دو مورخ اقتصادی توضیح می دهند که چه چیزی باعث شده انقلاب صنعتی و زندگی مدرن امکان پذیر باشد.
این داستان را به اشتراک بگذارید
- این را در فیس بوک به اشتراک بگذارید
- این را در توییتر به اشتراک بگذارید
-
همه گزینه های اشتراک گذاری را برای: حدود 200 سال پیش به اشتراک بگذارید ، جهان شروع به ثروتمند شدن کرد. چرا؟
بازیگران وانمود می کنند که به عنوان بخشی از مراسم افتتاحیه المپیک لندن در سال 2012 در انقلاب صنعتی حضور دارند. هری ای. واکر/سرویس خبری تریبون از طریق گتی تصاویر
دیلن متیوز یک خبرنگار ارشد و نویسنده ارشد بخش Perfect Perfect Vox است و از سال 2014 در VOX کار کرده است. وی به ویژه به بهداشت جهانی و پیشگیری از همه گیر ، تلاش های ضد فقر ، سیاست اقتصادی و نظریه و درگیری در مورد راه صحیح علاقه مند است. بشردوستانه انجام دهید.
This story is part of a group of stories called 
پیدا کردن بهترین راهها برای انجام کار
شما می توانید در سه مرحله داستان گونه های ما را به شدت بگویید. در وهله اول ، که برای اکثریت قریب به اتفاق ما در زمین به طول انجامید ، از ظهور Homo Sapiens بیش از 300000 سال پیش تا حدود 12،000 سال پیش ، انسان ها شیوه زندگی عمدتاً عشایری زندگی می کردند و از طریق شکار و تهیه غذا برای غذا فرا می گرفتند. در دوم ، از حدود 10،000 سال قبل از میلاد به حدود سال 1750 میلادی ، انسان به تصویب رسید و به تأمین امنیت غذا می داد و منجر به تأسیس شهرها ، شهرها ، حتی امپراتوری ها می شد.
دوره سوم ، که در آن همه ما زندگی می کنیم ، با یک پدیده بی سابقه مشخص می شود: رشد اقتصادی پایدار. اگر اصلاً برای اکثریت قریب به اتفاق تاریخ بشر در بهبود بسیار سریع ، کیفیت زندگی از بهبود به تدریج پیش برود. در انگلستان ، که انقلاب صنعتی او این تحول را آغاز کرد ، تولید ناخالص داخلی سرانه بین سالهای 1700 تا 1800 حدود 40 درصد رشد کرد. بین سالهای 1800 تا 1900 بیش از دو برابر شد. و بین سالهای 1900 تا 2000 ، بیش از چهار برابر رشد کرد.
آنچه امروز ما به عنوان فقر شدید توصیف می کنیم تا چند قرن پیش وضعیت تقریباً هر انسانی روی زمین بود. در سال 1820 ، حدود 94 درصد از انسانها با کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کردند. طی دو قرن آینده ، فقر شدید به طرز چشمگیری سقوط کرد. در سال 2018 ، بانک جهانی تخمین زده است که 8. 6 درصد از مردم با کمتر از 1. 90 دلار در روز زندگی می کردند. و دستاوردها صرفاً اقتصادی نبودند. قبل از سال 1800 ، میانگین طول عمر بیش از 40 سال در هیچ کجای دنیا نبود. امروزه ، متوسط امید به زندگی بشر بیشتر شبیه به 73 سال است. مرگ و میر در کودکی فرو رفته است و با کاهش سوء تغذیه ، ارتفاعات بزرگسالان افزایش یافته است.
سوال بزرگ این است که چه چیزی باعث این تحول شد. مورخان، اقتصاددانان و مردم شناسان فهرست بلندبالایی از توضیحات را برای اینکه چرا زندگی بشر از قرن هجدهم در انگلستان ناگهان تغییر کرد، از تأثیرات جغرافیایی گرفته تا اشکال حکومت، قوانین مالکیت معنوی و نوسانات در دستمزدهای متوسط، ارائه کرده اند.
