
با باز کردن بحث ، کارشناسان نظر سنتی دو مرکز قدرت مخالف را اصلاح کردند: یکی در اطراف رهبر معنوی ایران ، آیت الله علی خامنه ، که به حمایت محافظه کاران روحانی متکی است ، گروه بندی می شود. گروه دیگر در اطراف رئیس جمهور معتدل محمد خاتامی واقع شده است که رهبری اصلاح طلبان را بر عهده دارد. بیشتر شرکت کنندگان در سمپوزیوم موافقت کردند که یک مرکز سوم وجود دارد که از آن به عنوان عملگرایان یاد می شود. آنها در اطراف رئیس جمهور سابق علی اکبر هاشمی رافسانجانی گروه بندی می شوند. چندین کارشناس معتقدند که یک مرکز چهارم در ایران نیز به وجود آمده است-به اصطلاح نئو اصلاح طلب.
تعامل بین همه نیروهای اصلاح طلب در ایران بسیار پیچیده است. این همچنین به گروه های خاتامی و رافسانجانی که متعلق به "مخالفت سنتی" هستند ، اشاره دارد. اصلاحات مورد حمایت این گروه ها از نظر محتوا و اولویت ها متفاوت است. در حالی که گروه خاتامی از آزادسازی سیاسی حمایت می کند ، حامیان رافسانجانی اصرار دارند که اصلاحات اقتصادی و نوسازی امکانات صنعتی را تسریع کند. در حالی که رئیس جمهور خاتامی و هواداران وی بر این باورند که آزادسازی رژیم دولت پیش نیاز لازم برای اصلاحات اقتصادی است ، گروه رافسانجانی ادعا می کند که ساختار قدرت سیاسی و ایدئولوژیک موجود در ایران توانایی کافی برای نوسازی فوری را فراهم می کند.
محافظه کاران ، مهمتر از همه ، توسط Khamenei و روحانیت ارتدکس QUM نشان داده شده اند. اکثر سخنرانان حاضر در حضور موافق بودند که خامنه ای که مقام رئیس دولت را دارد ، در واقع کنترل بسیار بیشتری را بر کل سیستم دولت اعمال می کند. حتی مجلس ، یک نهاد نسبتاً دموکراتیک ، توسط محافظه کاران از طریق شورای نگهبانان کنترل می شود ، که می بیند که قوانین ایران مطابق با قوانین اسلامی و قانون اساسی است.
نهاد دیگر دولت ، شورای مصلحت ، حق دارد تصمیماتی را که توسط شورای نگهبانان اتخاذ می شود ، اعلام کند. این ریاست جمهوری سابق رافسانجانی به سر می برد که به نظر می رسد تقریباً به خاتامی حسادت می کند و در نتیجه کمتر تمایل به مخالفت با شورای نگهبانان دارد. با متحد کردن خود با رافسانجانی در مورد مسائل اساسی ، خامنه ای می تواند تأثیر خاتامی را به طور مؤثر کاهش دهد در صورتی که دومی شروع به برچیدن سیستم سیاسی موجود کند.
برخی از کارشناسان تاکید می کنند که در درازمدت، رژیم اسلامی ایران نماینده یک مجموعه واحد روحانیت خواهد بود. رهبران آن ممکن است در برخی مسائل متفاوت باشند، اما همه آنها خواهان حفظ رژیم تئوکراتیک هستند. این در مورد رئیس جمهور خاتمی و گروهش نیز صدق می کند که خواهان نوسازی ایران «از بالا» در چارچوب نظام سیاسی موجود هستند.
با این حال، همه کارشناسان با این نتیجه موافق نیستند. برخی استدلال می کنند که خاتمی و خامنه ای راه های جداگانه ای را طی کرده اند و این روند با تشدید اوضاع سیاسی در ایران از اواسط سال 2002 تقویت می شود. با این حال، اکثر کارشناسان موافقند که احتمال کمی وجود دارد که خاتمی و حزبش در ابتکارات اصلاحی خود رادیکال تر شوند. به نظر محتمل تر است که آنها از خواسته های خود برای آزادسازی رادیکال ساختار اسلامی دولت و افزایش اختیارات ریاست جمهوری دست بکشند. یکی از عواملی که این گروه را مجبور به تجدید نظر در موضع خود می کند، تمایل به به خطر نینداختن «اجماع» خود با خامنه ای است، هرچند شکننده باشد. این مهم در مقابل فشارهای دولت آمریکا است که ایران را در «محور شرارت» قرار داده و رژیم ایران را تهدید به سرنگونی کرده است.
