
در هفته های منتهی به پیش نویس 2014 ، مایک وافل به نتیجه بسیار غم انگیزی رسید: به هیچ وجه قوچ قادر به دریافت هارون دونالد نبود.
حتی با وجود دو دور اول ، قوچ ها به انتخاب شماره 2 نیاز به مقابله داشتند و وافل فکر کرد که برای انتخاب بعدی خود ، شماره 13 ، دونالد غیرممکن است که به آنها بیفتد.
اما یک مربی خط دفاعی می تواند خواب ببیند ، نمی تواند؟بنابراین وافل لابی کرد تا به هر حال دونالد را برای دیدار با کارمندان رام همراه کند.
در روز بازدید ، وافل با دونالد در لابی آشنا شد و او را به اتاق اصلی تیم ، جایی که کل کادر مربیگری جمع شده بود ، قدم زد. Waufle 6 فوت 4 ایستاده است و نگران این بود که چقدر او بالای دونالد ، که در حال حاضر مشهور است ، به عنوان 6 فوت 1 ذکر شده است.
بنابراین ، هنگامی که آنها وارد اتاق شدند ، وافل پشت دونالد آویزان شد و به همان اندازه که می توانست بدون آنکه آشکار باشد ، به پایین فرو رفت. این توهم را ایجاد کرد که وافل و دونالد تقریباً در همان ارتفاع بودند.
جف فیشر و شرکت در وسط شیرجه عمیق در جانی مانزیل قرار داشتند. این صفحه نمایش برجسته جانی فوتبال داشت. هیئت مدیره ERASE دارای آمار و اندازه گیری های جانی فوتبال بود. و حتی اگر همه به مکث برخورد کردند و به او سلام کردند ، دونالد احساس کرد که نگاه کارکنان واقعاً بر او نبوده است. هنوز در فوتبال جانی بود.
ویفل گفت: "من می خواهم شما را با هارون دونالد آشنا کنم.""همه شما می دانید که من نسبت به او چه احساسی دارم."
دونالد چند دقیقه با مربیان گپ زد ، سپس رفت. وافل از دونالد پرسید که چه فکر می کند ، و دونالد شانه های خود را خرد کرد. وی گفت: "تنها چیزی که می توانستم ببینم تصویر جانی مانزیل بود."
آنها آن روز را با یک دست زدن به هم جدا کردند. به نظر می رسید که هر دو اوضاع را درک می کردند: رام و هارون دونالد مناسب خوبی بودند اما بعید به نظر می رسید.
طی هفته های آینده ، وافل سعی کرد با این ایده که پیش نویس احتمالاً آشکار می شود ، محتوا را بدست آورد. Jadeveon Clowney ابتدا به Texans می رفت ، سپس قوچ ها با گرگ رابینسون آبرن را می گرفتند. وی به فیشر گفت: "فقط من را به دو دور هفتم برای کار با آنها ، پس از آن ،" به فیشر گفت.
در عمل نهایی یک آرون دونالد استن ، واوفل یک روز به صفحه پیش نویس Rams رفت و نوار مغناطیسی را با نام دونالد روی آن برداشت. وی به کارکنان گفت که دونالد در نهایت بهترین بازیکن پیش نویس است. و سپس او ناگهان به همان اندازه که می توانست پرید و نام دونالد را در مقابل دیوار گیر کرد ، بالاتر از هر بازیکن دیگر روی تخته.
میدونی بعدش چی شددونالد به نحوی به شماره 13 رسید و قوچ ها با هیجان او را بردند. هشت سال بعد، او بازیکن برتر دفاعی این نسل است و به سرعت در حال ورود به چت بهترین بازیکن دفاعی تمام دوران است.
اما دونالد همچنین یکی از گیج کننده ترین داستان های منشا در تاریخ فوتبال مدرن را نشان می دهد. چگونه او شماره 1 در درفت 2014 نبود؟چگونه او تمام راه را به قوچ در شماره 13 سر خورد؟قبل از آن، چگونه پیت تنها پیشنهاد بورسیه واقعی بود که دونالد از مدرسه Power 5 دریافت کرد؟
19 داستان آرون دونالد جوانی که می خواهید بخوانید بیشتر به سردرگمی اضافه می کند. حقیقت این است که در میان کسانی که دونالد را می شناختند یا در کودکی فوتبال او را تماشا می کردند، همه سرشان را تکان می دهند، شانه هایشان را بالا می اندازند. و سپس یک یا دو لحظه فوق بشری را از بچه کوچکی که به مخل ترین بازیکن دفاعی فوتبال در NFL مدرن تبدیل شده است بگویید.
بقیه دنیا قانع کننده بودند.
آرون دونالد قبل از اینکه تقریباً به خدمت گرفته نشود، قبل از اینکه به انتخاب سیزدهم در درفت پربار سال 2014 برود، قبلاً برای کسانی که او را بهتر می شناختند تالار مشاهیر بود. تصویر توسط الکساندر ولز
وقتی او یک ساله بود، هارون و برادر بزرگترش، آرچی جونیور، صبح به دنبال پدرشان به زیرزمین می رفتند. قرار بود تا یک ساعت بعد، آنها از پله ها تماشا کنند که آرچی پدر در خانه شان در پنسیلوانیا وزنه ها را بلند می کند.
هارون هنوز پوشک بود و سرگردان بود و سعی می کرد وزنه اش را بلند کند. بابا همیشه به پایین پله ها اشاره می کرد، و مرد کوچک تنومند به سمت پایین حرکت می کرد، می نشست و منتظر می ماند.
وقتی آرچی پدر تمام شد، به پسرها اجازه می داد بیایند و یک یا دو دمبل را دور بزنند. او متوجه شد که آرچی جونیور، 4 ساله در آن زمان، به نظر می رسید که علاقه مند به ورزش کردن خودش و تقلید از تمرینات پدرش بود.
هارون؟نه چندانآرچی پدر می گوید: صادقانه بگویم، او یک بچه تنبل بود. مطمئن نبودم که آیا او واقعاً به طور جدی ورزش می کند یا خیر.
