چرا محافظه کاران در مورد استاندارد طلا پری ها می چرخند

ساخت وبلاگ

فدرال رزرو صدمین سالگرد تولد خود را در یک پناهگاه سیاسی جشن می گیرد.

در چند امتیاز از زمان تأسیس فدرال رزرو در سال 1913 ، چنین آتش سوزی پایدار را به همراه داشت. این آتش سوزی از سمت چپ است ، زیرا سیاست های آن به نفع گلدمن ساکس ، بانک مرکزی آمریکا و سایر شرکتهای مالی است که بیشترین مسئولیت ذوب مالی سال 2008 و رکود اقتصادی بزرگ را بر عهده دارند. اما همچنین از سمت راست آتش می گیرد.

جمهوریخواهان حزب محافظه کار یا چای نوع انتقاد متفاوتی دارند. آنها این تصور را رد می کنند که فدرال رزرو حتی باید قدرت تنظیم عرضه پول را داشته باشد و دلار را "پرداخت" کند. آنها به پول سخت و بازگشت به استاندارد طلا اعتقاد دارند.

این جمهوریخواهان صفحه ای از کتاب ارتدوکسی های محافظه کار اواخر قرن نوزدهم گرفته اند. محافظه کاران دوباره با جدیت طلا را به عنوان ابزاری برای محافظت از ثروت و قدرت سرمایه داران وال استریت و نخبگان شرکت ها سوق می دهند. محافظه کاران به عنوان بخشی از ترکیب سیاست که 1 درصد برتر را غنی می کند ، خواستار پول سخت هستند. اکنون ، مانند دوران زرق و برق دار ، ایالات متحده ملتی از نابرابری وحشیانه است.

پول سخت اغلب با علت محافظه کارانه مرتبط بوده است. اما بیش از 100 سال از آن زمان گذشته است که تب طلا اینقدر سیاست آمریکا را به خود جلب کرده است.

قانون فدرال رزرو سال 1913 رشته هایی را که ارز ایالات متحده را به طلا وصل می کند ، شل کرد. روابط دیگر تحت عنوان رئیس جمهور فرانکلین دی روزولت در سالهای 1933 و 1944 قطع شد. در سال 1971 ، رئیس جمهور ریچارد م. نیکسون آخرین کراوات بین دلار و فلز گرانبها را قطع کرد.

در سالهای پس از سال 1913 ، نیاز به تأمین پول انعطاف پذیر و تنظیم شده به طور گسترده در سراسر طیف سیاسی پذیرفته شد. تا اواسط قرن ، فقط یک گروه کوچک از ایدئولوگ های راست گرایانه محکم به استاندارد طلا چسبیده اند. در مقاله ای در سال 1990 ، میلتون فریدمن ، تأثیرگذارترین اقتصاددان محافظه کار قرن بیستم ، به طور مناسب چنین مواردی را مانند "مونومای پولی" توصیف کرد.

اما آن زمان بود. امروز طلا پادشاه تفکر اقتصادی محافظه کارانه است.

شخصیت رادیو و تلویزیون گلن بک هاکس سکه های طلا به عنوان یک تجارت ، و استاندارد طلا را به عنوان نجات آمریکا به فروش می رساند. مدیر بودجه رئیس جمهور رونالد ریگان ، دیوید استاكمن ، ارمیاد 700 صفحه ای را نوشت كه از عزیمت از طلا به عنوان ریشه "تغییر شکل بزرگ" آمریكا ابراز تاسف می كند. استیو فوربس ، بزرگان مالی ، مجله Forbes را به ابزاری از حمایت از طلا تبدیل کرده است. و همکار محافظه کار ویلیام کریستول اکنون به گروه کر پیوسته است.

در همین حال ، نمایندگان پل برون (R-Ga.) ، میشل باخمان (R-Mi.) و کارگروه حزب چای کنگره در تلاشند تا "حسابرسی فدرال رزرو" را به عنوان اولین قدم برای لغو قانون فدرال رزرو و بازگرداندن استاندارد طلا در نظر بگیرند. بشردر مجلس سنا ، سناتور رند پاول (R-Ky.) در حال حمایت از کمیسیون برای مطالعه بازگشت به یک ارز تحت حمایت طلا است. جمهوریخواهان همچنین قوانین ایالتی را در کارولینای جنوبی و یوتا تصویب کرده اند و استفاده از طلا را به عنوان ارز تأیید می کنند.

چه چیزی این شیدایی طلا را توضیح می دهد؟استدلال برای طلا یک شکنجه شده است. ظاهراً این کشور را از ویرانی تورم نجات خواهد داد. اما تورم در پایین ترین سطح تاریخی باقی مانده است و بسیاری از ناظران را به خطرات ناشی از تورم به سبک ژاپن توجه می کند.