در این میان به نظر می رسد فضای عمومی ایران روز به روز رادیکال تر می شود. اولاً، جامعه ایران نشانه هایی از سرخوردگی نشان می دهد زیرا طرح های آزادسازی اعلام شده توسط دولت هیچ نتیجه خالصی به همراه نداشته است و همچنین پیشرفت زیادی در اصلاحات اقتصادی یا سیاسی حاصل نشده است. دوم اینکه اقتدار رئیس جمهور خاتمی در حال سقوط است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که او توانایی مقابله با محافظه کاران قوی تر و برآورده کردن انتظارات جامعه را از دست داده است. شکاف اعتباری خاتمی پس از انتخابات شورای شهر در 7 بهمن 1382 آشکار شد که رقبای محافظه کار پیروز شدند.
نیروهای طرفدار اصلاحات رادیکال تر فعال تر بوده اند. کارشناسان خاطرنشان می کنند که این فعالیت با سرخوردگی عمومی با تلاش اصلاح طلبان "سنتی" و همچنین با تأثیرات کلی انقلاب آیت الله خمینی تشدید می شود. براساس برآوردها ، حداقل 70 درصد از جمعیت نارضایتی خود را نشان می دهند ، که خود را در بی تفاوتی در انتخابات در طول انتخابات به نهادهای دولت محلی که در بالا به آنها اشاره شده است ، نشان می دهد. این یک واکنش طبیعی از محروم است. بسیاری از این شهروندان فقیر هستند ، آزادی های محدودی دارند و از سایر نقاط جهان احساس انزوا عمومی دارند.
با این حال ، نباید با تفکیک محافظه کاران مذهبی و منفی با توجه به دین برابر شد - دومی با ضعف بیان می شود. نکته مهم این است که سرخوردگی بخش بزرگی از جامعه ایران با انقلاب اسلامی خمینی با احساساتی آمیخته شده است که به نفع حفظ هویت ملی و ایالتی کشور ، منحصر به فرد بودن فرهنگی و مستقل است.
مبنای اجتماعی برای اصلاحات
از دست دادن پتانسیل توهین آمیز جنبش اصلاح طلبانه به رهبری خاتامی ، همراه با ظهور نئو اصلاح طلبان رادیکال تر در مرحله سیاسی ، ایجاد پیش نیاز برای فعالیت های عمومی شدید در جامعه ، بیش از همه در سه گروه اصلی: دانش آموزان ، دانش آموزان ،روشنفکران و تکنوکرات ها. با این حال ، این گروه ها "پتانسیل های نئو اصلاح طلب" متفاوتی دارند و یک "چیز در خود" باقی می مانند-روشنفکران و تکنوکرات ها تا حدی بزرگتر ، و دانش آموزان تا حدی کمتر.
اواسط دهه 1990 با سیاسی شدن جنبش دانشجویی مشخص شد ، که منعکس کننده تغییرات چشمگیر در وضعیت جمعیتی در ایران بود. افراد 15 تا 25 ساله 20 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهند. این بخش از رأی دهندگان (شهروندان ایرانی در سن 16 سالگی به حق رای دادن اعطا می شوند و در برخی موارد در سن 15 سالگی) ، که در یک سیستم اسلامی رشد کرده و فعال ترین آن است ، لحن عمومی و سیاسی را تعیین می کندزندگیمیلیون ها دانش آموز ، که بیشتر آنها در شهرهای بزرگ زندگی می کنند ، مهمتر از همه در تهران ، تا حد زیادی با ذهنیت سیاسی و اکثریت سازمان های دانشجویی از اصلاحات حمایت می کنند. این موارد شامل سازمان های جوانان حزب مشارکات و بزرگترین سازمان دانشجویی ، Daftare Tahkime Vahdat است که در واقع یک حزب سیاسی است. شعب آن در همه دانشگاه ها فعال است و در شورای مرکزی که هر ماه ملاقات می کند متحد می شوند. این سازمان می تواند به سرعت دانشجویان را برای اعتراض بسیج کند و در چند سال گذشته اعتصاب و تظاهرات را در پردیس های مختلف دانشگاه آغاز کرده است.