30 سال بعد، موفق باشید که یک شیطان تمرین فداکارتر از آرون دونالد پیدا کنید.
آرون بچه ساکتی بود. پدر و مادرش آنقدر ساکت بودند و نگران بودند که هرگز نمی دانستند او به چه فکر می کند. وقتی شروع کردند او را به تماشای بازی فوتبال آرچی در سن 6 سالگی کشیدند، نمی توانستند تشخیص دهند که آیا آرون آن را دوست دارد یا خیر. او بازی ها را تماشا می کرد و برادرش را ریشه یابی می کرد، اما هیچ وقت به نظر نمی رسید که چیزی برای خودش بخواهد.
اما یک روز آرچی پدر صدای پاره شدن کاغذ را از اتاق نشیمن شنید.
هنگامی که وارد شد ، هارون را در آن زمان 3 یا 4 ، روی زمین با یک نوت بوک پیدا کرد و با دقت تکه های کاغذی ریز را پاره کرد. هر قطعه به همان اندازه بود و هارون سپس آنها را درون توپ ها خرد کرد و آنها را پخش کرد. 22 نفر از آنها ، 11 نفر از هر طرف بودند ، و Archie Sr. لبخند زد و وقتی تماشا می کرد که دوست کوچکش شروع به بازآفرینی هر نمایشنامه ای که می توانست از بازی برادرش بخاطر بسپارد ، لبخند زد.
پدرش فکر می کرد شاید هارون دوست داشته باشد روزی فوتبال بازی کند.
تا آنجا که روزهای صندلی ماشینش ، هارون چیزی بیشتر از دنیا دوست نداشت تا با پدر و مادر خود سوار شود و در رستوران مورد علاقه خود متوقف شود: وندی. او می خواست پنیر دوتایی را خرد کند - "پنیر و فقط پنیر" ، او به مادر و پدرش می گفت.
در حقیقت ، سالها بعد به عنوان یک مدرسه ابتدایی ، مربیان به او گفتند که می خواهند او را متوقف کند و از بازی کامل استفاده کند و روی مقابله با دفاعی تمرکز کند.
او در مورد آن مورد آزار و اذیت قرار گرفت ، اما پدرش به او گفت ، "شما خود را از بازپرداخت ، هارون می خوردید. بسیاری از پنیربرهای مضاعف وندی."
هارون به اندازه کودکی آنقدر ساکت بود که والدینش مطمئن نبودند که از تماشای بازی های فوتبال برادر بزرگترش لذت می برد. یک روز ، آنها هارون را دوباره بازسازی نمایشنامه هایی از بازی های برادرش بر روی کاغذ نوت بوک کردند. تصویر توسط الکساندر ولز
هیچ چیز بیش از زمانی که بچه های بلندتر به پایین رسیدند و چهره او را گرفتند ، هیچ چیز کمی آرون دونالد را آزار نداد. این اتفاق خیلی بیشتر از آنچه فکر می کنید اتفاق افتاد ، و آتش سوزی را که هنوز در مورد قد او در او می سوزد ، روشن کرد.(نگاه کنید به: هارون دونالد نه یک ، بلکه دو ، کلاه ایمنی در طول Bengals-RAMS Preseason از هفته گذشته.)
دونالد وزن زیادی به عنوان یک کودک 7 ساله داشت ، بنابراین او از بخش 6 تا 8 ساله خارج شد و در تیم 9 تا 11 ساله Archie بازی کرد. این در مورد زمانی است که او برای اولین بار با شش اینچ یا بیشتر در مورد او با بچه ها روبرو شد - و این نگرانی را شنید که او خیلی کوتاه بود تا همیشه عالی باشد.
اما او هنوز همان هارون دونالد بود که اکنون می بینید. او حتی به عنوان یک کلاس اول که در مقابل کلاس های چهارم و کلاس های پنجم قرار دارد ، می توانست توپ را منفجر کند ، زیر لنت های یک کودک قرار بگیرد و او را در مسیر خود به سمت حامل توپ قرار دهد. این بچه های بزرگتر ناامید ، که پس از آن عکس های روی لنت های شانه ، کلاه ایمنی و به مناسبت ماسک صورت خود را باران می کردند.
آن بچه ساکت و والدینش همیشه از آن تعجب می کردند؟آنها دقیقاً می دانستند که او در طول بازی های فوتبال چه چیزی را در ذهنش داشت. پدرش می گوید: "وقتی او به میدان رفت ، او یک پسر کوچک بود.""او یاد گرفت که خود را در میدان بیان کند."
او یک لحظه مکث می کند ، سپس کمی می خندد. Archie Sr. می گوید: "او خیلی لعنتی خدا بود."
در مدرسه راهنمایی ، پدر هارون گاهی اوقات به تمرین می آمد. او یا در نزدیکی حاشیه ایستاده بود یا با والدین دیگر در پارکینگ تا تپه ای بالاتر از میدان آویزان بود.
یک روز او در زمین پایین بود که هارون یک پاس در هوا را گرفت ، آن را گرفت و شروع به لرزیدن راه دیگر برای انتخاب شش بالقوه کرد. او یک پسر برای ضرب و شتم داشت: گیرنده ای که برگشت و برای ضربه زدن به بریس لنگر انداخت.
چشمان پدرش با وحشت از تصادف که قرار بود اتفاق بیفتد گسترده شد. این کودک مانند یک مجسمه بود که هارون نزدیک شد و کلاه خود را به معده خود پایین آورد. هارون كودك فقیر را كه در حال گذر از زمین بود ، كاملاً كشتی كرد.
پدر هارون در حال تماشای بچه بود ، امیدوار بود که او خوب باشد ، وقتی شنید که چه چیزی مثل یک استامپ پشت سرش به نظر می رسد. هنگامی که او سر خود را چرخاند ، او دید که همه والدینی که در حال پایین آمدن از تپه هستند تا مطمئن شوند این کودک آنها نیست که توسط هارون بخار می شود.
