مدیریت بازارهای مالی بین المللی

ساخت وبلاگ

رئیس جمهور هورست كولر از آلمان گفته است: "بازار مالی جهانی به یك هیولا تبدیل شده است كه مسئول ویرانی گسترده دارایی ها است". بحران فعلی بازارهای بین المللی مالی نیز بر فعالیت اقتصادی واقعی تأثیر می گذارد و ایمان به سیستم از بین می رود. عدم تعادل عظیم در تعادل بین المللی پرداخت می تواند منجر به تعدیل بی نظم تر شود ، از جمله دلار در حال مرطوب کننده آمریکا. ناپایداری ارز عاملی بود که منجر به گمانه زنی های جهانی چند نفره می شد ، و افزایش حدس و گمان با برخی از شیوه ها با نجابت مشکوک همراه بود. فقط تعداد کمی از کارشناسان می توانند همبستگی و وابستگی متقابل را در بازارهای مالی جهانی مات درک کنند.

بحران های مالی جهانی میراث دلهره آور از دهه 1970 است. اما مهمترین ویژگی بحران فعلی این است که در حال آمدن آنقدر طولانی بوده است ، بنابراین قابل پیش بینی و قابل پیش بینی است. در حقیقت ، این بارها توسط رئیس افتخاری شورا ، هلموت اشمیت پیش بینی شده است. این مسئله این سؤال را مطرح کرده است که تنظیم کننده ها و سرپرستان چه می توانند و باید برای جلوگیری از آخرین بحران ناشی از وام های فرعی انجام دهند. برخی از سؤالات چالش برانگیز دیگر که از کارشناسان سطح بالا که در هامبورگ جمع شده بودند ، پرسیدند. آیا بازسازی چارچوب های نظارتی در ایالات متحده ، انگلیس و در سطح جهان لازم است؟آیا بانک های مرکزی برای جلوگیری از جابجایی گسترده ، باید اقدام به اقدام پیشگیرانه در مورد حباب دارایی در ساخت کنند؟

عدم تعادل در مانده بین المللی پرداخت ها

کسری عظیم بودجه ایالات متحده از ابتدای قرن جدید در حال جمع آوری است. از آنجا که خانوارهای خصوصی تقریباً هیچ چیز را پس انداز نمی کنند ، کسری بالا در تراز تجاری ایالات متحده ادامه می یابد. این کسری ها توسط شرکای تجارت خارجی تأمین می شود و ایالات متحده آمریکا بزرگترین بدهکار به ترتیب 8 تریلیون دلار است که حدود دو سوم از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده به صورت ناخوشایند و حدود یک چهارم خالص است. آمریکایی ها هر سال از واردات سرمایه خارجی به ترتیب 5 تا 6 میلیارد دلار زندگی می کنند. چه مدت ایالات متحده قادر به پرداخت این سطح بدهی خواهد بود؟شرکای خارجی آمریکا تا چه مدت قادر و مایل به پرداخت صادرات سرمایه خود به ایالات متحده خواهند بود؟

عدم تعادل، حباب های مسکن در ایالات متحده، سقوط دلار آمریکا و افزایش قیمت انرژی، تا حد زیادی به دلیل کسری های عظیم، سیاست های نرخ بهره پایین و باز شدن دریچه های نقدینگی در هر مرحله دشوار اقتصاد ایجاد شده است.. آیا سقوط دلار باعث افزایش قیمت نفت و در نتیجه ایجاد تورم در کشورهای مصرف کننده می شود؟آیا عدم تعادل اساسی بین تقاضا و عرضه وجود دارد؟یا این صندوق های تامینی و سایر سفته بازان هستند که قیمت نفت را بالا می برند؟و چگونه با رشد انفجاری مربوط به قیمت نفت در صندوق های سرمایه گذاری دولتی مقابله کنیم؟آیا این آغاز یک «تعادل مجدد» است؟یا آیا تازه وارد دوره افزایش نوسانات شده ایم؟

جاذبه به طور فزاینده ای از دلار آمریکا به سمت یورو تغییر می کند. در بلندمدت، یورو نقش فعال تری ایفا خواهد کرد، اما هیچ کس خواهان کاهش شدید دلار نیست.