تحول Daftare Tahkime Vahdat ، که از طرفداران حکومت اسلامی به شخصیت اصلی اصلاحات دموکراتیک تبدیل شده است ، نشان دهنده تکامل دیدگاه های سیاسی در کل جامعه ایران است. نیاز به تغییر در رژیم حاکم ، به طور خاص با بیان کمتر از نظر اسلام ، برای بسیاری از ایرانیان آشکارتر می شود. این تغییرات را نمی توان در چارچوب شرکت مذهبی انجام داد. دانش آموزان ، که پس از انتخابات اول خود به عنوان رئیس جمهور از خاتامی حمایت می کردند و از او سرخورده می شوند ، اکنون می خواهند تغییرات اساسی داشته باشند. برخی از کارشناسان معتقدند که دانش آموزان چندان نگران اصلاحات در چارچوب های قانون اساسی نیستند ، زیرا آنها با سکولاریزاسیون رژیم هستند.
روشنفکران در ایران یک نیروی جدی دیگر است: 1. 4 میلیون ایرانی تحصیلات عالی دریافت کرده اند ، در حالی که 30،000 نفر دیگر نیز آموزش کلامی بالاتری کسب کرده اند. معلمان و روزنامه نگاران بخش فعال تری از روشنفکران سکولار هستند. آنها آزادی بیان را تحت عنوان خاتامی دریافت کردند و اکنون می خواهند دستاوردهای سابق خود را تحکیم کنند. آنها همچنین می خواهند تغییرات اساسی تر در جامعه را پیش ببرند.
به طور متناقض ، پتانسیل اصلاحات به طور جدی توسط روشنفکران دینی که پیشینه فعالیت های سیاسی دارند و در سازمان ها ، احزاب و گروه های مختلف متحد هستند ، نمایش داده می شود. چهره های مذهبی به طور سنتی از اقتدار زیادی برخوردار هستند و کنترل آنها بر جریان عظیم پول فقط به این قدرت می افزاید. از طریق تأثیر آنها ، دانش آموزان مادراسا پیروان آنها می شوند.
از طرف دیگر ، تکنوکرات ها با دولت ایالتی ، اقتصاد و فن آوری های جدید روابط نزدیکی دارند و یکی از فعال ترین گروه های اجتماعی در ایران هستند. این گروهی از تکنوکرات ها در دولت رافسانجانی بودند که برای اولین بار آزادسازی اقتصادی را آغاز کردند ، در مورد نیاز به آزادی های سیاسی گسترده تر صحبت کردند و اولین حزب سیاسی سکولار - کارگوزران - را در جمهوری اسلامی ایران تأسیس کردند. در انتخابات ریاست جمهوری 1997 ، آنها حمایت خود را پشت خاتامی انداختند.
تکنوکرات های حزب مشارکات اصرار دارند که تصویب قوانینی را که می تواند اختیارات ریاست جمهوری را به منظور تسهیل کار در بودجه و همچنین شروع اصلاحات در رژیم مالیاتی و بخش بانکی گسترش دهد ، تصویب کند. برخی از افرادی که در دولت ایالتی شاغل هستند ، اعتراف می کنند که رژیم باید اصلاح شود. این افراد ، که بسیاری از آنها از اقتصاد بازار دفاع می کنند ، همیشه نیرویی خواهند بود که باید با آنها حساب شوند. این احتمال را نمی توان رد کرد که تحت شرایط خاصی آنها از حمایت از رافسانجی و خاتامی و با عناصر رادیکال جامعه ، یعنی دانش آموزان و روشنفکران ، متوقف می شوند.
از نیروهای مختلف سیاسی زیر تأثیر بر اوضاع سیاسی ایران دارد.
گروه های چپگرا مخالف رژیم اسلامی هستند. کارشناسان ادعا می کنند که انتظار می رود این گروه ها در حال حاضر بر اوضاع سیاسی کشور تأثیر بگذارند. اول ، همه آنها از خارج از کشور فعالیت می کنند. دوم ، آنها متحد نیستند و از شهرت در ایران لذت نمی برند. این عوامل چپ گرایان را به حاشیه طیف سیاسی محکوم می کنند.
یکی دیگر از سازمان های چپ ، Mojahedin-E Khalq ، که زمانی به عنوان جایگزینی برای رژیم فعلی شناخته می شد ، به تماشای ثروت سیاسی خود محو شده است. حمایت از آن برای عراق در طول جنگ ایران و عراق ، جامعه ایران را علیه این سازمان به وجود آورد. و پس از آن ، پس از وقایع 11 سپتامبر 2001 ، ایالات متحده شامل این حزب در لیست سازمان های بین المللی تروریستی خود بود و باعث شد که موژدین خالق فعالیت های سیاسی خود را محدود کند.