هارون رهگیری را برای یک امتیاز به دست آورده بود و دوباره به شما باز می گردد تا مطمئن شود که هم تیمی اش خوب است. سرانجام کودک از خواب بلند شد و برای بقیه تمرین از میدان بیرون رفت. او در نهایت خوب بود ، فقط برخی از دنده های کبودی.
در راه خانه ، هارون گفت که او سعی نکرده است به کودک آسیب برساند. پدرش گفت: "من می دانم ، هارون. اما این سخت ترین ضربه ای بود که تا به حال دیده ام."
وقتی Archie Jr. Archie Sr. متعهد به بازی در فوتبال در تولدو ، پیشنهاد کرد که تمرینات اضافی را با یک مربی آغاز کند. پدر برای هر دو پسرش روال وزنه برداری زودرس صبح ایجاد کرده بود.
ران گراهام ، مربی قدیمی دبیرستان پن پن هیلز ، می گوید: "داستان های تمرینی افسانه ای هستند.""و بگذارید به شما بگویم ، آنها داستان نیستند. آنها واقعی هستند."
هارون با پدر و برادرش عاشق وزنه برداری بود. این راهی بود که سه نفر از آنها می توانستند اهداف خود را ایجاد کنند و در کنار هم قرار بگیرند. این چیز آنها بود.
اما پدر فکر می کرد شاید یک مربی بتواند در سطح بعدی به Archie کمک کند. بنابراین او مربی محلی Dewayne Brown را برای معرفی چابکی و آموزش سرعت استخدام کرد.
در روز اول ، براون آنها را به یک میدان در همان نزدیکی منتقل کرد. او آنها را سخت اجرا کرد تا ببیند با چه سطح تناسب اندام با او سر و کار داشت ، اما او همچنین دوست داشت اراده و عزم را در روز اول نیز آزمایش کند.
آرچی جونیور باسن خود را خاموش کرد. او هر کاری را که براون پرسید انجام داد ، و او این کار را به خوبی انجام داد. هاروننه خیلی زیاداو در آن زمان 15 یا 16 ساله بود و به براون و پدرش اشاره می کرد که او دارای شکاف های براق است و می خواست جلوی دویدن را بگیرد. براون سعی کرد فشار بیاورد ، اما جوانترین دونالد به روشی غیرقابل اطمینان ادامه می داد.
براون کمی کمی تماشا کرد. آرچی واقعاً بسیار فریاد نبود ، اما او می دانست که چگونه به آرامی هارون را به گونه ای که او را به چالش کشیده است ، به آرامی گول بزند.
خیلی زود ، هارون فقط در حال انجام تمرینات نبود ، او سریعتر از هر 250 پوندی 16 ساله باید آنها را انجام می داد. در طی چند سال آینده ، براون مدام به کار دشوارتر و دریل های کوتاه تر به صفحه هارون اضافه می کرد ، و او همچنان به آنها تسلط داشت. ناگهان براون کسی بود که دارای اسپلینت های درخشان بود که سعی در پشتوانه داشت و راه های جدیدی را برای تبدیل شدن به زندگی هارون به میزان مناسب دشوار می کرد.
او از تمرینات متناسب با انتهای دفاعی به خط حمله رفت و این روزها ، اورون را از طریق همان تمریناتی که برای مشتری های برگشت خود ، مایلز سندرز ، ناجی هریس و دیگران استفاده می کند ، اجرا می کند.
پانزده سال بعد ، با بازی در لس آنجلس ، در نزدیکی برخی از بهترین مربیان جهان ، هارون هنوز به پیتسبورگ باز می گردد تا با براون همکاری کند. براون می گوید: "هارون به من اعتبار داد.""او به عنوان یک مربی فردی ، نشان داد که چیزهای من کار می کند."
در سال 2006 ، هنگامی که Archie Jr. یک ارشد بود و هارون در کلاس نهم بود ، بازیکنان و مربیان پن هیلز برای یک پیاده روی پنجشنبه شب به زمین خانه خود رفتند. در یک شب خاص ، تیم مدرسه راهنمایی در حال بازی در خانه بود زیرا تیم واریسی از میدان و به سمت اتاق قفل سر می زد.
برخی از مربیان سعی می کنند نگاهی به این زمین نگاهی بیندازند تا ببینند چه استعدادی ممکن است در جاده باشد. مربی دفاعی دموند گیبسون پاهای خود را در یک منطقه پایانی کاشت و تماشا می کرد که آرچی دونالد ، خط حمله ستاره خود ، او را روی شانه می زد.
وی با اشاره به مقابله با دفاعی گفت: "این بچه سال آینده واقعاً برای شما خوب خواهد بود."
"کیه؟"گیبسون پرسید.
آرچی گفت: "برادر کوچک من" و او دور شد.
گیبسون برای چند دقیقه دیگر ماند و به تماشای كودك كودك كوتاه و كوچك اشاره كرد كه این بازی را به دست گرفت. گیبسون می گوید: "این مانند مدرسه قدیمی Tecmo Bowl بود.""او فقط همه را در آنجا می گذراند. فهمیدم که قصد دارم یک مورد واقعی را بدست آورم."
در اولین تمرین از دوران دبیرستان ، هارون بلافاصله شبیه یک شروع کننده بالقوه بود.
اما او فقط یک حرکت داشت. حرکت خوبی بود. این حرکتی بود که هیچ یک از هم تیمی های پن هیلز نمی توانست متوقف شود. اما این تنها حرکت او بود.(چه حرکتی داشت؟ "من نمی توانم آن را از دست بدهم ، زیرا او هنوز هم تا به امروز از آن استفاده می کند." گیبسون می گوید.) پس از یک تمرین اولیه ، گیبسون هارون را کنار گذاشت و ستایش را از او و حرکت خود گرفت.
و سپس به او گفت که دیگر نمی تواند از آن استفاده کند.
هارون دچار ناراحتی شد."اما هیچ کس نمی تواند جلوی آن را بگیرد ، مربی؟"هارون گفت.
