سقوط بازار سهام در سال 1929 نتیجه رونق ناپایدار در قیمت سهام در سالهای گذشته بود. رونق قیمت سهام در اثر تبعید غیر منطقی سرمایه گذاران ، خرید سهام در حاشیه و اعتماد به نفس بیش از حد در پایداری رشد اقتصادی ایجاد شده است. برخی از اقتصاددانان معتقدند که این رونق نیز با "پول سست" با نرخ بهره ایالات متحده در اواسط دهه 1920 تسهیل شده است.
اینها برخی از مهمترین عوامل اقتصادی در سقوط بازار سهام در سال 1929 است.
1. رونق اعتبار

در دهه 1920 ، رشد سریع اعتبار بانکی و وام در ایالات متحده رخ داد. با تشویق قدرت اقتصاد ، مردم احساس می کردند که بازار سهام یک شرط یک طرفه است. برخی از مصرف کنندگان برای خرید سهام وام گرفته اند. بنگاهها وام بیشتری برای گسترش گرفتند. از آنجا که مردم بسیار بدهکار شدند ، این بدان معنی بود که آنها مستعد تغییر اعتماد به نفس شدند. هنگامی که این تغییر اعتماد به نفس در سال 1929 رخ داد ، کسانی که وام گرفته بودند به ویژه در معرض دید قرار گرفتند و به عجله برای فروش سهام و تلاش و بازخرید بدهی های خود پیوستند.
2. خرید در حاشیه
مربوط به خرید اعتبار ، عمل خرید سهام در حاشیه بود. این بدان معنی بود که شما فقط باید 10 یا 20 ٪ از ارزش سهام را بپردازید. این بدان معنی بود که شما 80-90 ٪ از ارزش سهام را وام می گیرید. این امر باعث می شود پول بیشتری در سهام قرار گیرد و ارزش آنها را افزایش دهد. گفته می شود بسیاری از سرمایه گذاران "میلیونر حاشیه" وجود داشته اند. آنها با خرید در حاشیه و تماشای افزایش قیمت سهم ، سود زیادی کسب کرده بودند. اما ، این سرمایه گذاران را هنگام سقوط قیمت ها بسیار در معرض دید قرار داد. این میلیونرهای حاشیه با سقوط بازار سهام از بین رفتند. این همچنین بر آن بانکها و سرمایه گذاران که به کسانی که در حاشیه خرید می کنند ، وام داده بودند ، تأثیر گذاشت.
3. غرق غیر منطقی

درآمد هر سهم از 20 (1923) به اوج 100 (1929) افزایش یافت. 400 ٪ افزایش
بسیاری از سقوط بازار سهام را می توان ناشی از نشاط بیش از حد و انتظارات نادرست دانست. در سال های منتهی به سال 1929، بازار سهام پتانسیلی برای دستیابی به سودهای عظیم در ثروت را ارائه داد. عجله طلای جدید بود. مردم با توقع کسب درآمد بیشتر سهام خریدند. با افزایش قیمت سهام، مردم شروع به قرض گرفتن برای سرمایه گذاری در بازار سهام کردند. بازار در یک حباب سوداگرانه گرفتار شد.- سهام همچنان در حال افزایش بود و مردم احساس کردند که به این کار ادامه خواهند داد. مشکل این بود که قیمت سهام از درآمدهای بالقوه واقعی قیمت سهام جدا شد. قیمت ها توسط عوامل بنیادی اقتصادی هدایت نمی شد، بلکه خوش بینی/شور و نشاط سرمایه گذاران بود. میانگین سود هر سهم بین سال های 1923 و 1929 به میزان 400 درصد افزایش یافت. کسانی که ارزش سهام را زیر سوال می بردند اغلب به عنوان فاجعه باز شناخته می شدند. این نه اولین حباب سرمایه گذاری بود و نه آخرین. اخیراً ما شاهد پدیده مشابهی در حباب دات کام بودیم.
در مارس 1929، بازار سهام اولین معکوس عمده خود را مشاهده کرد، اما این وحشت کوچک غلبه کرد که منجر به بازگشت قوی در تابستان 1929 شد. در اکتبر 1929، سهام به شدت بیش از حد ارزش گذاری شد. زمانی که برخی از شرکت ها نتایج ناامیدکننده ای را در 24 اکتبر (پنجشنبه سیاه) منتشر کردند، برخی از سرمایه گذاران احساس کردند که این زمان خوبی برای نقد کردن سودشان است. قیمت سهام شروع به کاهش کرد و فروش وحشتناک باعث کاهش شدید قیمت شد. سرمایه دارانی مانند جی پی مورگان سعی کردند با خرید سهام برای تقویت قیمت ها اعتماد را بازگردانند. اما، این نتوانست تغییر سریع در احساسات بازار را تغییر دهد. در 29 اکتبر (سه شنبه سیاه) قیمت سهام در یک روز 40 میلیارد دلار کاهش یافت. در سال 1930 ارزش سهام 90 درصد کاهش یافت. بازار گاوی با یک بازار نزولی جایگزین شده بود.
4. عدم تطابق بین تولید و مصرف
دهه 1920 شاهد پیشرفت های بزرگی در تکنیک های تولید، به ویژه در صنایعی مانند خودرو بود. خط تولید باعث صرفه جویی در مقیاس و افزایش زیادی در تولید شد. با این حال، تقاضا برای خرید خودروهای گران قیمت و کالاهای مصرفی در تلاش بود تا آن را حفظ کند. بنابراین، در اواخر دهه 1920، بسیاری از شرکت ها برای فروش تمام تولیدات خود در تلاش بودند. این امر باعث برخی از نتایج سود ناامیدکننده شد که باعث کاهش قیمت سهام شد.