اسلام گرایان چپ نیز پتانسیل زیادی برای شروع اصلاحات و همچنین توانایی تأثیرگذاری بر اوضاع سیاسی در داخل ایران دارند. اینها روحانیون به رهبری انجمن روحانیت مبارز و موژدین انقلاب اسلامی هستند. در سال 1997 ، دومی از خاتامی به عنوان نامزد ریاست جمهوری به نمایندگی از نیروهای اسلامی چپ دست حمایت کرد. آنها اکنون از اصلاح سیستم دولت در چارچوب قانون اساسی دفاع می کنند. اعضای این حزب توجه ویژه ای به اثبات نیاز به اصلاحات بر اساس اصول اسلامی دارند. این حزب سیاسی با نام اسلامی حامی اصلاحات اسلام است. رهبران آن پست های وزیر را در دولت خاتامی اشغال می کنند و به نهادهای دولت سکولار ، به ویژه رئیس جمهور ، با اختیارات اضافی واگذار کرده اند. در شرایط خاص ، اسلام گرایان چپ ممکن است با سازمان های دانشجویی همراه شوند ، در حالی که در همان زمان ایدئولوژی متناقض خود را حفظ می کنند.
مدرنیست های راست گرای توسط احزاب گرا به افراد ثروتمند تجاری نشان داده می شوند و برای آنها آزادسازی اقتصادی لزوماً نیازی به سکولاریزاسیون سیستم سیاسی ندارد. این موارد شامل کارگوزاران ، حزب تکنوکرات ها است که قهرمان آزادی شرکت ، خصوصی سازی و یک محیط سرمایه گذاری جذاب می شود. جدا از این ، مدرنیست های راست راست پشتیبانی زیادی از اصلاحات ارائه نمی دهند. مدیران و بازرگانان لزوماً به دنبال شکستن شرکت مذهبی نخواهند بود اگر از لحاظ تئوریکی ، آنها بتوانند در امور تجاری خود شرکت کنند و همزمان ، مواضع را در بین روحانیت حفظ کنند ، یعنی ترکیب قدرت و تجارت. با این حال ، برخی از کارشناسان پیش بینی می کنند که اعتراضات روزافزون ممکن است مدرنیست های راست را برای ایجاد اتحاد با اسلامگرایان چپ گرایانه سوق دهد. هر دو خامنه و خاتامی مجبور خواهند شد با یک ائتلاف سیاسی گسترده حساب کنند. مهمتر از همه ، چنین ائتلافی می تواند بر رهبران داخل شرکت مذهبی تأثیر بگذارد.
مخالفت داخلی با "رژیم آخوندها" فعلی شامل آیت الله حسین علی مونتازری است. ایده های او بسیار محبوب است ، به خصوص در بین جوانان. مونتازری ضمن ترکیب اسلام و حقوق بشر ، قانون اساسی را به نفع ریاست جمهوری و دولت اسلامی تجدید نظر می کند. اگرچه کارشناسان در مورد میزان تأثیر سالمندان آیت الله بر جامعه مخالفند ، اما آنها موافقت کردند که ظهور در مرحله سیاسی یک روحانی مخالف ، که مخالف تمرکز قدرت روحانی است (اکنون در دست خمنه) ، نشانه ای از ایران است. جامعه به سمت اصلاح دولت اسلامی حرکت می کند.
در سال 1979 ، پس از ظهور قدرت اسلامگرایان ، نمایندگان طبقات بالا و اعضای تحصیل کرده طبقه متوسط مجبور به فرار از ایران شدند. بسیاری از آنها در تجارت به موفقیت رسیده اند و اکنون از موقعیت های معتبر و حرفه های پردرآمد در خارج از کشور لذت می برند. این "دیاسپورای غیر سیاسی" ، تأثیر زیادی بر جامعه ایران دارد. اگرچه فرزندان آنها آموزش کاملی در خارج از کشور دریافت کرده اند و عمدتاً در کشورهای جدید خود جذب می شوند ، اما نمایندگان دیاسپورا هویت ایرانی خود را از دست نداده اند. و دیاسپورا از ایده های لیبرال طرفدار غربی پشتیبانی می کند و بیشتر نمایندگان آن سکولاریست هستند. اگر روابط آن با ایران قوی تر باشد (این ارتباط با افراد در ایران عمدتاً از طریق اینترنت وجود دارد) ، این گروه می تواند واقعاً به تقویت جنبش اصلاح طلب کمک کند. با این حال ، دیاسپورا قادر به ایفای نقش مهمی در شکل گیری احساسات در ایران نیست ، اما به تعیین افکار عمومی در مورد ایران کمک می کند ، که مهم است.