گیبسون به او گفت كه كارمندان مربیگری معتقدند كه داشتن یك حرکات خارق العاده به او كمك می كند تا به یك بازیکن دبیرستانی واقعاً خوب تبدیل شود اما او را به یك بازیکن یك بعدی در دانشگاه و فراتر از آن تبدیل می كند. گیبسون به او گفت: "سرانجام همه می توانند شما را متوقف کنند."
او می تواند شک و تردید هارون را حس کند. بنابراین گیبسون یک روز در زمینه تمرین به پدر هارون رفت و گفت: "ما در هارون چیزی بسیار نادر داریم. اما من باید او را به سختی مربی کنم. آیا شما در این مورد از من حمایت خواهید کرد؟"
Archie Sr برای یک ثانیه در مورد آن فکر کرد ، سپس بر روی هارون تکان داد."هرچه این مربی به شما می گوید انجام دهید ، این کار را می کنید. من نمی خواهم شکایتی را بشنوم."
همانطور که قول داده شد ، گیبسون باعث شد هارون حرکت مورد علاقه خود را از بین ببرد و آنها از ابتدا روی تکنیک های جدید شروع کردند. گیبسون می گوید: "ما بازی او را به صفر کاهش دادیم."
آنها مجموعه ای از حرکات را توسعه دادند و گیبسون از هارون خواست تا بین نمایشنامه ها نگاه کند تا ببیند کدام یک از او را می خواهد از او استفاده کند. گیبسون و هارون در بیشتر دوران دبیرستان خود به عنوان یک ارگانیسم دو مغز و تک بدن کار می کردند. گیبسون سیگنالها را فرستاد ، هارون سرش را تکان داد و سپس هر دو کیسه ها را جشن گرفتند.
به عنوان یک کلاس دهم ، هارون یک بازیکن برک آور برای پن هیلز بود ، و رسانه های محلی شروع به وزوز درباره چگونگی برادر کوچک Archie Donald در حال مختل شدن در پشت زمینه ها کردند.
اما او چنان کودک زیر رادار و متوسط بود که مربی وی ، گراهام ، خود را در راهروهای معلمان هارون متوقف کرد."آیا این همان هارون دونالد از کلاس من است؟"آنها می پرسند
"او خیلی ساکت است که این نوع کارها را در زمین فوتبال انجام دهد."
دیو ونستد ، مربی پیت ، دستیار سرمربی خود ، گرگ گاتوسو را در سال 2009 به یک بازی پن هیلز فرستاد. ونستدت یک گزارش پفگیر عمیق در مورد چشم انداز هیجان انگیز پن هیلز-دن میسون ، خط مشی ارشد.
میسون آن شب خوب بازی کرد و تأیید کرد که چرا پیت به او پیشنهاد داده است. میسون به پایان رسید و به پیت رفت و قبل از اینکه یک مصدومیت زانو به کار خود پایان دهد ، در خط حمله شروع به کار کرد.
اما توجه گاتوسو به سمت بچه دیگری حرکت می کرد: هارون دونالد. او این نام را می دانست - مربیان پیت همیشه توجه زیادی به بازیکنان خوب در لیگ ورزشکار بین المللی پنسیلوانیا غربی داشتند - اما مربیان پانترز هنوز به دنبال او نرفتند. گاتوسو می گوید: "من نتوانستم چشمانم را از هارون دونالد دور کنم.""من ندیده بودم که کسی در یک بازی کاری را که در آنجا دیدم انجام دهد."
در پایان بازی ، هارون از زمین دور زد و گاتوسو نتوانست خود را در حاشیه قرار دهد."شما پیشنهادی از پیت دارید!"او به عنوان گروهی از بازیکنان گیج کننده - از جمله هارون - فریاد زد و از زمین دور زد.
تا به امروز ، او مطمئن نیست که آیا هارون واقعاً او را شنیده است. اما گاتوسو می دانست که او نیاز به برقراری تماس سریع با Wastedt ، که هارون را دوست داشت اما می خواست پیشنهادات بورس تحصیلی یک روند تصمیم گیری در سطح کارکنان باشد.
"چگونه دن میسون نگاه می کند؟"ونستد پرسید.
گاتوسو گفت: "او عالی بود.""اما ، اوه ، من ممکن است هارون دونالد را پیشنهاد کرده باشم."
"منظورت چیست که شما هارون دونالد را پیشنهاد کردید؟"ونستد گفت.
گاتوسو گفت: "مربی. او همه چیز را خراب کرد."
به نظر می رسید که ونستد شانه های خود را خرد می کند. شاید آنها خوش شانس باشند و با یک مقام دوم پن هیلز به پایان برسند. گاتوسو اکنون می گوید: "ما آن شب به او پیشنهاد دادیم.""و دوباره و دوباره و دوباره."
یک سال بعد ، با تولدو به عنوان تنها مدرسه دیگر که او را تعقیب می کند ، هارون پیت را انتخاب کرد.
در یکی از آخرین بازی های خود به عنوان بازیکن دبیرستانی ، دونالد و پن هیلز با کوهستان رقیب در نزدیکی لبنان روبرو شدند. همه چیز بعد از ظهر همه چیز جالب بود ، و حتی اگر خط مقدماتی با هم مقابله نشود ، دفاع کوهستان لبنان تمام روز با یک چهارم های پنس هیلز بسیار فیزیکی بود.
بازیکنان تهاجمی پن هیلز در حال پارس کردن مربیان خود بودند که حریفانشان چقدر از آنجا دور شده بودند ، زیرا دونالد و شرکت برای بازی در دفاع از زمین بیرون رفتند. در اولین نمایشنامه ، هنگامی که دونالد خط را شکست ، خط دفاعی لبنان به سختی ضربه محکم و ناگهانی را بدست آورد. به نظر می رسید که QB ممکن است توپ را به عقب خود تحویل دهد ، بنابراین دونالد بازوهای خود را پخش کرد و هر دو بازیکن را توسط پیراهن خود گرفت.