"پرفروش ترین کالا" ایالات متحده "دلار توانا" بوده است. اما این به دلیل حفظ بازارهای مالی سالم در ایالات متحده، نرخ بازده خوب و حفظ ارزش ارز در طول زمان توسط دلار است. بنابراین، اصلاحات ساختاری در ایالات متحده اجتناب ناپذیر است، مقامات دولتی ایالات متحده همچنان بر تقویت دلار پافشاری می کنند، زیرا کاهش ارزش منجر به هجوم منفی دلار شده است.

قیمت انرژی و مواد غذایی در حال افزایش و به سرعت در حال افزایش یک چالش بزرگ است. آنها منجر به انتقال درآمد از کشورهای مصرف کننده به کشورهای تولید کننده می شوند. اگر قیمت ها بالا بماند، اثرات منفی بر توزیع ثروت جهانی اجتناب ناپذیر خواهد بود. در حال حاضر تنها دو کشور با مازاد حساب جاری در مورد آسیا وجود دارد. یک علت رایج، نقدینگی فراوان است که در سراسر جهان ایجاد شده است. این «پول سازی» ممکن است در آینده پایدار نباشد، زیرا باعث افزایش فشار قیمت و افزایش عدم تعادل می شود.

حجم معاملات روزانه در بازارهای ارز امروز در مجموع حدود 3. 2 تریلیون دلار است. اما این رقم عظیم تنها بخشی از مشکلی است که ما با آن روبرو هستیم. پیامد آن برای عملی بودن مداخلات ارزی معتبر و پایدار برای تأثیر بر عدم تعادل جهانی چیست؟به عنوان مثال، هیچ راه حل واقعی دیگر نمی تواند با تعدیل ارز خارجی ارائه شود.

ریسک های ذاتی مشتقه های تازه ایجاد شده و صندوق های تامینی

امروزه بیش از 9000 صندوق تامینی غیرقانونی و ریسک پذیر وجود دارد که نزدیک به 2 تریلیون دلار دارایی را مدیریت می کنند. بسیاری از این صندوق ها تمایل دارند دفتر مرکزی خود را در پناهگاه های مالیاتی ثبت کنند که در آن مقامات نظارتی فعال وجود ندارند. بیشتر آنها با استقراض مکرر قصد دارند بازده دارایی های خود را به حداکثر برسانند. اگرچه صندوق های تامینی ادعا می کنند که نقدینگی به بازار می دهند، اما می توانند به سرعت نقدینگی را نیز کاهش دهند. مؤسسات مالی بزرگ نیز وجوه خارج از تعادل را مدیریت می کنند و در صورت بروز زیان، این وجوه به آنها بازگردانده می شود. پیش بینی های فوق العاده سود برای صندوق های تامینی به طمع دامن می زند، که تأثیر منفی زیادی بر بازار تنظیم شده دارد.

با این حال، سیاستمداران و همچنین سرمایه گذاران معمولی فاقد دید کلی و دانش خاص هستند. همانطور که در طول بحران زیرمجموعه نشان داد، اگر نگوییم غیرممکن است، دریافت اطلاعات در مورد آنچه خارج از حوزه قضایی شما در حال وقوع است بسیار دشوار است.

تنها تعداد کمی از کارشناسان بسیار متخصص می توانند همبستگی های مالی خصوصی و وابستگی های متقابل را در بازارهای مالی غیرشفاف جهانی شده درک کنند. عمدتاً به این دلیل است که برخلاف بانک ها و شرکت های بیمه که تحت نظارت دولت ها هستند، هیچ نظارتی بر صندوق های تامینی و مؤسسات مرتبط با آن ها وجود ندارد، و همچنین قوانین مؤثر بین المللی نیز وجود ندارد. علیرغم خطرات جهانی بالقوه ذاتی این صندوق ها، تعداد کمی از مقامات مالی قدرت قضاوت و مهار این ریسک های مالی را دارند که می تواند بر اقتصاد ملی خود تأثیر بگذارد.

احتمالاً ابزارهای مالی برای تنوع بخشیدن به ریسک ها ابداع شده اند که به گفته بازیگران بازار، به ثبات بازار مالی و در نتیجه اقتصاد به عنوان یک کل کمک می کند. اما همان ابزاری که برای تنوع بخشیدن به ریسک ها وجود دارد، اغلب به یک ریسک جدید تبدیل می شود، همانطور که در مورد وام های فرعی اخیر ایالات متحده آشکار شد. با افزایش نوسانات قیمت، این صندوق ها می توانند بازار را نیز بی ثبات کنند. سرمایه گذاری کوتاه مدت این صندوق ها نمی تواند با کارایی بلندمدت شرکت ها هماهنگ باشد.