محافظه کاران به چه کسی اعتماد می کنند
افزایش فعالیت در بین نیروهای طرفدار اصلاحات منجر به سیاست دقیق تری توسط مؤسساتی شده است که روحانیون به قدرت خود متکی هستند. سپاه گارد انقلاب اسلامی ، که همیشه مطمئن ترین پشتیبانی از رژیم بوده است ، اکنون نقش مهمی را ایفا می کند. گمانه زنی هایی وجود دارد که سپاه و سایر خدمات مخفی ، که به طور قابل اطمینان از رژیم محافظت می کنند ، در واقع ایران را از هرج و مرج نجات می دهند.
به دنبال جایگزینی با خاتامی رهبری خدمات مخفی (اهداف اصلی بیشترین چهره ها) ، سیاست سپاه نگهبان بدون تغییر باقی ماند. سپاه ابزاری در دست خامنه است نه کل رژیم. رهبران آنها مستقیماً تابع او هستند. خامنه ای تمام قرارهای پرسنل را انجام می دهد و میزان بودجه سپاه را تعیین می کند.
سپاه نگهبان از این نظر با ارتش در تضاد است که در صورت تهدید موقعیت آنها ، با همه افراد با روحانیون طرف نخواهد بود. بر خلاف سپاه ، ارتش قصد دارد به جای تهدیدات داخلی ، مقابله با خارجی را انجام دهد.
نقش عمده ای در مقابله با جنبش طرفدار اصلاحات به سرویس مخفی اصلی ایران-وزارت اطلاعات اختصاص داده شده است. از عوامل و رسانه های جمعی بی شماری خود استفاده می کند که کنترل گوه را به سمت جنبش دانشجویی و همچنین آزار و اذیت لیبرال ها به خطر می اندازد.
به طور کلی ، خدمات مخفی ، از جمله Basij (شبه نظامیان مردم) ، حمایت بی نظیر خود را از نیروهای محافظه کار نشان می دهند ، در حالی که قوه قضاییه نقش فعالی در سرکوب مخالفت ها نیز دارد.
روحانیون در تلاش خود علیه نیروهای طرفدار اصلاحات ، از شورای نگهبان استفاده می کنند تا نامزدها را به اعضای Majlis (پارلمان) فیلتر کنند ، به بهانه "بی اعتمادی" خود به رژیم اسلامی. قانون اساسی فعلی شورا را قادر می سازد تا قطعنامه های پارلمان را نیز فیلتر کند. همچنین به محافظه کاران این قدرت را می دهد که صورتحساب های لیبرال را مسدود کنند. دولت در واقع هیچ اهرمی برای تأثیرگذاری بر سازمان های فرعی محافظه کاران ندارد. هنگامی که ماجلیس لایحه دولت را برای شامل سپاه نگهبان و سایر بنیادهای اسلامی در بودجه 2002/03 به عنوان نهادهای پاسخگو تصویب کرد ، شورای نگهبانان این مفهوم را رد کردند. شورای مصلحت همچنین از پیشنهاد پارلمان امتناع ورزید و گفت که این موضوعات همچنان حقوقی خامنه ای است.
با خلاصه مطالب فوق ، سخنرانان موافقت كردند كه خدمات مخفی و شورای نگهبان عواملی هستند كه كامنی و همكارانش را قادر می سازد تا در قدرت بمانند.
وضعیت اقتصادی و ثبات اجتماعی
تأثیر عوامل اقتصادی بر وضعیت سیاسی در ایران تا حد زیادی در اشتغال ، خصوصی سازی و جذابیت سرمایه گذاری خارجی به کشور آشکار است. این مشکلات همچنین محافظه کاران روحانی و نیروهای طرفدار اصلاحات را تقسیم می کند.