هنگامی که او متوجه شد که خط حمله هنوز هم توپ را دارد ، دونالد محکم تر در اطراف پیراهن گرفت و سعی کرد کودک را با یک دست خراب کند. در پشت سر هم بدنی ، وزن بدن دونالد از خط حمله و هوا به بیرون زد و حرکت دونالد باعث شد تا خط حمله به هوا تغییر کند. گیبسون می گوید: "او به معنای واقعی کلمه مانند تیغه هلیکوپتر در هوا بود."
هر دو حاشیه از تصویری از هارون دونالد شوکه شدند ، یک دست که به عقب در حال برگشت بود ، دیگری که مانند یک کودک نو پا می چرخد. آن چنان تصویری گیج کننده و خشن بود که حاشیه کوهستان لبنان حتی در حالی که دونالد خط حمله را به زمین روی پاهای خود پایین آورد ، به زمین حمله کرد. دونالد هرگز حتی هیچ وزنی را روی کودک قرار نمی دهد.
گیبسون تخمین می زند که حدود 60 تن از بازیکنان لبنان به دونالد هجوم آوردند و همه 60 طول کشید تا او را پایین بیاورد. گیبسون پنج ثانیه بعد به آنجا رسید و دونالد سگ شد اما در حال مبارزه با پشت او بود. گیبسون و سایر مربیان بازیکنان را هرچه سریعتر از شمع بیرون زدند ، اما دونالد برای چند دقیقه در زیر کوهی از کوهستان لبنان قرار گرفت تا چند دقیقه قبل از آنکه سرانجام او را از زمین بیرون بیاندازند.
دونالد در حال آتش سوزی بود ، بنابراین گیبسون مجبور شد خود دونالد را به اتاق قفل راه برود. کلاهبرداری تقریباً به پایان رسید ، اما دونالد می خواست به آنجا برگردد. دونالد گوش نمی داد-تا زمانی که گیبسون چقدر برای تیم مهم بود ، که او باید عصبانیت خام را کنار بگذارد و به این فکر کند که چگونه یک شلیک ارزان قیمت یا یک نزاع دیگر ، ارزش خراب کردن کل فصل را ندارد. برای او یا تیم.
سرانجام دونالد آرام شد و شروع به برداشتن لنت های خود کرد. گیبسون گفت: "من به شما نیاز دارم که خونسرد باشید."
دونالد تکان داد که فهمید. اما فقط در مورد ، گیبسون در یک محافظ - برادر گیبسون ، یک دامپزشک نظامی هولکیک - تماس گرفت تا با او بنشیند. گیبسون به دونالد گفت كه در صورتی كه هر كس لبنان به دنبال او بیاید.
اما گیبسون به برادرش گفت ، "او می خواهد بیرون بیاید. اجازه ندهید."
حتی در حالی که حرفه دبیرستانی وی در حال فروپاشی بود ، دونالد تقریباً در هر بازی با گیبسون ارتباط چشمی داشت.
اما قبل از یکی از آخرین بازی های خود ، دونالد از او پرسید ، "امشب می خواهید چه کار کنید؟"
گیبسون دست خود را روی شانه خود گذاشت."ما نمی خواهیم کاری انجام دهیم. این به شما بستگی دارد."
او به او گفت كه او در آنجا است كه در آنجا است ، كه دونالد آماده بود تا از یك زرادخانه وسیع خود حرکات خود را انتخاب كند. به نظر می رسید دونالد در ابتدا شگفت زده شد ، کمی از بازی بدون چرخ های تمرینی.
اتفاقی که در آینده رخ داد ، یک پنجره اولیه بود که چگونه دونالد به یکی از شهودی ترین بازیکنان تاریخ NFL تبدیل شده است. حتی وقتی مربیان قدرت دونالد را توصیف می کنند ، یا درک غیرممکن او از اهرم بدن ، بسیاری می گویند کم ارزش ترین قسمت بازی او روشی است که او دوست دارد و فوتبال را می شناسد.
آن روز ، دونالد به هیچ وجه نگاه نکرد و هر تصمیم خود را گرفت. گیبسون می گوید: "این بهترین بازی من تا به حال از یک فوتبالیست دیده ام.""وقتی آنها توپ را به دست آوردند ، او در پشتی آنها بود. آنها نمی توانستند توپ را تمام روز حرکت دهند ، و این به خاطر یک پسر بود: هارون دونالد. این زمانی بود که می دانستم او چیزی بسیار خاص خواهد بود."
بعد از بازی ، این دو در آغوش بزرگی به اشتراک گذاشتند. دونالد یک آغوش متوسط می دهد. او معاون خود را رها کرد. سپس گیبسون را به عقب کشاند. "او گفت:" مربی ، همه چیز امروز با هم جمع شد. "
در پیت ، جلسات وزنه برداری اولیه اغلب دانشجویان سال اول را که ممکن است از دانشجویان سال اول که برای سال اول تیم های پیشاهنگی هستند بازی می کردند ، از هم جدا می کردند.
هنگامی که دونالد برای اولین جلسه مطبوعاتی نیمکت خود به عنوان یک سر و صدا آماده شد ، بازیکنان جانباز یا ابروهای خود را خفه می کردند و یا ابروهای خود را بالا می بردند زیرا استخدام جدید جدید وزن خود را جمع می کرد. در حالی که او روی نیمکت قرار گرفت ، شروع به QB Tino Sunseri از نظر ذهنی از وزن روی نوار استفاده کرد."نود ، به علاوه 90 ، به علاوه 90 ، به علاوه 90 ، به علاوه 20 ، به علاوه نوار 425؟"
او نمی توانست آن را باور کند. سپس دونالد شروع به افزایش وزن بالا و پایین ، بدون استفاده کرد. دونالد رسیده بود. Sunseri می گوید: "فک من افتاد.""همه این کار را کردند."
هارون با پدر و برادرش عاشق وزنه برداری شد. سی سال بعد ، برای یافتن یک تمرین اختصاصی بیشتر تمرین ، تحت فشار قرار می گیرید. تصاویر الكساندر ولز
Sunseri و Donald بلافاصله به آن ضربه زدند. یک چیز که باعث آسانتر شدن آن شد؟Sunseri هر روز در عمل مجبور شد یک پیراهن قرمز روشن را بپوشد ، زیرا دونالد خط تهاجمی تیم اول را شکنجه می کرد. بیشترین دونالد که می توانست در Sunseri وارد شود ، قبل از اینکه نمایشنامه ها کشته شوند ، یک خرس بود.