ظاهراً طلا یک لنگر ثبات را در یک دریای اقتصادی خشن فراهم می کند. اما ، مانند هر کالای دیگر ، طلا در معرض حباب های سوداگرانه است. در طی پنج سال گذشته ، قیمت های طلا بالا و پایین ریخته شده است ، بیشتر شبیه به باد در باد نسبت به یک لنگر محکم.

ظاهراً "خاتمه دادن به فدرال رزرو" ما را به محرمانه سعادت آخرین دوران استاندارد طلا از سال 1873 تا 1914 باز می گرداند. آن سالها شاهد افسردگی های وحشتناک دهه 1870 و 1890 و برخی از شدیدترین شلوغی های مالی و طوفان های اقتصادی در تاریخ ایالات متحده بود.

آنچه سابقه تاریخی نشان می دهد این است که سیاست طلا و پول سخت کشور را به طرز تلخی تقسیم می کند و به سطوح بی سابقه نابرابری اقتصادی کمک می کند. این تجربه به این امر کمک می کند تا از محافظه کاران تب طلایی گیر خود را حس کنید. سپس ، مانند اکنون ، پول سخت سیاست ارجح 1 درصد شرکت ها بود.

قبل از جنگ داخلی ، بانکهای خصوصی دولتی دارای یادداشت های بانک کاغذی صادر می کردند. اما این یادداشت ها بسیار غیرقابل اعتماد بودند. جعل آنها آسان و اغلب ارزش کمتر از ارزش چهره آنها بود. هنگام صدور بانک ها شکم ، دارندگان یادداشت های آنها با کاغذ بی فایده گیر می کردند. جای تعجب نیست که افراد شاغل طرفدار سکه سخت بودند.

در طول جنگ داخلی ، دولت اتحادیه دلارهای کاغذی چاپ کرد. آنها به عنوان "Greenbacks" شناخته می شدند - برای رنگ جوهر چاپ شده در طرف معکوس. وزارت خزانه داری این مقاله یا پول فیات را برای پرداخت سربازان و خرید لوازم صادر کرد. Greenbacks به عنوان پول میهنی که به نجات اتحادیه کمک می کند ، پذیرش گسترده ای - حداقل در شمال - به دست می آورد.

در سالهای بعد ، کنگره اقدامات لازم را برای قرار دادن ارز ایالات متحده در استاندارد طلا انجام داد. برای جایگزینی Greenbacks ، سکه نقره و سایر ارز ، کنگره از یادداشت های بانکی تحت حمایت طلا استفاده می کرد. این یادداشت ها توسط بانکهای خصوصی منشور فدرال صادر شده است - بیشتر آنها در شمال شرقی خوشه بندی شده اند.

این حرکت به سمت ارز مبتنی بر طلا باعث "نبرد استانداردها" شد. طلا در بین ثروتمندان ، از جمله مدیران بانکی و جمهوریخواهان محافظه کار و دموکرات ها عمدتاً از ولسوالی های شمال شرقی حمایت شدیدی داشت.

اما بسیاری از کارگران و کشاورزان پول سخت را با اوقات سخت برابر کردند. این برداشت از مراکز مالی نیویورک و فیلادلفیا قوی تر شد.

در دهه 1870 و 80 پوند ، لیگ های ضد انحصاری ، Grange کشاورزان و شوالیه های کار در برابر استاندارد طلا جنگیدند. بسیاری از اعضای آنها از حزب کارگر Greenback که برای حقوق کار و دلارهای گرین بازپرداخت شده بودند ، حمایت کردند.

این "نبرد استانداردها" در دوران افسردگی دهه 1890 به سر آمد. ائتلافی از گروه های مزرعه و کارگری حزب پوپولیستی را تشکیل داده بود. از جمله اصلاحات دیگر ، پوپولیست ها با استخراج نقره و چاپ گرین ها ، خواستار گسترش عرضه پول شدند.

ویلیام جنینگز برایان ، کنگره جوان سابق از نبراسکا ، علت پول نرم را در کنوانسیون ملی دموکراتیک 1896 در شیکاگو گرفت. برایان ، یک رئیس جمهور قدرتمند ، هرگز پوپولیستی نبود - اما او طرفداری از بسیاری از اصلاحات آنها بود. او نامزد ریاست جمهوری حزب خود را پس از اینکه نمایندگان کنوانسیون با سخنرانی با سخنرانی در مورد صلیب بشریت "بر روی صلیب طلا" به صندلی های خود رسیدند ، اسیر کرد.