همچنین در برخورد با صنعت مشتقات مشکلی وجود دارد. اهمیت سیستمی استرن خرس بسیار برجسته بود. طبق اعلام بانک تسویه حساب بین المللی ، حدود 85 ٪ از حجم معاملات مشتق بدون نسخه (OTC) و بنابراین پیچیده تر ، پرخطر تر ، سودآور و کمتر مایع نسبت به مشتقات معامله شده مبادله و اصلاً شفاف نیست. حل و فصل بسیار آهسته و ناکارآمد است. توسط تنظیم کننده ها و اخیراً با اعلامیه وزرای دارایی G7 ، بانکهای پیشرو سرمایه گذاری برای ساختن یک عملیات پاکسازی مرکزی با قیمت 62. 2 تریلیون دلار مبادله اعتباری/بدهی تا سپتامبر 2008 انجام داده اند. از این تجارت با حجم عظیم. اما با دلالت ، این امر باعث کاهش سودآوری نیز می شود و بنابراین خطر مهاجرت مشاغل و افراد به صنعت کنترل نشده را القا می کند.

توجه بیشتر به صندوق های ثروت مستقل ، زیرا بسیاری از کشورها ، از جمله چین و روسیه ، کشورهای جدید را ایجاد یا گسترش می دهند. در حال حاضر حدود 30 SWF با کل سرمایه گذاری تخمین زده شده بیش از 3 تریلیون دلار وجود دارد. کشورهایی که دارای منابع طبیعی گسترده یا تجارت و مازاد حساب جاری هستند ، این SWF ها را مدیریت می کنند. بر خلاف سرمایه گذاری ذخیره ارز خارجی ، هدف این است که با سرمایه گذاری در طیف گسترده ای از ابزارهای مالی و دارایی های واقعی ، بازده را به حداکثر برسانیم. نگرانی ها مطرح شده است و مشاوره های بین المللی مربوط به شفافیت و استراتژی های سرمایه گذاری نهادهای ثروتمندی عمومی است.

نظارت بر بازارهای بین المللی و اطمینان از شفافیت بیشتر

تنظیم کننده ها و شرکت کنندگان در بازار بازی را با Dynamite انجام می دهند. یک اجماع گسترده وجود دارد که باید در مورد تراز کردن مشوق های مدیران و جبران خسارت با منافع ، خطرات و پاداش های سرمایه گذاران انجام شود. سوال یکی از نظارت بر بازارهای مالی با برخی فوریت ها است. سیاستمداران در حال تشخیص و پاسخگویی به احساسات عمومی هستند که پتانسیل فزاینده ای برای تنش های اجتماعی دارد - در زمانی که تقسیم درآمد بین ثروتمندان و بقیه در حال رشد است و به مسئله بحث های عمومی تبدیل شده است ، که باعث نارضایتی روزافزون نسبت به اقتصاد بازار می شودبشر

زیاده روی در صنعت مالی ممکن است واکنش های سیاسی و اجتماعی گسترده تری و آسیب زا را در برابر اصل بازارهای آزاد ایجاد کند. در حال حاضر برخی از پیشنهادات برای مهار جریان جهانی سرمایه ارائه شده است. پیشنهادات برای مقررات سختگیرانه تر بسیار زیاد است. مشکل این است که اطمینان حاصل شود که خسارت واردات ناشی از زیاده خواهی های گذشته با آسیب به عملکرد بازارها و اقتصادی که آنها با مقررات جدیدی انجام می دهند که هدف آن کنترل زیاده خواهی های گذشته است ، دنبال نمی شود.