اما حتی خرس های دونالد نیز بسیار خشن بودند. Sunseri و دونالد در طول تمرین شروع به دستیابی به یکدیگر کرده بودند - دونالد یک گوینده بی پروا نیست ، اما او دوست دارد به بازیکنان اطلاع دهد که او برای آنها می آید و در نهایت با شرایط خوب اما محکم به آنها می رسد. او دوست دارد وقتی هم تیمی ها به سمت او بازگردند.
خوب ، او معمولاً چنین می کند. بعد از یک تمرین در اوایل سال اول سال اول دونالد ، بازیکنان پیت از میدان و به سمت اتاق قفل پیاده شدند و Sunseri چند پا از دونالد جلوتر بود. آنها هنگامی که Sunseri به دونالد گفت ، "آنها می دانند که می توانم الاغ شما را لگد بزنم ، آنها به طور معمول انجام می دادند.
دونالد تقریباً قبل از پایان یافتن Sunseri در بالای او بود.
او در گوش Sunseri گفت: "نه ، شما نمی توانستید" ، او را در آغوش خرس ناگسستنی انتخاب کرد که تأیید کرد که نه ، Sunseri احتمالاً نمی تواند. دونالد به اندازه کافی طولانی نگه داشت که Sunseri ، که اکنون مربی رده بندی جیمز مدیسون است ، دیگر هرگز شوخی نکرد.
Sunseri می گوید: "فکر می کردم سینه ام منفجر می شود."
دویدن پشت در پیت فایده ای برای پوشیدن پیراهن های محافظ قرمز نداشت. اما آنها همیشه تحت تأثیر قرار می گرفتند که دونالد هرگز عمداً به دنبال ادعایی نرفت ، حتی اگر او می توانست.
دونالد می گوید: "همه ما در یک تیم هستیم ، با همان اهداف.""من نمی خواهم به تیمم صدمه بزنم."
اما فقط به این دلیل که او رد نکرد ، به این معنی نیست که وی از بین رفته است. او به سختی پاپ می کرد ، اما آنها را نیز نگه می داشت تا آنها به زمین نرفتند. جیمز کانر یک تمرین را به یاد می آورد وقتی دونالد از خط عبور کرد و در حالی که او یک دست را گرفت ، یک ضربه واضح به کانر داشت. او برای ضربه به سینه خود مهار کرد. سپس احساس کرد که دونالد او را گرفت ، دایره پشت و جهش به پشت خود ، مانند یک کوله پشتی 300 پوندی.
او کانر را به زمین نرسید. ستاره آریزونا کاردینالز می گوید: "او فقط دوست داشت به شما اطلاع دهد که می تواند هر کاری را که می خواست با شما انجام دهد."
در سال اول دونالد در پیت ، هم تیمی ها شروع به پیدا کردن آن سرگرم کننده برای شنیدن شروع کار با ناله های دونالد در مورد دونالد کردند. آدمانداران همه او را دوست داشتند. آنها نمی توانند صبر کنند تا لاینرهای دیگر مدارس به جای آن با او برخورد کنند. آنها فقط نتوانستند هر هفته تلاش برای کار در یک برنامه بازی ، شکنجه ها را انجام دهند ، و سپس برخی از آنها واقعاً کوتاه همه چیز را بارها و بارها منفجر کردند.
او غالباً به خط حمله می رسید ، او را می پیچید و بعد از آن آزاد می شد زیرا مربیان نمایشنامه را مرده می کردند. سپس دونالد از کنار لباسهای او که فقط کتک می زد ، قدم می زد و می گفت ، "کیسه" یا "الاغ خود را" مستقیماً وارد سوراخ های گوش خود می کند. این لستزنها را سوار می کرد زیرا این یک روش آرام برای مالش بینی آنها در هنگام لرزیدن بود.
و بدترین قسمت برای لاینرها؟بسیاری از آنها شروع به وحشت در مورد آنچه در پیش رو بود. همانطور که پت بوستیک ، مفسران سابق پیت QB و مفسران رنگ ، او از طریق اتاق قفل شماره پیت ، از دهه 50 و 60 برای لاینرهای تهاجمی عبور می کرد ، و نگهبانان و قلاب هایی را که شش اینچ بلندتر و 50 پوند سنگین تر از 18 ساله بودند ، می شنوید-با دهه 90 در گوشه و کنار نشسته و نسخه وحشت زده ای از آن را بشنوید ، "او سخت ترین مرد برای مسدود کردن است ، و او حتی سرنخ هایی را که هنوز انجام می دهد ندارد!"
در آگوست 2011 ، دونالد به تازگی با یکی دیگر از کادر مربیگری جدید ملاقات کرده بود. حرفه او در پیت باید در بین هرج و مرج ترین دوره مربیگری هر بازیکن عالی کالج در سالهای اخیر قرار بگیرد.
او به نوعی با شش مربی از سال 2010 تا '13 به پایان رسید: دیو Wastedt (12 بازی) ، فیل بنت (1 بازی) ، مایکل هایوود (0 بازی) ، تاد گراهام (12 بازی) ، کیت پترسون (1 بازی) و پاولکریست (26 بازی).
این بدان معنی بود که او دائماً با مربیان جدیدی که او را خیلی خوب نمی شناختند ، دست می زد. در سال 2011 ، این پترسون بود که به عنوان هماهنگ کننده جدید دفاعی پیت استخدام شده بود اما در اواخر فصل به عنوان سرمربی موقت به عهده می گرفت.
هنگامی که یک خط دفاعی تهاجمی آسمان خراش با دونالد در حین یک دریل دفاعی در داخل اجرا شد ، پاترسون به تازگی احساس شخصیت و مهارت فوتبال سوفومور امیدوار کننده Panthers را پیدا می کرد. لاینر آرون دونالد کاردینال گناه را انجام داد: او چهره دونالد را گرفت و به آن ادامه داد.