دولت خاتمی در ادامه سیاست آزادسازی اقتصادی رفسنجانی، برنامه خصوصی سازی تقریباً 550 بنگاه اقتصادی از جمله بنیادهای اسلامی را تنظیم کرده است. تا به امروز، تنها بخش کوچکی از آنها در واقع خصوصی شده اند. خصوصی سازی با مشکل پیش می رود. اغلب صاحبان جدید بیشتر به فروش تجهیزات و زمین خود علاقه مند هستند تا سازماندهی تولید. مخالفان اصلاحات از چنین تحولاتی سوء استفاده می کنند و اعتراضاتی را علیه طرح های خصوصی سازی به راه انداخته اند.
دولت هیچ کاری برای ایجاد فضای مساعد برای سرمایه گذاران خارجی انجام نداده است، هرچند نیاز به سرمایه گذاری خارجی در اقتصاد ایران آشکار شده است. حامیان طرح های اصلاحی با این استدلال که سرمایه خارجی به ایجاد مشاغل جدید در ایران کمک می کند، تلاش می کنند نگرش جامعه را نسبت به مشاغل خارجی تغییر دهند. 90 درصد نمایندگان مجلس از طرح های جذب سرمایه گذاری خارجی که تنها راه حل معضل بیکاری عنوان کرده اند، حمایت کرده اند. با این حال، این برنامه ها همچنان با مشکلات زیادی روبرو هستند.
از دیگر موانع پیش روی اصلاحات می توان به تداوم مشکلات نرخ ارز و شیوه های پرداخت یارانه اشاره کرد. در سال 1999، دولت نرخ ارز یکنواخت (شناور) را در بازار ایجاد کرد. نرخ ارز وارداتی ترجیحی (1755 ریال به ازای هر دلار در سال 1381 در مقایسه با نرخ بازار حدود 8000 ریال به ازای هر دلار) وجود دارد. نرخ ترجیحی برای واردات کالاهای ضروری (آرد، غذای کودک، دارو) با حفظ قیمت استفاده می شود. این امر از یک سو آثار اجتماعی ناشی از مشکلات اقتصادی را کاهش می دهد، اما از سوی دیگر مانع از توسعه طبیعی اقتصاد می شود و به ناچار منجر به تشدید وضعیت اقتصادی در آینده می شود. بیشترین امتیازات وارداتی برای بنیادهای اسلامی است که از پرداخت مالیات و در نتیجه از پاسخگویی نیز معاف هستند. این بنیادها از امتیازات خود برای ارائه کمک به مردم استفاده می کنند - عاملی که رژیم مشتاقانه از آن برای تامین منافع خود بهره برداری می کند. یارانه ها نه تنها به حفظ قیمت آرد و نرخ برق (که تا یک میلیارد دلار آمریکا نیاز دارد) بلکه به شرکت های غیرسودآور تحت کنترل دولت (حدود 60 درصد از بودجه ملی) کمک می کند. این رویه به محافظه کاران کمک می کند تا قلب مردم را به دست آورند و به طور همزمان فرصتی را فراهم می کند تا رئیس جمهور و دولت او را به ناتوانی در اداره ایالت متهم کنند.
یارانه های دولتی به سختی از تنش های اجتماعی با توجه به بیکاری فزاینده ای که بیشترین ضربه را به گروه های جوان تر و فعال تر جمعیت وارد می کند، جلوگیری می کند. یکی از کارشناسان پیشنهاد کرد که اگر اصلاح طلبان نتوانند این مشکل را حل کنند، کل نظام کشوری ایران به سادگی توسط یک جنبش اعتراضی قدرتمند از بین خواهد رفت. با این حال، اکثر کارشناسان در پیش بینی های خود محتاط تر بودند، اما حتی آنها ابراز تردید کردند که «اقتصاد اسلامی» بدون تغییر می تواند دوام بیاورد. در عین حال، در صورت بروز بحران، اعتراضات به جای مخالفان محافظه کاران، علیه خاتمی و دولت او خواهد بود.
عوامل خارجی و تأثیر آنها بر ایران
به نظر می رسد که چندین عامل عمده خارجی بیشترین تأثیر را بر وضعیت ایران داشته باشند.
