجیح می دهد پول را بیش از چیز دیگری نگه دارد. برای پذیرش واحد حساب ، باید چیزی ذاتی در مورد آن داشته باشد که ارزش آن را به آن می دهد. آن پاسخ هایی که در بالا بیان کردم. شما بچه ها نمی توانید به سادگی نظرات خود را ارسال کنید بدون اینکه این فکر را بیشتر بیان کنید.
کلبرگ
25 اکتبر 2012 ساعت 11:52 بعد از ظهر
مارک باهنر: "من می خواهم تمام این پول را به کشورهایی وارد کنم که: ... شاخص بالای آزادی اقتصادی ... نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی"
شما واقعاً نمی خواهید این کار را انجام دهید.
این اقدامات دوستانه تجارت در جناح راست برای سرمایه گذاران وحشتناک است. در دهه 1960 ، پول جناح راست هوشمند در پاکستان بود.(من این کار را نمی کنم. آنها سالهاست که در حالی که هند در وسط نشسته بود ، یک پرونده سبد دائمی در نظر گرفته شد و شهروندانش محکوم به قحطی بودند.) آنها در رتبه یک برای چشم انداز رشد قرار گرفتند. این نوع تجزیه و تحلیل مانند تکیه بر صفحه تحریریه وال استریت ژورنال برای بینش سرمایه گذاری است. این کار را نکنید ، مگر اینکه واقعاً در برابر پول فیات چیزی داشته باشید و می خواهید از شر آن خلاص شوید.
همچنین مراقب نسبت بدهی به نسبت تولید ناخالص داخلی باشید. اسپانیا مانند ایرلند مازاد را اداره می کرد. این یک متریک وحشتناک استشما به دنبال بنگاه های بدون بدهی نیستید. وام گرفتن اغلب نشانه رشد آینده است. نگاه کنید به چه پولی خرج می شود. اگر از کاهش مالیات ناراحت است ، اجرا کنید. در غیر این صورت ، نگاهی به ROI بیندازید.
سرانجام ، استرالیا در حال حاضر در یک حباب ملک قرار دارد. این با قیمت های منابع طبیعی بالا که دستمزدها را بالا برده است ، نگه داشته می شود ، اما یک کندی یا منابع متناوب آسیایی می تواند این امر را پایان دهد. شما در نزدیکی قله خریداری خواهید کرد. من املاک و مستغلات NZ را شاید ده سال پیش در نظر گرفتم ، اما قیمت آن نیز اکنون بسیار بالا است.
مارک بهنر
26 اکتبر 2012 ساعت 11:13 بعد از ظهر
مارک باهنر: "من می خواهم تمام این پول را به کشورهایی وارد کنم که: ... شاخص بالای آزادی اقتصادی ... نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی"
کلبرگ: "شما واقعاً نمی خواهید این کار را انجام دهید."
میخوای شرط ببندیم؟به طور جدی.
امروز (26 اکتبر) S& P ASX200 (بورس اوراق بهادار استرالیا) در حدود 4500 بود. و تبدیل فعلی 1 دلار استرالیا برابر با 1. 04 دلار آمریکا است.
و NZX50 حدود 4000 بود. نرخ تبدیل فعلی 1 دلار نیوزیلند برابر با 0. 82 دلار آمریکا است.
S& P 500 ایالات متحده حدود 1410 بود.
من به شما شرط می بندم که هر یک از 50 دلار هر یک (بنابراین 100 ، در کل) که شاخص های سهام Austalian و New Zealand ذکر شده در بالا از S& P 500 در سال از این پس بهتر است و نرخ تبدیل ارز را تنظیم می کند.
به عنوان مثال ، بیایید بگوییم S& P 10 درصد افزایش می یابد ، به 1551. سپس من ضرر می کنم. اما اگر دلار آستالیا 5 درصد به دلار آمریکا بدست آورد ، من برنده می شوم.
نکته دیگر این است که شرط بندی باید هر سال ادامه یابد ، مگر اینکه بازنده "خالص" آن را خاموش کند. به عنوان مثال ، فرض کنید من 50 دلار در استرالیا و نیوزیلند از دست دادم. شما باید اجازه دهید شرط بندی به نزدیکی بعدی ادامه یابد ، مگر اینکه بخواهم آن را صدا کنم. بنابراین اگر سال بعد در آستالیا برنده شدم ، اما در نیوزیلند باختم ، من هنوز 100 دلار کاهش می یابد ، و اگر می خواستم ادامه دهم ، نمی توانم شرط بندی را از دست بدهم. برعکس ، اگر من بعد از سال اول جلوتر بودم ، نمی توانستم آن را صدا کنم. فقط شما می توانید آن را صدا کنید.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
16 شهريور
1402 ساعت: 13:34