پترسون اکنون می گوید: "هارون هرگز کلمه ای نگفت.""او فقط رفت ،" بم! "و کلاه ایمنی را درست از آن مرد قرار داد. "
این لحظه ای بود که بدیهی است که یک مربی جدید مربیگری دفاعی دونالد را از تمرین خارج می کند تا لحنی را تنظیم کند که مشت زدن به لایقن های مخالف در ناامیدی غیرقابل قبول است. به طور مشخص.
اما واقعاً چه اتفاقی افتاد؟پترسون سوت زد تا دوباره مته را اجرا کند ، سپس به مربیان دفاعی دیگر تکیه داد و نتوانست خنده ای داشته باشد.
پترسون زیر نفس خود به مربیان دیگر گفت: "مرد ، آن مرد را از دست ندهید" و همه آنها دوباره در مورد برخورد دفاعی خاموش آتش سوزی خندیدند.
در یکی از اولین شیوه های جیمز کانر در پیت ، او از نزدیک دونالد را تماشا می کرد. کانر یک دانشجوی سال اول واقعی بود که قصد داشت هم دفاعی را بازی کند و به عقب برگردد ، و او می خواست تا آنجا که می توانست از ستاره ارشد پلنگ ها خیس کند.
در آن روز ، کانر دید که دونالد بعد از یک بازی از میدان تمرین خارج شد و کلاه خود را به عنوان یک مقابله دفاعی دیگر که برای او قرار گرفت ، دور کرد. همانطور که کانر تماشا می کرد ، دونالد کمی تکیه داد و. در سراسر زمین چاودار شد.
سپس کلاه خود را گذاشت ، برگشت و به زیر گفت که به حاشیه برگردد. او حتی یک ضربه محکم و ناگهانی را از دست نداد. در عملدر ماه آگوست.
کانر می گوید: "من همیشه آن تصویر را به یاد می آورم.""او به راحتی می توانست بگوید که او دچار درد معده شده و برای چند نمایشنامه نشست. من دیدم که این همان چیزی است که طول می کشد - برای اینکه خود را از فرسودگی گذشته بکشید."
هم تیمی های پیت نمایشنامه های بسیاری و مورد علاقه بسیاری از هارون دونالد دارند ، اما یکی بیشتر از هر چیز دیگری به وجود می آید.
در پایان سه ماهه اول مقابل دوک در سال 2013 ، شیاطین آبی در منطقه قرمز بودند. در دومین و 10 ، دونالد از یک نگهبان دوک و به میدان برگشت ، جایی که براندون کانت ، بازیکن خط حمله و جاش اسناد در حال برگشت ، در وسط یک گزینه خوانده شده ، به هم زدند. دونالد مجبور شد سعی کند چه کسی را با توپ ، کانت یا اسناید از آنجا بیرون بیاورد؟
در لحظه ، او تصمیم گرفت. با هر دو مقابله کنید. Snead از نظر فنی توپ را داشت و برای از دست دادن 4 حیاط خنجر زد. اما شمع تحت دونالد در آن نمایشنامه دو بدن داشت.
بوستیک ، که این بازی را صدا کرد ، می گوید: "این اعتصاب عظیم یک ضربه نبود.""این فقط سرعتی بود که او به حامل توپ و قدرت کامل رسید تا آنها را با سهولت به زمین بپیوندد. این باورنکردنی بود."
در یک ویدئو کنفرانس ، بوستیک سرش را تکان می دهد ، مثل اینکه دوباره آن را زنده تماشا می کند. او می گوید: "خدا یک مقابله با دفاعی کامل انجام داد."
در حال رشد ، هارون دونالد همان شخصی بود که اکنون می بینیم: آتشین ، رقابتی و انفجاری. تنها چیزی که آتش را در داخل توپ جوان روشن کرد: بازیکنان مخالف چهره خود را به دست می آورند. تصویر توسط الکساندر ولز
آخرین بازی فصل 2013 آخرین بازی دونالد برای پیت بود و پایان سال اول سال اول برای کانر بود. او به خوبی در کنار دونالد بازی می کرد ، و در حالی که در حال عبور از زمین بود ، زیر پا گذاشت. و او همچنین ستاره Breakout بود که در حال بازگشت به ستاره برنامه بود.
در برابر بولینگ گرین در کاسه کوچک Caesars Pizza Bowl ، کانر باورنکردنی بود و برای حیاط های بیشتر (229) از هر بازیکن پیت تاکنون در یک بازی کاسه ای کار می کرد. او همچنین در پایان دفاعی قرار گرفته بود تا اینکه به او گفته شد که توسط هارون دونالد دفاع نکنید.
دونالد گفت: "نه ، دست خود را روی سینه کانر قرار داد."در حاشیه اینجا بمانید. ما برای جرم به شما احتیاج داریم."
این یکی از مهمترین لحظات زندگی کانر بود. او می دانست که در اعماق روح خود ، او عقب مانده است ، و اکنون بخشی از برنامه فوتبال پیت موافقت کرده است. مربیان پیت سرانجام به او گفتند-و دونالد-که آنها به کانر نیاز داشتند تا رهگذر را در یک پیروزی نهایی 30-27 پیت عجله کند.
اما از بسیاری جهات ، آن مکالمه حاشیه با دونالد کانر را تأیید کرد. کانر می گوید: "من احساس کردم که احترام او را گرفتم.""این برای من همه چیز معنی داشت ، و من می خواستم آن را به جلو بسازم."
در صحنه پس از آن ، دونالد به عنوان دفاعی MVP انتخاب شد و کانر افتخارات MVP تهاجمی را به خانه برد. واضح بود که این برنامه اکنون به دست کانر بود. دونالد به دانشجوی سال اول تکیه داد و گفت: "بر روی این کار بسازید. هرگز راضی نشوید. کار سخت پرداخت می کند."
