میلیاردرهای بیت کوین

ساخت وبلاگ

Bitcoin Billionaires

طبقه بیست و سوم یک برج اداری بدون نسخه در حومه منطقه مالی سانفرانسیسکو.

شیشه ، فولاد و بتن معمول خرد شده و در مکعب های بیش از حد تهویه مطبوع و روشن و روشن خرد شده است. دیوارهای به رنگ تخم مرغ و فرشهای صنعتی-بژ. نوارهای فلورسنت با کاشی کاری های کاشی شده TIC-TAC-Toe. آبگروه های چشم اشک ، میزهای کنفرانس کروم ، صندلی های قابل تنظیم چرم.

بعد از ظهر جمعه سه نفر از سه گذشته بود و تایلر وینکوسووس در کنار یک پنجره کف به سقف مشرف به یک تخته سنگ از ساختمانهای اداری مشابه که مه شب ظهر را سوراخ می کرد ، ایستاد. او تمام تلاش خود را می کرد تا آب فیلتر شده را از یک فنجان یکبار مصرف نازک بافت بخورد ، بدون آنکه بیش از حد روی کراوات خود ریخت. بعد از گذشت روزها ، ماهها ، جهنم ، سالها ، کراوات به سختی لازم نبود. هرچه این مصیبت طولانی تر شود ، احتمال اینکه دیر یا زود او را به جلسه بی پایان بعدی که با پوشیدن ژاکت قایقرانی المپیک خود ظاهر می شود ، بیشتر می شود.

او موفق شد قبل از اینکه فنجان به سمت داخل انگشتان خود تاشو شود ، طعم آب را به دست آورد ، ریوتلهایی از دست رفته کراوات خود را از دست داد اما آستین پیراهن لباس خود را غرق کرد. او فنجان را به سمت سطل زباله در زیر پنجره پرتاب کرد و مچ دست مرطوب خود را تکان داد."چیز دیگری برای اضافه کردن به لیست. فنجان های کاغذی مانند مخروط بستنی شکل گرفته است. چه نوع سادیست با اینها روبرو شد؟ "

"شاید همان مردی که چراغ ها را اختراع کرده است. من دو سایه تانر به دست آورده ام زیرا آنها ما را به این طبقه منتقل کردند. چاله های آتش را فراموش کنید ، من شرط می بندم که پاکسازی با لوله های فلورسنت روکش شده است. "

برادر تایلر ، کامرون ، در دو صندلی چرمی فاکس در آن طرف اتاق کشیده شد ، پاهای بلند او در گوشه ای از یک میز کنفرانس مستطیل شکل قرار گرفت. او یک جگر اما کراوات پوشیده بود. یکی از اندازه های چهارده کفش چرمی او به طرز خطرناکی نزدیک به صفحه نمایش لپ تاپ باز تایلر استراحت کرد ، اما تایلر اجازه داد که اسلاید شود. قبلاً یک روز طولانی بود.

تایلر می دانست که این خستگی با طراحی است. میانجیگری با دادخواست متفاوت بود. دومی یک نبرد با هم بود ، دو حزب که سعی در مبارزه با راه خود برای پیروزی داشتند ، آنچه ریاضیدانان و اقتصاددانان یک بازی با مبلغ صفر می نامند. دادخواست دارای اوج و پایین بود ، اما در زیر سطح آنجا انرژی اولیه کمین می کرد. در قلب آن ، جنگ بود. اما میانجیگری متفاوت بود. هنگامی که به درستی انجام شد ، یک برنده یا یک بازنده وجود نداشت ، فقط دو حزب که راه خود را برای قطعنامه به خطر انداختند ، که "کودک را تقسیم می کند". واسطه گری مانند جنگ نبود. این بیشتر شبیه یک اتوبوس واقعاً طولانی بود که فقط وقتی همه افراد در هیئت مدیره به اندازه کافی از مناظر خسته شدند تا در یک مقصد توافق کنند.

