چه سفارشاتی در Quinx انجام می شود؟

ساخت وبلاگ

مخفی بودن موضوع تست quinx 0 ، مارود از آن استفاده کرد تا پس از راه خود را پس از راه خود بسیار پرشور و پرشور با کانکی زنده نگه دارد

موضوع 0 در حالت اغما ماند ، اما زخمهای او بهبود یافت. ماه اول یا همین حدود ، Hide علائم مشابهی با بیماری سلول RC داشت و همه در حال شروع به امید به این پروژه بودند ، اما به زودی علائم از بین رفت و او در حالت اغما یک کوئینکس باقی ماند.

سپس هایز برای کار میدانی تأیید شد و Quinx را به عنوان تیم خود اختصاص داد. پس از چند مأموریت اول خود در کنار هم ، پنهان شروع به بیدار شدن کرد. شیرازو اولین کسی بود که او را دید. وقتی او به هارو سلام کرد ، به طور تصادفی وارد اتاق مخفی شد. تنها کلمات رد و بدل شده "گه ، اتاق اشتباه! مرد ببخشید"

نفر دوم که مخفی را دید ، اوری بود. هیچ کلمه ای رد و بدل نشده است ، زیرا آنها در طی یکی از جراحی های اوری ملاقات کردند. پنهان در حال بررسی خود بود و اوری زخم ها را در سراسر بدن و صورت خود دید ، با فرض اینکه این یک بازپرس انسانی با رایحه ای عجیب است.

Haise هرگز در واقع پنهان نبود. آنها در راهروها یکدیگر را می گذرانند ، هایز عطر و بوی آشنایی را انتخاب می کند که باعث درد قلب او می شود و دستانش لرزید ، هیولا در درون او بلندتر از گذشته فریاد می زد. اما در زمانی که او چرخید ، تمام آنچه که او دید ، موهای بلوند بود که در پشت گوشه ناپدید می شد.

مارود هیچ ارتباطی با تیم کوینکس نداشت ، گذشته از مخفی کردن ، اما او را به طور کامل از دیوار به سمت دیوار سوار می کرد هر وقت تیم هایشان روی یک پرونده کار می کردند با هم کار می کردند و ارواح فرار می کردند زیرا اوری و شیرازو در حال بحث و گفتگو بودند ، سایکو می خوابید یا تورووووووووووووووووواز انجام هر کاری بیش از حد ترسیده است. آنها بدون هماهنگی بودند و هیچکدام از آنها تمایل به گوش دادن به رهبر تیم خود نداشتند ، که بسیار قوی تر از آن بود که به نظر می رسید. بنابراین مارود تازه آمد تا یک روز با یک پشته گسترده از کاغذ پنهان شود.

بنابراین ، هنگامی که کوینکس اوایل یک روز از خواب بیدار شد و برای ملاقات فراخوانده شد ، حتی هایز نیز شگفت زده شد. او به عنوان رهبر آنها ، او باید در مورد این چیزها در حلقه باشد ، اما حتی او احساس می کرد که یک کودک توسط بزرگان مورد سرزنش قرار می گیرد.

ماروود به آنها گفت که آنها به استراتژی های بهتری احتیاج دارند ، یا تمام منابع فقط در پروژه ای که برای شکست به سر می برد هدر رفته است.

اتاق با سکوت سنگین بود. به همه گفته شد که هیچ موضوعی 0 وجود ندارد ، که وی طی 24 ساعت از عمل جراحی اولیه خود درگذشت. او همیشه به عنوان نمونه ای از خطرات آنها در صورت پیوستن به تیم Quinx استفاده می شد. پس چرا او اینجا بود؟و چرا او یک بزرگسال جوان ، سن هایز بود و کاملاً خوشحال و سالم به نظر می رسید. عجیب ترین قسمت درباره او این بود که او ماسک پوشیده و بدون لباس پوشیده بود.

پس از موارد بی شماری که مخفیگاه مغز بود اما هرگز براون ها ، هایز تصمیم گرفت بپرسد که چرا او یک کوئینک حمل نمی کند ، زیرا کاگون او بدیهی است که هرگز توسعه نیافته است. پنهان به سادگی به او گفت که او آنها را دوست ندارد.