میلیون ها کشاورز و کارگر سخت تحت فشار از برایان حمایت کردند. تجربه آنها با استاندارد طلا به توضیح دلیل کمک می کند.

پول سخت به معنای کاهش کلی قیمت ها در رابطه با دلار بود. هر سال از سال 1875 تا 1896 ، قیمت مزرعه 3 درصد کاهش یافت. کشاورزان جورجیا قیمت یک پوند پنبه را از 10 سنت به 5 سنت کاهش دادند. قیمت گندم ایلینویز حتی بیشتر کاهش یافته است. قیمت ذرت به حدی پایین آمد که کشاورزان نبراسکا به جای خرج کردن پول و زمان حمل آن برای فروش آن ، تصمیم به سوزاندن آن برای سوخت گرفتند.

در همان زمان قیمت محصولات زراعی کاهش یافت ، هزینه وام و وام افزایش یافت. کشاورزان برای ماشین آلات و سایر منابع به اعتبار نیاز داشتند. اما یک بازار اعتباری کنترل نشده به این معنی بود که در بعضی از مناطق وام یا آسمان بالا بود یا در دسترس نبود.

اگر کشاورزان بتوانند وام یا وام بگیرند ، پول سخت هزینه پرداخت آن را گرانتر می کند. هنگامی که ارزش واقعی دلار افزایش یافت ، ارزش واقعی بدهی های آنها با آن افزایش یافت. کشاورزان برای تأمین این بدهی ها مجبور بودند گندم یا ذرت بیشتری را بفروشند.

اعتبار کمیاب همراه با دلار کمیاب. از آنجا که بانک های شرقی انحصار صدور اسکناس های بانکی را داشتند ، کشاورزان در غرب و جنوب غالباً فاقد دسترسی به ارز بودند. کمبود دلار در آمریکای روستایی پس از فصل رشد ، هنگامی که ارز کافی برای انتقال برداشت به بازار وجود نداشت ، حاد شد.

کشاورزان وقتی به بار پول سخت می آمدند تنها نبودند. در طی افسردگی های طولانی اقتصادی دهه 1870 و 1890 ، کارگران و تولید کنندگان وزن همان چرخه قیمت تورم را احساس کردند. آنها پرسیدند که چرا کسی در یک آسیاب آهنی سرمایه گذاری می کند ، به عنوان مثال ، وقتی قیمت هر تن آهن رکود یا سقوط کرد.

استاندارد طلا به تنهایی نمی تواند میزان فقر مزرعه یا عمق بحران های صنعتی را توضیح دهد. اما بسیاری از آمریکایی ها فهمیدند که طلا برندگان و بازندگان تولید می کند.

طلا باعث می شود که بازندگان کشاورزان و سایر افراد شاغل در فروش کالا با قیمت های کاهش یافته. این باعث می شد بازندگان افرادی که وام پرداخت می کردند و بدهی بدهند. و این باعث شد تا بازندگان کسانی که فاقد دسترسی به اعتبار و ارز بودند.

اما طلا برای کسانی که ارز را کنترل می کردند ، طلای نگه داشته می شدند یا وام صادر می کردند. این برای شرکت های بانکی ، سرمایه داران وال استریت و سایر طلبکاران خوب بود. در نتیجه ، استاندارد طلا منابع را از فقرا به ثروتمندان و از میانه غربی ، غرب و جنوب به مراکز مالی شمال شرقی منتقل کرد.

برای میلیون ها آمریکایی ، طلا نمادی از قدرت ثروت در بقیه کشور بود. در کنار یارانه های شرکت ها ، مالیات های رگرسیون و سرکوب حقوق کار ، استاندارد طلا اقتصاد را به نفع 1 درصد برتر کج کرد و بین ثروتمندان و فقرا که ایالات متحده هرگز ندیده بود ، باز کرد.

در دهه 1870 ، ضد انحصاری استاندارد طلا را "یادگار بربریت" توصیف کرد. این 50 سال قبل از اقتصاددان جان مینارد کینز همین حرف را زد. منظور آنها این بود که نخبگان شرکتی که چنین طلسم طلایی را ایجاد کردند ، به خرافات و اسطوره متکی بودند.

برای ضد انحصاری ، استاندارد طلا یادگار یک عصر قبل از مدرن بود ، برای یک اقتصاد پویا و در حال گسترش نامناسب بود. آنها خاطرنشان كردند كه منابع طلا با شانس تصادفی صنعت معدن محدود شده اند - و حتی برنامه های تصادفی تر از احتکارگر و دلالان.

یک اقتصاد مدرن ، ضد انحصاری معتقد است که نیاز به ارز قابل اطمینان تری دارد. همچنین نیاز به عرضه پول انعطاف پذیر تر با نیازهای رو به رشد صنعت ، کشاورزی و تجارت داشت. این قابلیت اطمینان و انعطاف پذیری فقط با حمایت قدرتمند دولت ملی می تواند اطمینان حاصل شود.