برای مدت طولانی، هیچ کتابی وجود نداشت که بتواند این نظریه ها را برای افراد غیر متخصص توضیح، مقایسه و ارزیابی کند. این تغییر کرد: جهان چگونه ثروتمند شد، توسط جرد روبین از دانشگاه چپمن و مارک کویاما از دانشگاه جورج میسون، نگاهی جامع به این موضوع ارائه می کند که دقیقاً چه چیزی با شروع رشد اقتصادی پایدار تغییر کرد، چه عواملی به توضیح آغاز آن کمک می کنند، و کدام نظریه ها بهترین عملکرد را دارند. کار درک مرحله جدیدی از زندگی است که انسان ها برای چند قرن تجربه کرده اند.
من با روبین و کویاما از طریق ایمیل مصاحبه کردم. یک رونوشت که برای طول و وضوح کمی ویرایش شده است، در ادامه آمده است.
دیلن متیوز
رشد اقتصادی چیست؟این پدیده ای که می خواهید توضیح دهید چیست؟
جرد روبین
رشد اقتصادی زمانی اتفاق می افتد که رونق اقتصادی افزایش مداومی داشته باشد که می توانیم آن را با تعداد کل کالاها و خدمات تولید شده در اقتصاد اندازه گیری کنیم. دنیایی که ما امروز می شناسیم نتیجه مستقیم رشد اقتصادی است که در قرن نوزدهم در بریتانیا آغاز شد، به سرعت به بخش هایی از اروپا و آمریکای شمالی گسترش یافت و از آن زمان تاکنون بی وقفه ادامه یافته است. از آن زمان تاکنون استانداردهای زندگی در شرق آسیا، اروپای شرقی و بخش هایی از آمریکای لاتین افزایش یافته است. امید واقعی وجود دارد که باور کنیم این امر در آسیای جنوبی، خاورمیانه و آفریقای جنوب صحرا در طول زندگی ما ادامه خواهد یافت.
ما سعی می کنیم توضیح دهیم که چگونه این اتفاق در وهله اول به وجود آمد. چرا رشد قبل از قرن 19 اتفاق نیفتاد؟پیش شرط هایی که بریتانیا داشت که به آن اجازه می داد ابتدا پرواز کند چه بود؟چرا برخی کشورها از بریتانیا پیروی کردند و برخی دیگر نه؟این تاریخ چه چیزی می تواند به ما بگوید که چگونه ثروت می تواند در قرن بیست و یکم به سایر نقاط جهان گسترش یابد؟
دیلن متیوز
در اوایل کتابی که می نویسید ، "بیشتر افرادی که تا به حال زندگی کرده اند - حداقل ، قبل از قرن بیستم - در شرایطی بسیار شبیه به موارد بسیار فقیرترین جهان زندگی می کردند."این یک نقطه شروع متداول در تاریخ اقتصادی است ، اما من می دانم که برای بسیاری از افراد غیرمجاز غیرقانونی است. افرادی که از روم باستان درباره آنها می خوانیم به نظر نمی رسد امروز فقیرترین مردم باشد. اخیراً حتی برخی از ادعاها وجود دارد مبنی بر اینکه دهقانان قرون وسطایی بهتر از کارگران آمریکایی قرن بیست و یکم زندگی می کردند. چگونه می دانیم بشریت برای مدت طولانی خیلی ضعیف بود؟
مارک کویاما
مطمئناً ، هنگامی که ما به ویرانه های رومی Coliseum یا Pompeii نگاه می کنیم یا در مورد سرمایه گذاری های دارایی سیسرو می خوانیم ، به نظر می رسد یک اقتصاد پیشرفته و پیشرفته ای است که باعث ایجاد مقدار قابل توجهی از سعادت می شود. و به نوعی این تصور درست است. کار دانشمندانی مانند کایل هارپر ، پیتر تمین و ویلم جونگمن نشان می دهد که اقتصاد روم بسیار تجاری و شهرنشینی (برای استانداردهای پیش تولیدی) بود.