تایلر گفت: "اگر می خواهید دقیق باشید ، به پنجره و خاکستری بر روی خاکستری بعد از ظهر دیگر کالیفرنیای شمالی بازگشت ،" ما کسانی نیستیم که در حال پاکسازی نیستیم. "

هر وقت وکلا از اتاق خارج می شدند ، تایلر و کامرون تمام تلاش خود را کردند تا در این پرونده زندگی نکنند. در ابتدا تعداد زیادی از اینها وجود داشته است. آنها یک بار آنقدر پر از عصبانیت و احساس خیانت شده بودند که به سختی می توانستند به چیز دیگری فکر کنند. اما با گذشت هفته ها به ماه ها ، آنها تصمیم گرفته بودند که عصبانیت به هیچ وجه سلامت خود را انجام نمی دهد. همانطور که وکلا به آنها می گفتند ، آنها باید به سیستم اعتماد کنند. بنابراین وقتی تنها بودند ، آنها سعی کردند در مورد هر چیزی صحبت کنند ، اما آنچه آنها را به این مکان آورده بود.

اینکه آنها اکنون در موضوع ادبیات قرون وسطایی ، به ویژه تصور دانته از بسیاری از محافل جهنم ، نشان دادند که استراتژی اجتناب در شروع کار است. اعتماد به سیستم به ظاهر آنها را در یکی از اختراعات دانته به دام انداخت. با این وجود ، به آنها چیزی داد تا روی آن تمرکز کنند. به عنوان نوجوانانی که در کانکتیکات بزرگ می شوند ، تایلر و کامرون هر دو با لاتین وسواس داشتند. آنها بدون هیچ دوره ای برای گذراندن سال دبیرستان ، از مدیر مدرسه خود درخواست کردند تا به آنها اجازه دهند سمینار لاتین قرون وسطایی را با کشیش Jesuit که مدیر برنامه لاتین بود ، تشکیل دهند. با هم ، دوقلوها و پدر اعترافات سنت آگوستین از هیپو و سایر آثار علمی قرون وسطایی را ترجمه کردند. گرچه دانته مشهورترین اثر خود را به زبان لاتین ننوشته بود ، اما هر دو به اندازه کافی ایتالیایی را برای بازی در به روزرسانی مناظر در Infeo: Watercoolers ، چراغ های فلورسنت ، تخته های سفید ... وکلا مطالعه کردند.

تایلر گفت: "از نظر فنی."ما در لگد هستیم. او یکی از موارد پاکسازی است. ما کار اشتباهی نکردیم. "

یک ضربه ناگهانی وجود داشت. یکی از وکلای خود ، پیتر کالاماری ، ابتدا وارد شد. خط مو در حال فروپاشی او پیشانی بیرون زده و چانه جسورانه و کمرنگ را قاب کرد. پیراهن تامی باهاما ، پراکنده درخت نخل او ، ضعیف به بند کمر یک جفت شلوار جین آبی بود که برای او بزرگ بود و باعث شد او خنده دار شود. تایلر اگر این برچسب هنوز روشن بود تعجب نمی کرد. از همه بدتر ، کالاماری در واقع صندل پوشیده بود. او به احتمال زیاد آنها را در همان مکانی که شلوار جین خود را خریداری کرده بود خریداری کرده است.

پشت وکیل آنها واسطه آمد. آنتونیو "تونی" پیازا چهره ای بسیار چشمگیر را قطع کرد. او تا حدودی که دست و پنجه نرم می شود ، لباس بی عیب و نقصی با لباس و کراوات پوشیده بود. موهای برفی او محکم و مناسب بود ، گونه های او به طور مناسب برنزه شده بود. در مطبوعات ، پیازا به عنوان "استاد میانجیگری" شناخته می شد - او با موفقیت بیش از چهار هزار اختلاف پیچیده را برطرف کرده بود ، ظاهراً یک خاطره عکاسی داشت و همچنین یک متخصص در هنرهای رزمی بود - با این درک که آموزش او در آیکیدو به او آموخته بودچگونه می توان پرخاشگری را به چیزی مولد منتقل کرد. پیازا غیرقابل توصیف بود. از نظر تئوری ، او راننده کامل اتوبوس برای این سواری به ظاهر بی پایان بود.