اگر ، در نتیجه ، بانک های سرمایه گذاری ایالات متحده باید تحت صلاحیت سیستم فدرال رزرو قرار بگیرند ، ممکن است اعمال عظیم آنها به سطح بانکهای تجاری کاهش یابد. این امر به شدت می تواند وام آنها را به حمایت از صندوق ها و صندوق های سهام خصوصی و همچنین ظرفیت های اهرم آن صندوق ها کاهش دهد. این می تواند مؤثرتر از هرگونه تلاش برای تنظیم مستقیم این وجوه باشد. در همین زمان ، تنظیم کننده ها در حال کار بر روی قوانین دقیق کفایت سرمایه اضافی برای بانک ها ، از جمله کتاب های تجاری و دارایی های خارج از ترازنامه محصولات اعتباری ساختاری هستند. این امر نه تنها اهرم خود را کاهش می دهد ، بلکه به مشتریان کلیدی آنها ، صندوق های تامینی و صندوق های سهام خصوصی نیز کاهش می یابد.

بازگرداندن قوانین توسط کمیته بازل در بانک برای شهرک های بین المللی عمداً شامل مدیریت نقدینگی است - به درستی ، با توجه به نبوغ که بخش مشتقات نه تنها محصولات AAA را از ناخواسته توسعه داده است ، بلکه برای تحول بلوغ معکوس در مقیاس بزرگ نیز توسعه یافته است.

مشاهدات زیر در جلسه گروه سطح بالا متخصص در هامبورگ انجام شد:

  • خانوارهای آمریکایی باید با قرض گرفتن کمتر و با صرفه جویی در بیشتر ، به پایان برسند و در نتیجه مسئولیت صداقت مالی خود را بر عهده بگیرند.
  • ضمن انتقاد از سبک مصرف ایالات متحده ، به شدت تشویق می شود که کشورهای در حال توسعه و نوظهور اقداماتی را برای تقویت مصرف ملی خود ، از جمله ایجاد شبکه های ایمنی کافی انجام دهند تا از عرضه اضافی وجوه در بازار جهانی سرمایه جلوگیری کنند.
  • کشورهای در حال ظهور بازار باید به منظور کاهش مازاد ، مصرف را افزایش دهند.
  • باید مشخص شود که آیا حدس و گمان در بازارهای نفتی باعث افزایش قیمت کالاها می شود. سرمایه گذاران باید از قیمت ها پیروی کنند و نه راه دیگر.
  • رهبران سیاسی باید با انتخاب کنندگان خود واضح باشند که بین ثبات مالی بلند مدت و پول ارزان انتخابی وجود دارد.
  • تجارت بین ثبات و هزینه بالای سرمایه و هزینه ارزان سرمایه و بی ثباتی را به وضوح به مردم هجی می کند.

(مقررات ، نظارت و شفافیت)

  • یک سیستم نظارتی مالی یکپارچه تر در ایالات متحده می تواند از طریق دلسردی از اعمال بیش از حد و بدهی ، نرخ پس انداز خصوصی را طی کند.
  • نیاز به تغییر مسیر سیستم مالی جهانی وجود دارد تا آن را قوی تر و مقاوم تر کند. ممکن است یک قیمت کوتاه مدت برای پرداخت وجود داشته باشد ، اما ارزش آن را دارد که بتوانید سعادت بلند مدت را به همراه داشته و از بحران جدی جلوگیری کنید.
  • مراحل انجام شده نباید نوآوری بازارها را خنثی کند. در عوض ، آنها باید کمک های فنر و کوسن های سرمایه را در زمان های خوب تقویت کنند تا تاب آوری سیستم مالی به استرس و شوک های شدید افزایش یابد.
  • یک رویکرد جامع باید با توجه به مقررات در نظر گرفته شود. همکاری های بین المللی باید توسعه یابد و همه با همه در ترازنامه باید از نظر نظارتی به طور مساوی رفتار شود.
  • اهرم کلی باید به تدریج کاهش یابد. بافر و کوسن های قوی تر ، چه از نظر سرمایه و چه از نظر نقدینگی ، باید در هر شرایطی از جمله در اوقات خوب معرفی و نگهداری شوند. این تلاش جدید باید در سراسر جهان و بدون نقص انجام شود. یک نهاد بین المللی ، ترجیحاً صندوق بین المللی پول ، باید برای اجرای این توصیه ها توانمند شود.
  • به بانکهای مرکزی که هیچ وظیفه نظارتی ندارند ، باید به منظور حفظ نقش و وظیفه خود برای اطمینان از ثبات سیستم مالی ، به اطلاعات نظارتی ، از جمله بازرسی های در محل دسترسی داشته باشند.
  • شفافیت نهادهای غیر تنظیم شده باید با دادن مقامات نظارت و بانکهای مرکزی حق دریافت اطلاعات در مواقع استرس یا هنگامی که ثبات مالی در معرض خطر است ، افزایش یابد.
  • به مقامات دولتی باید دسترسی سریع و مداوم به کلیه اطلاعات مربوطه توسط همه شرکت کنندگان در بازار ، هر چه وضعیت قانونی آنها ، چه در زمان عادی و چه در بحران ، داده شود تا خطر اخلاقی در مداخلات خود به حداقل برسد و کارآیی آنها را افزایش دهد.
  • رهبران سیاسی باید راه هایی برای تنظیم صندوق های محافظت از ریسک پذیری و کنترل نشده به منظور افزایش شفافیت عملیات مالی و اعطای مقامات نظارتی در مورد امکان مداخله در برابر سوء استفاده در نظر بگیرند.
  • نباید ورق خارج از تعادل وجود داشته باشد ، بلکه نیاز به سرمایه بالاتر و/یا حداکثر اهرم مجاز است.
  • آژانس های رتبه بندی باید تنظیم شوند. دانش آنها باید بهبود یابد و باید با توجه به مدلهایی که رتبه های خود را بر اساس آنها پایه گذاری می کنند ، شفافیت وجود داشته باشد. افزایش رقابت در صنعت توسط حضور بیشتر آژانس ها می تواند استانداردها را بهبود بخشد.