اما این برداشت نیز گمراه کننده است. دنیای روم بسیار نابرابر بود ، بنابراین ما نمی توانیم از خواندن در مورد الگوهای مصرف سناتورها ، در مورد استانداردهای متوسط زندگی استنباط کنیم. و همانطور که کایل هارپر در کتاب خود "سرنوشت روم" خلاصه می کند ، رونق تجاری که با آن به بیماری مبتلا شده است ، و همه شواهد نشان می دهد که رومیان معمولی ، شاید در آپارتمان های اجاره ای یا انسولین زندگی کنند ، جوان درگذشت ، تغذیه بدی داشتند و میزان بالایی از قرار گرفتن در معرض آنبه بیماری اپیدمی.
اکنون ، مثال دهقان قرون وسطایی یک نقطه مقابل جالب است. بر خلاف روم باستان ، اقتصاد قرون وسطایی (خارج از جاهایی مانند فلورانس) به خصوص تجاری یا پیشرفته نبود. مثلاً سطح شهرنشینی در انگلستان قرن پانزدهم ، پایین بود. بنابراین ، تصور ما یکی از فقر گسترده خواهد بود.
اما تحقیقات مورخان اقتصادی نشان می دهد که این تصور حداقل در برخی از ابعاد اشتباه است. اکنون ، این ادعا که دهقانان قرون وسطایی بهتر از آمریکایی های قرن بیست و یکم بودند ، مزخرف قابل لمس است. اما همانطور که توسط پروکسی هایی مانند دستمزد واقعی اندازه گیری می شد ، یک دهقان انگلیسی در سال 1450 به احتمال زیاد بهتر از رومی متوسط بود. دهقان انگلیسی به احتمال زیاد گوشت و الکل بیشتری مصرف می کرد ، از اوقات فراغت بیشتری برخوردار می شد و لباس های با دوام تری نیز داشت.
یکی از دلایلی که در فصل پنجم کتاب ما بحث می کنیم ، جمعیتی بود. در دنیایی که عمدتاً توسط نیروهای مالتوسیایی اداره می شد ، شوک هایی مانند مرگ سیاه-که بین یک سوم و نیمی از جمعیت اروپا کشته شد-به معنای این بود که بازماندگان برای هر فرد مقادیر زیادی از زمین داشتند.
دیلن متیوز
شما سعی می کنید دو چیز گسترده را در مورد رشد اقتصادی پایدار توضیح دهید: چرا از زمانی که این کار (در اواسط قرن 18) شروع شد و چرا از آنجا شروع شد (انگلیس). بیایید با زمان شروع کنیم. چه مدت طول کشید؟انسانها ممکن است 10،000 سال پیش کشاورزی را اختراع کنند. چرا 9،800 سال طول کشید تا این امر منجر به رشد اقتصادی واقعی شود؟
جرد روبین
این یکی از سؤالات اصلی در کل اقتصاد است. پاسخ آن برای این امر مهم است که چرا برخی از کشورها ثروتمند می شوند و برخی دیگر چنین ندارند. ساده ترین پاسخ این است که رشد اقتصادی تنها پس از پایداری میزان نوآوری تکنولوژیکی رخ داده است. بدون نوآوری پایدار فن آوری ، هیچ پیشرفت اقتصادی یک طرفه منجر به رشد پایدار نخواهد شد. درآمد در کوتاه مدت افزایش می یابد ، اما با گذشت زمان مردم نوزادان بیشتری خواهند داشت و آن نوزادان مازاد اقتصادی را می خورند. این پس از توماس مالتوس ، روحانی انگلیسی در اواخر قرن 18 ، به عنوان "تله مالتوسیایی" شناخته می شود. این منطق مالتوسیایی دنیای پیش صنعتی را به خوبی توضیح می دهد.
اگرچه در رشد اقتصادی قبل از صنعتی ، آب و هوا و جریان وجود داشته است ، اما هیچ جامعه ای از بین نرفت و به رشد پایدار اقتصادی دست یافت. این اتفاق تنها پس از آن اتفاق افتاد كه میزان كلی پیشرفت فن آوری به اندازه كافی بالا رفت تا بیش از آنكه فشار نزولی تحمیل شده توسط رشد جمعیت را جبران كند.