روسیه. روابط روسیه و ایران موضوع اختلافات سیاسی در ایران نیست، زیرا سیاستگذاران واقع گرا (اعم از اصلاح طلبان و محافظه کاران) نیاز به مشارکت با روسیه را زیر سؤال نمی برند. روابط اقتصادی در جایگاه آنها نقش ویژه ای ایفا می کند. سخنرانان به ویژه به کمک روسیه در ساخت نیروگاه اتمی در بوشهر اشاره کردند که انتقاد شدید واشنگتن را برانگیخته است. کارشناسان تاکید کردند که تصمیم مسکو برای خروج از این پروژه که تحت کنترل شدید آژانس بین المللی انرژی اتمی است، ممکن است ایران را برای دستیابی به تسلیحات هسته ای تحریک کند. کمک روسیه این تمایل را بررسی کرده و امکان استفاده ایران از انرژی هسته ای را برای مقاصد صلح آمیز نشان می دهد.
توسعه روابط روسیه و ایران به طور عینی به تقویت مواضع عملگرایان در صحنه سیاسی ایران کمک می کند. آنها چندین مثال از این که چگونه حفظ روابط خوب با مسکو به خنثی کردن رویکردهای اسلام گرایان رادیکال کمک می کند، ذکر کردند. این به چچن، تلاش های حفظ صلح ایران در تاجیکستان، خنثی سازی (در بهار 2002) فعالیت های حزب الله و جلوگیری از «جبهه دوم» در اوج رویارویی فلسطین و اسرائیل اشاره دارد. تلاش های دیپلماتیک روسیه باعث شد که ایران برای الحاق خود به پروتکل الحاقی آژانس در مورد ضمانت ها وارد مذاکره شود که برنامه هسته ای ایران را برای بازرسان بین المللی شفاف تر می کند.
اتحادیه اروپا. به اصطلاح "گفتگوی بحرانی" اتحادیه اروپا با ایران در مورد نتیجه گیری توافق نامه تجارت و همکاری ، مرتبط با پیشرفت در موضوعات سیاسی و بشردوستانه (حقوق بشر ، شهرک میانه ، تروریسم ، عدم تکثیر) ، نتایج مثبتی به همراه داشته است. کارشناسان اظهار داشتند که موضع اتحادیه اروپا در حال حاضر باعث شده است که تهران برخی از امتیازات مربوط به حقوق بشر را به دست آورد ، از جمله آنها ترمیم دفتر دادستان عمومی و جدایی مراحل قانونی مدنی و جنایی. قوه قضاییه به ناظران به زندان ها اجازه داده است و موافقت کرده است که یک مهلت قانونی برای سنگسار ایجاد کند.
ایالات متحده. خط سخت دولت بوش به سمت ایران فقط تحکیم قدرت را در دست محافظه کاران روحانی تحریک می کند. اگرچه فشار ایالات متحده سیگنالی را به نیروهای طرفدار غربی در ایران نشان می دهد که آنها تنها نیستند ، کارشناسان موافقت کردند که این فشار ضد تولید است زیرا در حال تحکیم نیروهای انزوا است.
حمله ایالات متحده به عراق همچنان بر اوضاع ایران تأثیر خواهد گذاشت. اقدام نظامی آمریكا علیه عراق ، بدون تأیید سازمان ملل انجام شد ، به طور واضح ادغام مواضع محافظه كار را تحریک می كند. علاوه بر این ، کمپین ایالات متحده در عراق ممکن است ایران را ترغیب کند تا سلاح های هسته ای را به عنوان بازدارنده واشنگتن آغاز کند. این می تواند نتیجه منفی اصلی تحولات فوق باشد.
در آینده ، ممکن است عوامل جدیدی ایجاد شود که در اوضاع در ایران تأثیر بگذارد. به ویژه ، کارشناسان در مورد پیامدهای احتمالی تهدیدی که ممکن است یکپارچگی ارضی ایران را تهدید کند ، در صورتی که به شیعیان عراقی به استقلال گسترده داده شود ، بحث کردند. در این حالت ، قابل قبول است که ایالات متحده بتواند جمعیت شیعه را علیه اسلام گرایان ایران دستکاری کند. در طولانی مدت ، آزادسازی در عراق می تواند تعادل نیروها در ایران را به نفع اصلاح طلبان تغییر دهد.