در دوران افسردگی دهه 1890 ، پوپولیست ها توانستند استدلال های خود را به مرکز سیاست ملی سوق دهند. آنها خواستار یک ارز ملی انعطاف پذیر و قابل اعتماد تر - اعم از کاغذ و نقره ای ، یا ترکیبی از این دو - به عنوان ابزاری برای کمک به کشاورزان مضطرب ، تحریک تجارت و ایجاد یک کشور عادلانه تر و مرفه تر بودند. این تقاضا برای پول نرم صدایی در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری برایان در سال 1896 پیدا کرد.

محافظه کاران از تجارت ، سیاست و آکادمی ها به استاندارد طلا رفتند. آنها به دلیل ایمان شبه نظامی که بر روی این فلز گرانبها به عنوان کلید حفظ ثروت ، قدرت و شیوه زندگی خود قرار دادند ، به عنوان اشکالات طلا شناخته می شدند.

برای صنعتگر جمهوریخواه ، مارک هانا ، پادشاه سیاسی در پشت رئیس جمهور ویلیام مک کینلی ، خطر در "روح کمونیستی" پول نرم است. برای فرانسیس A. واکر ، اقتصاددان دانشگاه هاروارد ، پول کاغذ منجر به "مؤثر بودن" می شود - تضعیف پدران و همسران کنترل نسبت به همسران و فرزندان خود. برای روزنامه نگار ویلیام آلن وایت ، حمله برایان به استاندارد طلا به "شورش ، تخریب و قتل عام" رسید.

برایان انتخابات 1896 را به مک کینلی از دست داد. اعتصاب طلای Klondike در همان سال به طور موقت فشار تورم را تسکین داد. اما وحشت مالی سال 1907 خواسته های تجدید شده برای اصلاحات پولی را تجدید کرد. در زمان رئیس جمهور وودرو ویلسون ، این منجر به قانون فدرال رزرو در سال 1913 شد که مقررات مالی و عرضه پول انعطاف پذیر تری را تأمین کرد.

امروز ، تمام اقتصادهای مدرن دارای پول کاغذ یا فیات هستند که از قدرت دولت حمایت می شود. و احتمال بازگشت ایالات متحده به ارز تحت حمایت طلا برای هیچ یک نیست. استاندارد طلا یادگار تاریخ است.

با این حال ، فریادهای "یکنواخت پولی" بلندتر می شوند. پل ، باخمان ، فوربس ، بک و سایر محافظه کاران اکنون هشدار می دهند که این طلا یا پرتگاه است.

آنها این کار را انجام می دهند زیرا اشکالات طلای امروز همان اهداف اجداد محافظه کار خود را به اشتراک می گذارند. آنها نیز می فهمند که پول سخت در خدمت قدرت و ثروت است.

محافظه کاران فدرال رزرو را در صندلی های خود قرار داده اند. آنها خواستار پول سخت هستند زیرا جدول اقتصادی را در جهت های دارایی و به دور از دارایی ها کج می کند. این امر به نفع شرکت های بانکی و سرمایه داران وال استریت است. این صاحبان خانه را که وام پرداخت می کنند و دانش آموزان با وام پرداخت می کنند ، فشرده می شود. و از پول سخت به عنوان توجیهی برای کاهش آموزش ، مراقبت های بهداشتی و سایر نیازها استفاده می شود.

فدرال رزرو با تعداد کمی از دوستان و دشمنان زیادی ، صدمین سالگرد تولد خود را جشن می گیرد. این بسیاری از این دشمنان را با سیاست های مقررات زدایی خود که باعث گمانه زنی ها ، غنی سازی شرکت های بانکی و کمک به ذوب شدن مالی شد ، به دست آورد. و همچنان با سیاست هایی که از وال استریت در خیابان اصلی حمایت می کند ، دشمن را به وجود می آورد.

اما طلا آنچه را که با فدرال رزرو اشتباه است ، برطرف نمی کند. دقیقا برعکس. پول سخت بخشی از ترکیب سیاست های محافظه کارانه است که بین ثروتمندان و فقرا ، امثال آن را باز کرده است که به زودی پس از تصویب قانون فدرال رزرو صد سال پیش دیده نشده است.

  • برنامه
  • خبرنامه
  • با ما تبلیغ کنید
  • دستورالعمل های تبلیغاتی
  • بیسکویت ها
  • شرایط استفاده
  • حریم خصوصی
  • اطلاعات شخصی من را بفروشید
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عبدالله بوتیمار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 14:02