سؤال این است که چرا اینقدر طول کشید تا میزان نوآوری تکنولوژیکی مانند گذشته رشد کند. این یکی از سؤالاتی است که ما در این کتاب به آن پاسخ می دهیم. و یک پاسخ "گلوله نقره ای" وجود ندارد. برای مثال ، نوآوری پایدار به مؤسساتی نیاز دارد که مصادره توسط دولت را محدود کنند (و به طور کلی از سایر حقوق مالکیت محافظت می کنند). اما بیشتر جوامع تاریخ جهان در این بعد ضعیف بودند.
نوآوری پایدار همچنین به ارزشهای فرهنگی نیاز دارد که از نوآوری پشتیبانی می کند و درک نحوه عملکرد جهان را ترغیب می کند. جوامعی که در آن کار مورد بررسی قرار می گیرند بعید است که نوآوری پایدار را تجربه کنند.
در نهایت (و این مهم برای شتاب در رشد است که از اواخر قرن نوزدهم تا بیستم مشاهده می کنیم) ، همچنین به خانواده ها کمک می کند تا تعداد کودکانی را که دارند محدود کنند. این لزوماً به نوآوری کمک نمی کند ، اما این بدان معنی است که نوآوری سریعتر به رشد تبدیل می شود.
بیشتر جوامع تاریخ جهان هیچ یک از این ویژگی ها را نداشتند ، چه رسد به همه آنها. مدتی طول کشید تا همه این پیش شرط ها در یک ملت به هم وصل شوند. اما پس از انجام این کار ، رشد اقتصادی از بین رفت.
دیلن متیوز
همانطور که به طور مکرر توجه داشتید ، انقلاب صنعتی در انگلیس پس از قرن های استعمار اروپایی اتفاق افتاد و بعد از اینکه انگلیس و سایر کشورها تجارت بین المللی برده ها را ایجاد کردند. بسیاری از نظریه های انقلاب از منابع جدید جهانی و مردم آفریقایی به بردگی نقش اساسی در توضیح صنعتی شدن می دهد. شما در کتاب خود یک دیدگاه نسبتاً ظریف از موضوع دارید. این چرخه های بهره برداری چگونه با توسعه نهایی رشد اقتصادی ارتباط داشت؟
مارک کویاما
داستان توسعه اقتصادی اروپا شامل خشونت و استثمار زیادی بود. و گفتن آن قسمت از داستان مهم است. این اشتباه است که فقط بر جنبه های مثبت یا خوش خیم رشد اقتصادی تمرکز کنیم.
بحث و گفتگوهای اخیر و اختلافات اخیر بین مورخان اقتصادی و مورخان واقعاً در مورد مسئله ضرورت و علیت است.[از نظر ما] ، استراحت تعیین کننده مسئول صنعتی شدن بر تحولاتی است که به نظر می رسد فقط به طور غیرمستقیم با داستان استثمار استعماری مرتبط است. اما کار آینده ممکن است نظر من را در مورد این موضوع تغییر دهد.
جرد روبین
شک کمی وجود دارد که استعمارگران از بهره برداری استعماری سود می برند و استعمارگران رنج می برند. در حقیقت ، ادبیات بزرگی ظاهر شده است که نشان می دهد برخی از این تأثیرات روی استعمار چقدر پایدار بوده است. با این حال ، سؤال در اینجا این است که آیا استعمار برای شروع رشد اقتصادی مدرن تعیین کننده بوده است یا خیر. در این باره ، ما کمتر زاویه دار هستیم.
از یک طرف ، اقتصاد قند در قرن هفدهم و 18 رونق گرفت و پنبه مهمترین ورودی کارخانه های نساجی در مرکز صنعتی شدن انگلیس بود. این محصولات زراعی با کار برده و اجباری تولید می شدند.
