چهار چیز پوکر در مورد سرمایه گذاری به من آموخت

ساخت وبلاگ

Alex Rosenberg

الکس روزنبرگ چند درس از میز پوکر را به اشتراک می گذارد.

یکی از بهترین راه ها برای انتقاد از استراتژی سرمایه گذاری این است که آن را «قمار» بنامیم. این به معنای هدر دادن آشکار پول، خودفریبی ناامیدانه از انجام یک بازی بازنده، اجباری است که فقط می تواند به جستجوی بازی های آسان پایان دهد:

سرمایه گذاران به سرعت تخصیص سرمایه خود را از مدیریت فعال به مدیریت غیرفعال تغییر می دهند. این روند در سال های اخیر شتاب گرفته است. سرمایه گذارانی که مدیران فعال را ترک می کنند، احتمالاً نسبت به کسانی که باقی می مانند، اطلاعات کمتری دارند. این معادل خروج بازیکنان ضعیف از میز پوکر است. از آنجایی که برندگان به بازنده نیاز دارند، این امر می تواند بازار را حتی برای کسانی که باقی می مانند کارآمدتر و در نتیجه جذاب تر کند.

درس 2: میزان درآمد شما مهم نیست، مهم این است که چقدر پول نقد می کنید

من قبلاً در یک بازی زیرزمینی در آپارتمان یک دکتر در Upper East Side بازی می کردم. این یک بازی نقدی بود، به این معنی که شما در ابتدا پول نقد را به تراشه تبدیل می کنید (یا در طول بازی اگر به تراشه های بیشتری نیاز دارید)، و در پایان آن تراشه ها را به پول نقد تبدیل می کنید. در حالی که این یک بازی نسبتاً بزرگ بود، با هزاران دلار در پایان بعد از ظهر، احساس نسبتا دوستانه و معمولی داشت. میزبان معمولاً ساندویچ های پروشوتوی خانگی می گذارد و بازیکنان در طول بازی درباره فیلم ها و سیاست ها گپ می زنند. از آنجایی که فقط دعوت بود، ما یک گروه نسبتاً فشرده بودیم.

یک روز یکشنبه، برخی از افراد ثابت باید در سفر بوده باشند، زیرا دکتر چندین بازیکن را از بازی کوئینز دعوت کرد، جایی که او گاهی اوقات در یک شب دیگر بازی می کرد. یکی از این بازیکنان به ویژه با سبک نترس خود مرا تحت تأثیر قرار داد. او تقریباً با هر دستی که به او داده می شد، بازی می کرد و هر زمان که حریف کوچکترین ضعفی نشان می داد، شرط بندی بزرگی می کرد. استراتژی او برای او کارساز بود، و او تا پایان شب یک پشته بزرگ جمع کرد. اما من توانستم در یکی دو نقطه از تمایلات اسپلش او استفاده کنم، بنابراین برای من هم جلسه خوبی بود.

چند روز بعد، من یک بازی نقدی دیگر را در آپارتمان خودم میزبانی کردم و با تعداد انگشت شماری از دوستانم برای سهام کوچکتر بازی می کردم. ما در طول بازی در مورد اینکه چگونه یکی از آن دوستان - او را ویل صدا می زنند - صحبت کردیم که روز بعد برای یک مهمانی مجردی به لاس وگاس می رفت.

آن آخر هفته ، ویل مرا از وگاس صدا کرد. به محض فرود آمدن ، او به سمت Bellagio حرکت کرده بود و به میز رولت برخورد کرد. پس از از دست دادن 100 دلار اول خود ، او بنیامین دیگری را روی میز سیلی زد. Croupier آن را مورد بررسی قرار داد و آن را کنار گذاشت. نمایشنامه متوقف شد. به نظر می رسد که به تدریج مردان بزرگتر در لباس ، در اطراف میز او جمع می شوند ، به یکدیگر زمزمه می کنند و به سمت او نگاه می کنند. این رئیس گودال بود که سرانجام صحبت کرد."آقا ، آیا می دانید که این لایحه تقلبی است؟"

ویل آگاه نبود و چنین گفت. آنها او را کنار گذاشتند. پس از اعلام چندین بار مبنی بر اینکه "این یازده اقیانوس نیست!" (او به من اعتراف کرد ، تا حدودی مسموم است) توضیح داد که وی این لایحه را در بازی پوکر یک دوست در نیویورک دریافت کرده است."نام دوست شما چیست؟" از ویل پرسیده شد. از طریق تلفن ، ویل به من قول داد که او با نام مستعار پاسخ داده است. خوشبختانه برای او ، آنها اطلاعات ویل را گرفتند ، این لایحه را از بین بردند ، و این جایی است که تعامل به پایان رسید.

درس؟این چقدر برنده نیست ، این چقدر با پول نقد می کنید. برنده شدن در یک دست بزرگ و پس دادن یک دقیقه بعد برنده ها ، به شما کمک نمی کند. خرید برای پول نقد واقعی و بازگشت به صدها نفر تقلبی نیست. این ممکن است درسی باشد که برخی از سرمایه گذاران که در حساب های رمزنگاری با نرخ بهره بالا روی سود کاغذ بزرگ نشسته بودند ، اخیراً راه سخت را آموخته اند.