راه دیگر ممکن است اوضاع در عراق بر تحولات در ایران تأثیر بگذارد ، ممکن است کاهش قیمت نفت باشد. بیشتر کارشناسان به وابستگی ایران به بازارهای بین المللی نفت اشاره کردند. درآمد حاصل از صادرات نفت 50-60 درصد از بودجه ملی را تشکیل می دهد. کاهش قیمت نفت ممکن است ایران را وادار کند تا واردات و تولید صنعتی را کاهش دهد. همچنین ممکن است باعث عدم تناسب در بازار داخلی و افزایش تورم شود ، در حالی که کاهش شدید قیمت نفت ممکن است رژیم را تضعیف کند. با این حال ، بیشتر سخنرانان موافقت کردند که ، حتی در یک سناریوی بدترین حالت ، محافظه کاران به احتمال زیاد خاتامی و دولت وی را به اشتباهات اقتصادی متهم می کنند و مشکلات اجتماعی را افزایش می دهند.
تحولات احتمالی در ایران
اکثر کارشناسان معتقدند که رادیکال سازی موضع خاتامی بعید است ، در حالی که فداکاری وی به سیاست نوسازی تدریجی رژیم ، دوره محتمل تر است. در عین حال ، بسیاری از متخصصان (43 درصد) رشد تأثیر نیروهای محافظه کار را رد نمی کنند.
بیش از نیمی از کارشناسان (62. 5 درصد) نارضایتی جمعیت ایران را از سیاست اقتصادی دولت بسیار محتمل تخمین می زنند ، اما اکثریت آنها (87. 5 درصد) معتقدند که تشدید وضعیت اجتماعی یک احتمال متوسط است.
تحولات احتمالی در وضعیت سیاسی در ایران در جدول زیر نشان داده شده است.
به گفته اکثریت متخصصان ، نوع احتمالی تر سازش بین نیروهای مختلف است ، با برخی از سلطه محافظه کاران. اما حتی اگر شرکت مذهبی به عنوان یک کل حفظ شود ، نباید از معرفی عناصر سکولار فردی به سیستم دولت رد کرد.
| امکانات عمده برای توسعه سیاسی در ایران ، ٪ |
| احتمال زیاد | احتمال متوسط | احتمال کم |
| پیروزی اصلاح طلبان در آینده نزدیک | 12،5 | 25 | 62،5 |
| حفظ وضع موجود | 50 | 50 | 0 |
| استعفای خاتامی و تصرف وی توسط محافظه کاران | 0 | 50 | 50 |
| استعفای خاتامی و اعتراضات در مقیاس بزرگ که قدرت را به اصلاح طلبان می بخشد | 12،5 | 0 | 87،5 |
انتظار می رود رئیس جمهور خاتامی سیاست خود را در مورد تحول تدریجی و در نتیجه ناکارآمد رژیم فعلی در ایران ادامه دهد. این فرض بر پیشینه طولانی مدت ریاست جمهوری وی است. رادیکال سازی مواضع وی فقط در صورتی امکان پذیر است که تهدیدی برای منافع و امنیت شخصی وی وجود داشته باشد. رقبای خاتامی در قبیله حاکم هنوز قصد استعفای وی را ندارند. با این حال ، نمی توان این نکته را رد کرد که مقصر هرگونه مشکلات اقتصادی آینده بر او قرار خواهد گرفت - بدون هیچ گونه خطر تشدید اوضاع سیاسی. اما اگر خاتامی به طور اثبات از پست خود در میان بحران خودجوش در حال رشد استعفا دهد ، محافظه کاران ممکن است اقدامات سختی را برای سرکوب جنبش مخالف انجام دهند.
از نظر همه ظاهری ، خاتامی پتانسیل اصلاحات خود را خسته کرده است یا به این نقطه نزدیک است. بنابراین ممکن است انتظار ظهور یک پروژه جدید (نئو اصلاح طلب) برای ادغام مدلهای اسلامی و لیبرال دولت باشد. این رژیم ممکن است ظاهر اسلامی خود را حفظ کند ، با این که روحانیت برخی از قدرت های خود را حفظ می کند ، در حالی که بخش عمده ای از قدرت ها به نهادهای منتخب واگذار می شوند. با این حال ، این پروژه سکولاریستی به دلیل نقاط ضعف عمومی در حوزه های اجتماعی و سیاسی ، اجرای آن دشوار خواهد بود.
علیرغم روند جدید نئو اصلاح طلب ، وضع موجود در ایران به احتمال زیاد تا انتخابات 2005 باقی خواهد ماند-به شرط آنکه یک عامل خارجی قبل از آن در دوره طبیعی وقایع دخالت نکند.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
24 خرداد
1402 ساعت: 1:02