از طرف دیگر ، شواهد نسبت به ارتباط بین محصولات کارگروه بهره برداری و نوآوری هایی که برای شروع رشد اقتصادی مدرن اساسی بوده اند ، نسبتاً ضعیف است. این به معنای انکار ارتباط بین این دو نیست و افراد معقول در مورد ضد سوالات مربوطه مخالف هستند. آیا در دنیای جدید هیچ کار برده داری وجود نداشته است ، آیا کارخانه های Lancashire می توانستند به اندازه کافی پنبه ارزان قیمت دریافت کنند تا نوآوری ارزشمند باشد؟آیا نوآوری با پنبه گران تر با کیفیت متفاوت از سایر نقاط جهان امکان پذیر است؟
کتاب ما به این نتیجه می رسد که هیچ توضیحی در مورد گلوله نقره ای وجود ندارد که چرا جهان ثروتمند شد. استعمار به احتمال زیاد نقش هایی را ایفا کرده است و به احتمال زیاد نقش بسیار بیشتری در نگه داشتن بخش های بزرگی از جهان که قبلاً استعمار شده فقیر است ، ایفا کرده است. اما بسیاری از ویژگی های اصلی شروع رشد وجود دارد که واقعاً نمی توان آن را با استعمار به حساب آورد. مهمتر از همه ، توضیح اینکه چگونه جهان ثروتمند شد ، نیاز به توضیحی دارد که چرا میزان تغییر تکنولوژیکی به سرعت افزایش یافته است. استعمار ممکن است در این فرآیند نقش غیرمستقیم داشته باشد ، اما دلایل بسیاری دیگر وجود دارد که ما برجسته می کنیم که بسیار مستقیم و مرتبط تر بودند.
من هم دوست دارم مانند مارک توجه داشته باشم که هنوز کارهای زیادی باید انجام شود و کار آینده ممکن است نظر من را در مورد این موضوع تغییر دهد.
دیلن متیوز
در ابتدا ، توجه داشته باشید ، استانداردهای زندگی در انگلیس به دلیل انقلاب صنعتی در واقع برای افراد متوسط بهبود نیافته است. این به توضیح می دهد که چرا منتقدین مانند ویلیام بلیک و کارل مارکس از روند صنعتی شدن بسیار جدی بودند. اما از امروز ، شما می نویسید ، "زندگی طولانی ، سلامت ، سواد ، آموزش ، توانمندسازی زن" ، و و در آن که امروز از آن لذت می بریم "با رشد اقتصادی امکان پذیر است". چگونه رشد از چیزی که در درجه اول به نفع سرمایه داران به چیزی است که می تواند به طور گسترده ای به نفع بشریت باشد ، پیش رفت؟
جرد روبین
یکی از دلایل نهادی است: گروه هایی مانند اتحادیه های کارگری نقش مهمی در توزیع گسترده تر درآمد داشتند. دیگری جمعیتی است. در دوره اولیه صنعتی شدن انگلیس ، جمعیت آن به سرعت به اندازه کافی رشد کرد تا دستمزدها را کاهش دهد. تنها در حالی که مکانهایی از طریق "انتقال جمعیتی" (حرکت خانواده های بزرگ و میزان تولد زیاد و مرگ و میر به خانواده های کوچکتر با میزان تولد و مرگ و میر پایین تر) طی می شد ، سودهای بهره وری شروع به افزایش عمده دستمزدهای واقعی کردند.
یک سوم مربوط به آموزش است. بسیاری از نوآوری های اولین انقلاب صنعتی مبتنی بر علم نبودند و بنابراین نیازی به نیروی کار بسیار ماهر نداشتند. از اواسط قرن نوزدهم ، علم مهمتر شد و نیروی کار با تحصیلات بهتر مورد نظر بود. ایالت ها هزینه های بیشتری را برای آموزش و پرورش آغاز کردند و منجر به نیروی کار با تحصیلات بهتر شدند. آموزش عالی به طور معمول منجر به درآمد بیشتر می شود. هیچ یک از این دلایل توضیح نمی دهد که چرا درآمد به طور گسترده تر توسط خود توزیع می شود. این ترکیبی از این عوامل مهم بود.
مارک کویاما
من با هر آنچه جارد می گوید موافقم. من دو امتیاز اضافه می کنم. اول ، انقلاب صنعتی در جنگهای ناپلئونی رخ داد. این استانداردهای زندگی واقعاً سرکوب شده برای انگلیسی های معمولی است زیرا این بدان معنی بود که مالیات بالا می رود و قیمت مواد غذایی افزایش یافته است.