من هنوز دلم برای آن ساندویچ های prosciutto تنگ شده است.

درس 3: وقتی می خواهید ادامه دهید ، وقت آن است که متوقف شوید

این احساسی است که هر بازیکن پوکر تجربه کرده است. شما ساعت ها بازی کرده اید ، آماده رفتن هستید و یک گلدان بزرگ را از دست می دهید. ناگهان ، ترک طبق برنامه ریزی غیرقابل تحمل به نظر می رسد. شما می خواهید ادامه دهید ، چند دست دیگر بازی کنید ، شاید مقداری از این پول را به دست آورید. نیروی گرانشی فوق العاده شما را در آن جدول نگه می دارد. دلیلی وجود دارد که پوکرز برای از دست دادن پول "گیر کرده است".

وقتی در معاملات گزینه ها شکاف گرفتم ، احساس عجیب و غریب به یاد می آورم. چند معاملات اول من پرداخت نکردند ، که شاید باید نشانگر این باشد که من نیاز به تجدید نظر در استراتژی خود داشته باشم. اما در عوض ، من شرط بندی های بزرگتر را انجام دادم که مبتنی بر تحقیقات کمتر ، افزایش اندازه و سرعت خریدهای من بود. چیزی در مورد از دست دادن پول باعث شد من بخواهم پول بیشتری شرط بندی کنم. چرا؟من گیر افتاده بودم.

من اغلب از جورج سوروس نقل می کنم که می گوید "اگر سرمایه گذاری سرگرم کننده باشد ، اگر از آن لذت می برید ، احتمالاً هیچ پولی نمی کنید." اما می توان فراتر رفت و گفت که هر احساس قوی توسط یک سرمایه گذار احساس می شودامضا کنید که ممکن است چیزی اشتباه پیش برود. اگر از آن لذت می برید ، یا اگر در زباله ها هستید - اگر می خواهید احساس خوبی را ادامه دهید یا احساس بد را از بین ببرید - احتمالاً زمان آن رسیده است که از جدول یا ترمینال بلند شوید.

درس 4: همیشه دست دیگری وجود دارد

فروشنده نقش عجیب و غریب در جدول پوکر دارد. البته حضور آنها برای بازی یکپارچه است ، زیرا آنها کسی هستند که کارت ها را می کشد و عمل را کنترل می کند.(آیا خیلی زیاد است که بگوییم اگر پوکر استعاره ای برای زندگی باشد ، آنها به عنوان ایستاده برای خدای ساکت و ظریف که ما مجبور هستیم در دوران مدرن خود با آن مقابله کنیم؟)این نمایندگی است که اولین و بهترین فرصت برای بازگرداندن بازی در مسیر است. عبارتی که به احتمال زیاد از آنها استفاده می شود فقط دو کلمه طول دارد: "دست بعدی."

یعنی بحث در مورد آنچه در دست آخر اتفاق افتاده است را متوقف کنید. ما دست دیگری برای بازی داریم ، بنابراین اجازه دهید با آن ادامه دهیم.

این درس برای فراموش کردن بازیکنان پوکر آسان است. همه ما این احساس را داشتیم که "مرده کارت" بودن-از این که هیچ چیز مناسبی برای بازی کردن داشته باشد ، و در نتیجه متوسل شدن به دستان ما نیستیم. من فقط شانس زیادی برای بازی کارت دارم ، ممکن است بفهمیم ، بنابراین چرا سعی نمی کنیم از دست ضعیفی که به آن برخورد می کنم بهترین نتیجه را ببرد؟

نقص در این استدلال این است که همیشه دست دیگری وجود دارد. نکته اصلی بقای طولانی مدت در هر تعقیب قمار این است که تمام پول خود را از دست بدهیم ، بنابراین ما می توانیم زندگی کنیم تا یک روز دیگر بجنگیم. اگر اکنون با یک دست ضعیف (یا حتی یک دست خوب) همه چیز را پشت سر بگذاریم ، ممکن است بعداً فرصتی برای سرمایه گذاری در یک فرصت بهتر پیدا نکنیم.

همین امر در سرمایه گذاری نیز صدق می کند. مهم نیست که چقدر یک فرصت خوب به نظر می رسد ، همیشه سهام دیگری ، صندوق دیگر ، یک رویداد دیگر در گوشه و کنار وجود دارد. با سنجش فوریت یک فرصت آینده ، ممکن است ما وسوسه شویم که حداکثر اهرم را به دست بگیریم و بزرگترین شرط ممکن را انجام دهیم. اما ما نمی توانیم فراموش کنیم که همیشه دست دیگری وجود دارد که ما حتی هنوز ندیده ایم. اگر اکنون شلوغ شویم ، ممکن است هرگز دامنه فرصت های غیب را که دوباره از آن رها می کنیم ، بدانیم.

اما پس از آن دوباره ، اگر ما شلوغ شویم ، حداقل ممکن است با برخی از درس های سخت درآمد که به قسمت های دیگر زندگی خود منتقل می کنیم ، دور شویم.

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عبدالله بوتیمار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1402 ساعت: 22:42