رشد سریع در تولید ناخالص داخلی واقعی در طول دهه 1920، نمی تواند حفظ شود
در سال 1929 ، در حال حاضر علائم هشدار دهنده ای از اقتصاد با سقوط فروش خودرو ، تولید فولاد پایین و کندی در ساخت و ساز مسکن وجود داشت. با این حال ، با وجود این علائم هشدار دهنده ، مردم همچنان به خرید سهام ادامه می دادند.
5. رکود اقتصادی کشاورزی
حتی قبل از سال 1929 ، بخش کشاورزی آمریکا در تلاش بود تا سودآوری را حفظ کند. بسیاری از کشاورزان کوچک از کار خارج شدند زیرا آنها نمی توانند در شرایط اقتصادی جدید رقابت کنند. فناوری بهتر عرضه افزایش یافته بود ، اما تقاضا برای غذا با همان سرعت در حال افزایش نبود. بنابراین ، قیمت ها کاهش یافت و درآمد کشاورزان کاهش یافت. در این بخش بی اعتمادهای شغلی و جغرافیایی وجود داشت و برای کشاورزان بیکار دشوار بود که شغل دیگری در جای دیگر اقتصاد کسب کنند.
6. نقاط ضعف در سیستم بانکی
قبل از رکود بزرگ ، سیستم بانکی آمریکا با داشتن بسیاری از بنگاه های کوچک و متوسط مشخص می شد. آمریکا بیش از 30،000 بانک داشت. تأثیر این امر این بود که در صورت وجود سپرده ها ، آنها مستعد ورشک شدن بودند. به طور خاص ، بسیاری از بانک ها در مناطق روستایی به دلیل رکود کشاورزی ورشکسته شدند. این تأثیر منفی بر بقیه صنعت مالی داشت. بین سالهای 1923 و 1930 ، 5000 بانک از بین رفتند.
توجه: اگر این سؤال بود - چه چیزی باعث افسردگی بزرگ شد؟پاسخ کمی متفاوت خواهد بود. این امر به این دلیل است که برخی معتقدند که سقوط بورس اوراق بهادار فقط مقصر رکود بزرگ بود (اگرچه این عامل مهم در رسوب آن بود.)
7. نقش سیاست پولی

نرخ تخفیف - بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک برای ما |سنت لوئیس
در اواسط دهه 1920 ، نرخ بهره ایالات متحده پایین نگه داشته شد. با این حال ، اگر به نرخ تورم بسیار پایین نگاه کنیم ، نرخ بهره واقعی از نظر قابل ملاحظه ای مثبت بود.
تورم ایالات متحده در دهه 1920

نرخ تورم ایالات متحده |سنت لوئیس
از سال 1928 ، فدرال رزرو شروع به افزایش نرخ بهره کرد - که بخشی از آن نگران رونق قیمت سهام بود. افزایش نرخ بهره به 6 ٪ عاملی در کاهش رشد اقتصادی و کاهش تقاضا برای سهام بود.
مربوط
- در کمک به اقتصاد - ویکی پدیا
28 فکر در مورد "چه عواملی باعث تصادف وال استریت سال 1929 شد؟"
سلام من به کمک نیاز دارم ، بنابراین بیانیه پایان نامه ای را بیان کردم که می گوید: "سرمایه گذاری در شرکت های مبتنی بر فناوری (دستگاه های صرفه جویی در نیروی کار مانند لوازم خانگی و ماشین آلات) در دهه 1920 باعث سقوط بازار سهام 1929 شد."آیا این واقعاً درست است؟شواهدی که من سعی کردم جمع آوری کنم به طور غیرمستقیم می گوید درست است ، اما من واقعاً هیچ منبع خوبی برای حمایت از بیانیه پایان نامه خود پیدا نکردم ...
من یک پایان نامه مشابه دارم ، اما آنچه گفتم این بود که اثرات رویای آمریکایی دلیل سقوط بازار است و به همین دلیل غیرقابل تحمل است. من می خواهم بدانم که آیا این درست است یا نه.
اگر هنوز این موضوع را تصور نکرده اید ، یک پایان نامه استدلال است."حقیقت" بی ربط است. شما ادعا می کنید - اکنون آن را استدلال کنید و با شواهد از آن حمایت کنید.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
24 خرداد
1402 ساعت: 0:10