دونالد با حضور در کاسه ارشد سال 2014 ، به عنوان یک انتخاب دور دور اول در مرحله اول انتخاب شد. او سال ارشد خود را با 28. 5 مقابله برای از دست دادن و 11 کیسه در 13 بازی به پایان رسانده بود ، اعداد باورنکردنی برای یک مقابله دفاعی. او به آرامی بلند شده بود اما مطمئناً آگاهی NFL را بالا می برد ، بنابراین همه چشم ها به سمت مرحله اندازه گیری کاسه ارشد تبدیل شده اند.
هنگامی که قد و وزن دونالد اعلام شد: 288 پوند و موهای زیر 6 فوت 1 ، یک زمزمه بر روی جمعیت آمد. هشت DT دیگر به طور متوسط حدود 6 فوت 3 ، 319 پوند بود.
هنگامی که همه چیزها در کنار یکدیگر ایستاده بودند ، دونالد مانند یک نگهبان نقطه ای به نظر می رسید که با قدرت به جلو در ارتباط بود.
اما بعد آنها شروع به دویدن مته ها کردند. بیل جانسون ، مربی خط دفاعی آن زمان Saints می گوید: "این تسلط کامل بر هر بازی هر جلسه هر روز بود."
سرانجام ، جانسون تماشا کرد که مربی آمد و کاری را انجام داد که جانسون قبلاً در یک کاسه ارشد ندیده بود. دونالد آنقدر مختل کننده بود که هر مته را خراب می کرد. بنابراین مربیان مجبور بودند به او بگویند که بیرون بنشیند. می دانید ، بنابراین افراد دیگر فرصتی داشتند.
جانسون آن روز را ترک کرد و دانستن نمایش دونالد را در آنجا-همراه با یک خط دار 4. 68 40 حیاط در ترکیب-به این معنی بود که مقدسین وقتی در شماره 20 انتخاب می کردند ، هیچ فرصتی برای گرفتن دونالد ندارند.
برای جانسون خیلی احساس بدی نکنید: او چند سال بعد به قرعه کشی رسید ، وقتی رامس او را برای مربیگری خط دفاعی به مدت دو فصل ، 2017-18 استخدام کرد. این زمانی است که دونالد دو تا سه جایزه دفاعی NFL خود را در سال کسب کرد ، که بیشتر در تاریخ NFL با J. J. گره خورده است. وات و لارنس تیلور.
جانسون از جمله سال گذشته با غرفه های بیرمنگام USFL می گوید: "من 42 فصل مربیگری کرده ام.""او بهترین من تا به حال در اطراف بوده است ، و حتی این سؤال نیست. او Tiger Woods است."
در شب اول پیش نویس NFL 2014 ، همانطور که قوچ پیش بینی کرده بود ، اوضاع شکسته شد. Jadeveon Clowney به شماره 1 به Texans رفت ، سپس این تیم گرگ رابینسون را در شماره 2 گرفت. رام حدود 100 دقیقه تا انتخاب دوم دور اول خود ، در شماره 13.
Waufle و بیشتر مربیان موقعیتی پیش نویس را از دفاتر خود تماشا می کردند اما به طور دوره ای سر خود را به اتاق کنفرانس بزرگ می کشیدند که در آن جنرال موتورز لس اسید و مربی جف فیشر در حال لنگر انداختن پیش نویس تیم بودند.
مانند هر مربی موقعیت ، ویفل امیدوار بود که آخرین کلمه خوبی را برای بازیکنی که دوست داشت برای انتخاب بعدی قرار دهد. وافل رکورد شکسته ای در مورد دونالد بود ، بنابراین نیازی به گفتن دوباره آن نبود. ویفل گفت: "علاوه بر این ، هیچ راهی وجود ندارد که او به هر حال به ما بیفتد."
هرچند که شب در حال پوشیدن بود ، چند تیم باعث تعجب آور شدند. براونز به طور غیر منتظره ، جاستین گیلبرت ، کرنر کرنر ایالت اوکلاهما را در شماره 8 گرفت (شرکت پیشاهنگی در کل شماره 20 وی را داشت). سپس ، با انتخاب بعدی ، وایکینگ ها UCLA را در خارج از خط حمله آنتونی بار ، که شرکت Scouts Inc. به طور کلی در رتبه 25 قرار گرفت ، گرفت.
در دفتر خود ، وافل نشست و به سه تیم پیش از قوچ نگاه کرد. او فکر می کرد که شیرها احتمالاً به سمت محکم اریک ابرون (آنها) تکیه می کنند ، و تایتان ها احتمالاً با تیلور لوان یا زاک مارتین (آنها لوان را گرفتند) با یک مقابله برخورد می کردند.
این تنها غولها را جلوتر از قوچ ها گذاشت. قلب Waufle غرق شد. او فکر کرد که تام کافلین به هیچ وجه نمی تواند از یک خط دفاعی بی نظم و بی نظیر عبور کند.
و با انتخاب دوازدهم در پیش نویس 2014 ، غولها انتخاب شدند. گیرنده گسترده LSU اودل بکهام جونیور.
وافل از صندلی خود پرید و به پشت اتاق کنفرانس رسید. او ساکت ماند و شنید که مردم در مورد آنچه قوچ ها باید انجام دهند ، می شنیدند. اما حقیقت این است که ، وافل کار خود را انجام داده بود. با پایین آمدن ساعت ، سرها شروع به گره زدن کردند و قوچ ها در انتخاب نامیدند. فیشر به کسی گفت که ویفل را بگیرد ، اما مربی کهنه کار با صدای تند و تیز خود پارس کرد ، "من اینجا هستم."
فیشر با Waufle تماس چشمی برقرار کرد. هر دو لبخند زدند ، سر خود را به سمت پیش نویس خود چرخاندند و بالای هر نام دیگری روی تخته نگاه کردند ، به سمت مردی که قرار بود از آن استفاده کنند.
در آنجا ، دو پا بالاتر از Clowney و Johy Football و همه افراد دیگر ، هنوز نام مغناطیسی هارون دونالد را نشسته بود.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
11 تير
1402 ساعت: 18:30