اما هنگامی که آنها فهمیدند ، پس از یک سال همکاری با او ، که او در واقع کاملاً قادر به استفاده از کاگون خود است ، و آنچه Kagune می تواند انجام دهد ، همه آنها ناگهان فهمیدند که چرا او هرگز از آن استفاده نکرد.

Kagune Hide در نگاه اول دقیقاً شبیه رهبر آنها Haise بود. اما هنگامی که در بالا پنهان شده است ، یک چشم غول پیکر را تشکیل می دهد که همه را با صدای بلند صدای بلند می کند و پنهان می شود و پنهان می شود و مجبور می شود تنها در برابر غول ها که ایستاده است ، بجنگند.

پس از دو سال همکاری با هم ، پنهان کردن به شوخی پیشنهاد سرنگونی CCG را پیشنهاد می کند. این شام بود ، بنابراین همه فقط غذا را متوقف کردند تا به او نگاه کنند.

سال سوم زمانی است که همه چیز به جهنم می رود. شیرازو درگذشت ، اوری یک کاکوجا را توسعه می دهد ، توورو به Rogue می رود ، هایز به یاد می آورد.

این سخت ترین قسمت برای او بود. مجبور شدن به خانه با همه کسانی که تمام وقت در اتاق های خود قفل شده بودند ، یک چیز بود ، اما باز کردن درب به سمت زرق و برق دار کردن کانکی چیز دیگری بود. برای بقیه روز ، تنها کلماتی که گفته شد "متاسفم"."مشکلی نیست."

Tumblr media Tumblr media

Tumblr media

Tumblr media Tumblr media Tumblr media

Tumblr media Tumblr media Tumblr media Tumblr media Tumblr media

من عاشق کوینکس هستم! من فکر می کنم که آنها به عنوان شخصیت های شگفت انگیز شروع به کار کردند ، اما مانند هر چیز دیگری در این نمایش fuckass ، داستان های خود را به نتیجه ناراضی تبدیل کردند. اگر داستانهای آنها را می نوشتم ، کارهای مختلفی را انجام می دادم ، اما در کل چیزهای زیادی برای ادامه کار وجود دارد. به طور خاص ، که هر یک از آنها راهی را نشان می دهند که CCG اعضای جدید را تلقین می کند

ابتدا Urie وجود دارد ، نماینده کسانی که پس از یک عضو خانواده در CCG گرفته شده اند در یک تروما مربوط به غول کشته می شوند. او یکی از بسیاری از افرادی است که یک نوع قاتل قاتل را به قتل می رساند. پدرش جنگید ، سپس درگذشت ، سپس او را به قوم من منتقل كرد كه به او پاسخ داد كه این ارواح و شر آنها است كه او را به قتل رساند تا او را زیر شست خود نگه دارد و این کار کرد. Urie خاموش است ، همزمان هوس و تعلق دارد. او در این ایده مطرح شده است که صعود به صفوف و کشتن ارواح بهترین چیز است ، این بهترین راه برای انجام کار خوب است ، این بهترین راه برای خوب بودن است. من این پایه را دوست دارم ، و اگر می توانستم داستان او را تغییر دهم ، بیشتر از این که quinx دیگر را بیشتر مورد توجه قرار می دهم ، او را زودتر از پوسته خود بیرون می آورد

سپس Saiko وجود دارد ، نمایندگان معلمان و والدین را مجبور به گرفتن مواضع خطرناک مورد نظر خود می کنند. CCG می تواند به والدین انگیزه دهد تا شغل خود را به فرزندان خود سوق دهند و این باعث می شود که آنها کارمندان قابل بهره برداری بیشتری داشته باشند. سایکو هرگز چاره ای نداشت ، او تحت فشار به یک کوینکس تبدیل شد و سپس در کار خود گرفتار شد. او هرگز نمی خواست آنجا باشد ، اما تا زمانی که می توانست برای خودش بایستد خیلی دیر شده بود. اگر می توانستم داستان او را تغییر دهم ، کار او را در برابر CCG انجام می دادم ، و آنها را در هر عمل انتقام جویانه ای که می تواند به آن برسد و سعی در برچیدن مدارس خود داشته باشد ، خراب می کند. او یک انقلابی شگفت انگیز ایجاد می کرد