(نقش صندوق بین المللی پول)

  • توصیه می شود که صندوق بین المللی پول نقش نظارت و سیگنالینگ بر استانداردها و اقدامات مالی جهانی داشته باشد. استقلال هیئت صندوق بین المللی پول باید تقویت شود. هیئت مدیره باید به جای پایتخت ها به مقالات پایبند باشد.
  • صندوق بین المللی پول باید نظارت متقارن سیستم های مالی را در کشورهای عضو تقویت کند.
  • G8 باید از صندوق بین المللی پول بخواهد توصیه هایی را برای دستورالعمل های نظارت و جهت گیری بازارهای مالی بین المللی پیشنهاد دهد. اینها باید در برابر بازارهای در حال توسعه و نوظهور ، عادلانه و بارگذاری شوند ، که نیازهای ویژه آنها باید از آنها تأمین شود.
  • صندوق بین المللی پول باید به عنوان بخشی از دستورالعمل رسمی خود وظیفه داشته باشد تا نظارت ، تجزیه و تحلیل و راهنمایی در بازارهای مالی بین المللی ، بررسی رفتار شرکت کنندگان در بازار و تنظیم کننده ها و سرپرستان آنها ، معیار این رفتار در برابر استانداردهای پذیرفته شده بین المللی و بهترین روشها و آن را انجام دهد. ارزیابی عمومی. در صورت وجود چنین استانداردها و بهترین شیوه ها ، صندوق بین المللی پول باید احزاب مربوطه را تشکیل دهد تا فرمولاسیون خود را به صورت تعاونی تسهیل کند. برای اینکه صندوق بین المللی پول این کار را به طور مؤثر انجام دهد ، باید ساختار حاکمیت آن اصلاح شود.
  • روسای دولت و دولت G8 باید با خواستار کنفرانس جدید "برتون وودز"-در عین حال نشان دهنده آمادگی خود برای اصلاح سهمیه صندوق بین المللی پول و حق رأی در چنین مواردی ، در راه اندازی چنین اصلاحات صندوق بین المللی پول پیش بروند. روشی که هیچ کشور عضو یک اقلیت مسدود کننده را حفظ نمی کند.

(خطرات ذاتی در ابزارهای جدید)