دوم ، انقلاب صنعتی بسیار مختل کننده بود. این امر با ظهور سریع صنایع خاص مانند منسوجات پنبه ای که در شمال غربی کشور متمرکز شده بودند ، مشخص شد. برخی از تحقیقات جدید نشان می دهد که در دهه های اولیه انقلاب صنعتی ، دستمزد کارگران در شمال انگلیس بالا رفت ، اما این امر با کاهش اقتصادی در بخش های سنتی اقتصاد (به عنوان مثال ، در شرق آنگلیا) متعادل شد. بشر
دیلن متیوز
چندین اقتصاددان مانند رابرت گوردون و توماس فیلیپون نگران این بودند که دو صد سال گذشته ممکن است یک ناهنجاری باشد و اکنون ممکن است رشد کند. آیا تحقیقات شما با توجه به آن ترس ها به شما امید می دهد؟یا باعث می شود آنها منطقی تر به نظر برسند؟
جرد روبین
من با این ترس ها موافق نیستم ، اگرچه منطق پشت سر آنها را می فهمم. من فکر می کنم این نکته ای است که افراد معقول می توانند مخالف باشند.
جهان به دلیل افزایش گسترده در میزان نوآوری تکنولوژیکی ثروتمند شد. من فکر می کنم یک چیز تاریخ فناوری به ما آموخته است این است که تا زمانی که انگیزه هایی برای نوآوری در نوآوری وجود داشته باشد ، ما همچنان شگفت زده خواهیم شد. مهمترین نوآوری های جدید اغلب پیش بینی غیرممکن است. امروز ، هوش مصنوعی امکان چنین شگفتی هایی را ارائه می دهد (با احتیاط های مهم اخلاقی). سه دهه پیش ، این اینترنت بود. در دو قرن گذشته به دلیل اختراعاتی مانند تلگراف ، لوکوموتیو ، خودرو ، تلفن ، برق ، موتور بخار و موارد دیگر ، تحولات زیادی در این دو قرن گذشته رخ داده است.
راه دیگری برای اندیشیدن در مورد آن اینگونه است: قبل از حدود دو قرن پیش، بیشتر کودکان در دنیایی زندگی می کردند که از نظر فناوری شبیه به دنیایی بود که والدینشان در کودکی در آن زندگی می کردند. این موضوع برای کمی بیش از دو قرن صادق نبوده است، حداقل در پیشرفته ترین کشورها از نظر فناوری. فرزندان من در دنیایی با تکنولوژی بسیار متفاوت با من در دوران کودکی زندگی می کنند، همانطور که من نسبت به والدینم زندگی می کردم. من دلیل کمی می بینم که چرا این اتفاق در نسل های بعدی نخواهد افتاد.
مارک کویاما
من این استدلال ها را قانع کننده نمی دانم. من بیشتر با استدلال جاناتان هسکل و استیان وست لیک متقاعد شدم که فناوری های جدید اغلب به شدت مخرب هستند و به ترتیبات سازمانی و نهادی جدیدی برای عملکردشان نیاز دارند. آن ها دهه های اخیر را با افزایش دارایی های نامشهود می دانند و استدلال می کنند که رشد کند بوده است، زیرا ما قوانینی برای بهترین بهره برداری از اقتصاد نامشهود نداریم. رشد ممکن است به رکود ادامه دهد، اما این به دلیل شکست های نهادی است و نه برخی از ویژگی های ذاتی فرآیند رشد.
ما معتقدیم که همه سزاوار دسترسی به اطلاعات واضح و واقعی هستند که به آنها کمک می کند تا خود را در مورد مسائل روز و چیزهایی که کنجکاوی آنها را برمی انگیزد، آموزش دهند. تنها در سال جاری، اتاق خبر ما بیش از 2500 مقاله، بیش از 100 ویدیو و بیش از 650 پادکست منتشر کرد که میلیون ها نفر را در سراسر جهان آگاه کرده و به آنها آموزش داده است.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
24 خرداد
1402 ساعت: 1:10