بعد جینشی وجود دارد ، جای تعجب ندارد که من او را دوست دارم. جینشی نماینده آن یتیم و در فقر است که نمی توانند از پیشنهادات CCG دست بکشند. ابتدا مادرش ، سپس پدرش را از دست داد ، سپس خواهرش به طرز غیرقابل برگشت بیمار شد. او فقط یک کودک بود ، و او نمی دانست که چه کاری باید انجام دهد ، بنابراین این بزرگسالانی که به او می گویند اگر او به مدرسه خود تحت بازداشت به مدرسه بروند و شغل خود را بگیرند ، از آن مراقبت می کنند. او نمی دانست که چه چیزی را وارد کرده است ، فقط این که این تنها کمکی است که وی دارد و هیچ کس در زندگی خود باقی نمانده است که به او نمی گوید این کار را انجام دهد. او به یک کوینکس تبدیل شد زیرا به پول ، مراقبت های بهداشتی و مسکن احتیاج داشت ، اما ناخواسته برای ارتکاب قتل های وحشتناک ثبت نام کرد. او حتی در پایان آن را درک کرد ، او آنقدر نزدیک بود که به طرز وحشتناکی مورد ستم قرار گرفت ، اما کشته شد. اگر می توانستم داستان او را تغییر دهم ، او را زندگی می کردم و زندگی می کردم تا بفهمم چگونه CCG از او سوءاستفاده کرده و به او دروغ گفته است. جینشی اولین کسی خواهد بود که به ارواح می رسد ، زیرا شاید آنها پاسخ دهند که چرا کبوترها این کار را می کنند ، و او می آموزد که این سازمان چقدر افتضاح است. او از همه مردم سزاوار نابودی آن مکان است

سرانجام ، موتسوکی ، کسی که از همه آنها کثیف شده است. او نماینده کسانی است که برای مسائل اجتماعی و بیماری های روانی که آنها را آسیب پذیر می کند ، سوءاستفاده می کند. او منشأ وحشتناک ، تروما شدید و بیماری روانی داشت و یک کودک ترانس و بدون حمایت بود. همه این چیزها را با هم ترکیب کنید و پسری را آنقدر آسیب پذیر می کنید که تقریباً می تواند در هر آنچه که می خواهد تحت پوشش کمک شکل بگیرد ، و آرزوهای او را با این استدلال که او مجنون است اگر اوضاع اعتراض کند ، نادیده گرفته است. آنها هرگز به او هیچ مراقبت روانپزشکی ارائه ندادند ، هرگز به او مراقبت های مناسب برای انتقال ارائه ندادند ، فقط شغلی که می گویند اگر او تمام دستورات خود را دنبال کند ، باعث می شود مردم او را دوست داشته باشند. آنها همین کار را با یووزو انجام دادند ، بنابراین اینگونه نیست که این چیز جدیدی باشد. پس از آن ، کل شوخ طبعی نژادپرستی و ترانسفوبیا وجود دارد که در او رخ می دهد ، بنابراین این شخص فقیر چیزهای زیادی دارد که من متفاوت انجام می دهم. برای مبتدیان ، آن را لعنتی. ثانیاً ، من او را با نگرانی های خود و آنچه برای او اتفاق افتاده است به quinx دیگر می رسانم ، و برای اولین بار از حمایت و اطمینان واقعی دریافت می کنم که آنچه برای او اتفاق افتاده خوب نیست. او دیوانه نیست ، واقعاً بد بود که او آن را به یاد می آورد ، و هرگز نباید اتفاق می افتاد. باید تغییر کند تا دیگر هرگز نمی تواند اتفاق بیفتد

در کل ، من عاشق کوینکس هستم ، اما آرزو می کنم که آنها پایان های بسیار متفاوتی داشته باشند. آنها سزاوار این هستند که خانواده ای باشند که زنده باشند ، با هم و بسته شوند

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عبدالله بوتیمار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1402 ساعت: 22:10