  • این امر بسیار مطلوب خواهد بود که مجموعه مالی فعلی را در جزایر معافیت مالیاتی و بدون کنترل در کارائیب ، اروپا و جاهای دیگر لغو کنید. برای بستن پناهگاه های مالیاتی باید اقدامات ملی و بین المللی انجام شود. به عنوان یک هدف کوتاه مدت ، دولت های کشورهای OECD می توانند بانک های خود را از وام به موسسات مالی خصوصی که در پناهگاه های مالیاتی ثبت شده اند ، منع کنند.
  • این امر ، از جمله موارد دیگر ، هنجارهای قوی تر در مورد مسئولیت پذیری ، حاکمیت و رفتار اخلاقی توسط مدیران واسطه های مالی و صندوق ها و همچنین بسته شدن شکاف های اطلاعاتی از طریق افشای بهبود یافته توسط نهادهای تنظیم شده و غیر تنظیم شده است.
  • مشکلات مشوق در صنعت مالی باید به عنوان یک فوریت مورد توجه قرار گیرد. راه حل ها باید کاملاً اجرا شوند. به عنوان یک اصل کلی ، شرکت کنندگان در بازار باید عواقب تصمیمات خود را در مورد ریسک گرفتن (هم منشأ و هم انتقال) به اشتراک بگذارند. شیوه های جبران خسارت برای مدیریت باید به گونه ای طراحی شود که مطابق با علایق بلند مدت و ترجیحات ریسک سرمایه گذاران و پس انداز باشد.

(صندوق های ثروت حاکم)

  • صندوق های ثروت Sovereign نقش مثبتی در سیستم مالی جهانی داشته اند. این برای سیستم مفید نخواهد بود که در آینده در مورد امکانات فرضی انجام اشتباه عمل کند. صندوق های پرچین و آژانس های رتبه بندی اولویت فشار بیشتری برای توجه و نظارت نسبت به SWF دارند.
  • مجموعه ای از استانداردها یا بهترین شیوه ها باید در مورد مدیریت SWF ایجاد شود. باید به اطلاعات در مورد آنها دسترسی بهتری داشته باشد. ابتکار اتحادیه اروپا برای همکاری با صندوق بین المللی پول و OECD برای تدوین استانداردها و بهترین شیوه ها برای به دست آوردن دانش بیشتر در مورد SWF ، زیرا بازیکنان بالقوه مهم در آینده بسیار استقبال می کنند و باید از آنها پشتیبانی شوند.

(حرفه ای بودن و مسئولیت اخلاقی)

  • اعضای شورا باید توجه زیادی به نیازها و مشکلات خاص بازارهای نوظهور داشته باشند."شکست" دور دوحه نشانه ای از رها کردن رهبری اخلاقی در دنیای مالی است.
  • رهبران سیاسی باید در مورد یکپارچگی شخصی و اعتماد به پایه های سیستم های مالی ، به ویژه در دنیای بانکداری اعتبار ، صریح باشند. جایی که امروز این استانداردها نادیده گرفته می شوند ، باید محکوم شوند.
  • مسئولیت حرفه ای بانکداران باید تأکید شود. آنها نمی توانند کورکورانه به رتبه بندی آژانس های رتبه بندی تکیه کنند. آنها باید وظایف خود را به خاطر بسپارند و دقت لازم را آماده کنند.
  • سیستم پاداش در بخش بانکی باید مورد توجه قرار گیرد. تنظیم کننده های Beef Up: پول بیشتر ، آموزش بیشتر ، ایستادن بهتر در صنعت به طوری که بهترین ها قابل جذب هستند.
  • ساختارهای تشویقی بنگاهها را در نظارت بر سر می آورند ، جبران خسارت باید با زمان متعادل و ریسک پذیری (به عنوان مثال با داشتن افق چند ساله برای طرح های جایزه) تعادل برقرار شود.
  • فراخوانی برای ابتکار جهانی در زمینه آموزش مالی باید انجام شود. از آنجا که چالش های جمعیتی در تعداد فزاینده ای از کشورها باعث صرفه جویی در طولانی مدت و تلاش های سرمایه گذاری توسط افراد و خانوارها اجتناب ناپذیر می شود ، مردم باید روابط بین ریسک و بازده در بازارهای مالی را بهتر درک کنند. مردم باید بدانند که چه نوع نرخ بازده می تواند در مدت زمان طولانی تر بدون خطر شدید از دست دادن پایدار باشد. دولت ها و بخش مالی خصوصی باید با هم همکاری کنند تا یک تلاش جامع آموزشی را برای توضیح در مورد چالش های مالی که به دلیل پیری جمعیت با آنها روبرو هستند ، توضیح دهند و سواد مالی خود را بالا ببرند تا به آنها در درک بهتر خطرات مالی و راهنمایی آنها به سمت ایمن تر کمک کنند. استراتژی های پس انداز/سرمایه گذاری.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عبدالله بوتیمار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 15:49