قبل از اینکه این دو وکیل حتی در را پشت سر خود ببندند ، کامرون پاهای خود را از روی میز خارج کرد.

او سؤال را در پیازا هدف قرار داد. آنها شروع به فکر کردن در مورد کالاماری ، شریک زندگی در موسسه حقوقی همیشه کبوتر ، سینه کوین امانوئل ، به عنوان کمی بیشتر از یک پیام رسان بین آنها و استاد آیکیدو کردند. اگر شلوار جین و صندل های جادار او تلاشی برای ارتباط با فضای دره سیلیکون بود ، کامرون احساس کرد که آنها را به عنوان یک لاکتر از وکیل نشان می دهند.

در واقع ، او حتی قرار نبود آنجا باشد. کالاماری در ریک وردر جونیور ، وکیل اصلی پرونده خود ایستاده بود ، که نمی توانست در آخرین لحظه آن را بسازد زیرا تصمیم گرفته بود در یک اقدام ورشکستگی 2 میلیارد دلاری یک شرکت را نمایندگی کند. علیرغم سرنوشت پرونده دوقلوها که بر روی شانه های او قرار دارد ، وردر به واسطه گری نشان نداده است ، لحظه ای که این پرونده است. درک دوقلوها این بود که او مشغول تعقیب آنچه که فکر می کرد معامله بزرگتر و بهتر است.

این دوقلوها شرکت کوین امانوئل را در تلاش برای اضافه کردن عضلات به تیم حقوقی خود استخدام کرده بودند ، زیرا کشف به پایان می رسید و محاکمه در افق بود. این شرکت که در سال 1986 توسط جان بی کوین تأسیس شد ، به دلیل داشتن دادخواستهای سخت و مستغلات صرفاً به دادخواست و داوری ، شهرت داشت. این شرکت همچنین فقدان کد لباس رسمی را پیشگام کرده بود - چیزی که در دنیای موسسات حقوقی کفش سفید وجود ندارد. این نوآوری مقصر عدم موفقیت در کالاماری بود.

پیازا گفت: "این یک نه نیست.""اما او نگرانی هایی دارد."

تایلر به برادرش نگاه کرد. درخواستی که آنها در ابتدا داده اند ایده کامرون بوده است. آنها مدت زمان زیادی را صرف می کردند و از طریق وکلا خود به عقب و جلو می رفتند - و اکنون پیازا در وسط ، یک ابوالهول نقره ای که دائماً در جستجوی میانه است - کامرون از این سوال پرسیده بود که آیا ممکن است راهی برای عبور از همه تئاتر وجود داشته باشد. جهنم ، آنها سه نفر بودند که چندی پیش در یک سالن ناهار خوری کالج ملاقات کرده بودند. شاید آنها بتوانند دوباره بنشینند ، فقط سه نفر از آنها ، هیچ وکیل و صحبت از این موضوع.

"چه نوع نگرانی؟"کامرون پرسید.

لحظه ای طول کشید تا تایلر بفهمد مرد چه می گوید. برادرش از صندلی خود ایستاد.

"او فکر می کند که ما می خواهیم به او تغییر کنیم؟"کامرون پرسید."واقعاً؟"

تایلر احساس کرد که گونه هایش در حال رشد قرمز است.

"احتمالا داری شوخی می کنی."

وکیل آنها قدم به جلو گذاشت و جای گرفت."نکته مهم این است که به غیر از نگرانی های امنیتی ، او از این ایده قابل قبول است."

تایلر گفت: "جدی ، بگذارید این را درک کنم.""او فکر می کند ما قصد داریم او را مورد ضرب و شتم قرار دهیم؟در حین میانجیگریدر دفاتر شرکتی یک واسطه. "

چهره پیازا تغییر نکرد اما صدای او پایین تر تغییر کرد - به یک اکتاو چنان تسکین دهنده می تواند شما را به خواب ببرد.

"بیایید سعی کنیم تمرکز خود را حفظ کنیم. او با جلسه تئوری موافقت کرده است. این فقط کار کردن در مورد جزئیات است. "

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عبدالله بوتیمار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 24 خرداد 1402 ساعت: 0:41