میانگین طلایی: یک کشف عالی یا پدیده طبیعی؟

ساخت وبلاگ

دانشگاه نیوکاسل بودجه را به عنوان عضو مکالمه AU تأمین می کند.

نمای گالری ملی در میدان Trafalgar لندن و خانه اپرای سیدنی در استرالیا چیست؟

اکثر مردم پیشنهاد می کنند که این دو ساختمان شباهت های کمی دارند - اولی متقارن و از نظر کلاسیک متناسب است ، در حالی که دومی مدرن ، ارگانیک و منحنی است.

یک معمار ممکن است جواب تحریک آمیز را ارائه دهد که هر دو ساختمان دارای ترکیبات شکل هندسی ، شانه ها ، مربع ها و مستطیل ها هستند. اما این پاسخ دلیل پیوند این دو در فرهنگ عامه نیست.

در عوض ، آنها را می توان در لیست ساختمانهایی یافت که گفته می شود به میانگین طلایی ، که در زیر شرح داده شده است ، برای دستیابی به یک ترکیب زیبایی شناسی کامل متکی هستند.

میانگین طلایی - همچنین به عنوان بخش طلایی یا نسبت الهی شناخته می شود - یک مفهوم ریاضی است که به طور معمول در قرن پانزدهم ردیابی می شود ، دوره ای که در آن هندسه به اهداف عملی و نمادین خدمت می کند.

این نسبت است که رابطه مکرر بین یک عنصر بزرگتر و یک زیر مجموعه کوچکتر از آن عنصر را تعریف می کند.

در ساختارهای معروف تاریخی ، مانند گالری ملی در لندن ، استفاده از بخش طلایی باعث ایجاد ساختمانهایی می شود که هم پایدار و هم از نظر زیبایی شناسی هستند. TJ. Blackwell

به صورت ریاضی ساده ، اگر یک خط AB با یک نقطه C تقسیم شود ، به گونه ای که نسبت کل خط (AB) به بخش طولانی تر (AC) برابر با نسبت بخش طولانی تر (AC) به بخش کوچکتر باشد(CB) ، سپس نسبت AB: AC (و البته ، نسبت زیر مجموعه AC: CB) به عنوان میانگین طلایی (φ یا "PHI") شناخته می شود.

بنابراین ، به عنوان مثال ، اگر طول خط شروع AB 1. 000 باشد ، میانگین طلایی تقریباً 1. 618 است.

هنگامی که میانگین طلایی در دو بعد مفهوم سازی می شود ، معمولاً به عنوان یک مارپیچ معمولی ارائه می شود که توسط یک سری مربع ها و قوس ها تعریف می شود ، هر یک "مستطیل های طلایی" را تشکیل می دهند.

توسط معماران باستان استفاده می شود

شواهدی وجود دارد که نشان می دهد معماران مصر باستان ، رومی و یونانی با استفاده از ابزارهای ساده قادر به تولید این نسبت بودند و مانند همتایان قرن پانزدهم ، ممکن است آن را از اهمیت تصویری بزرگتر دیدن کنند.

این پتانسیل نمادین به دلیل روشی که شکل مارپیچی میانگین شبیه الگوهای رشد مشاهده شده در طبیعت است و نسبت های آن یادآور آنهایی است که در بدن انسان وجود دارد. بنابراین ، این مارپیچ ها و مستطیل های ساده ، که نشان دهنده حضور یک نظم جهانی است که در جهان وجود دارد ، جایی که از این طریق لقب "طلایی" یا "الهی" می شود.

برای معمار باستانی ، مستطیل طلایی باید دستور العمل ایجاد ساختمانهایی را ارائه دهد که به راحتی می توان آنها را ترسیم کرد ، و از همه مهمتر ، بر اساس این که آنها ارتباط با خدا یا جهان را نشان می دهند ، توجیه می شود.

در زمانی که ، برای معمار ، بریدن ، خطر رایج تر از دادخواست بود ، بخش طلایی نوع خاصی از غرامت را ارائه می داد.

با این حال ، در حالی که بیشتر نمادهای دنیای باستان اکنون قدرت خود را از دست داده اند ، میانگین طلایی هنوز از یک فرقه زیر برخوردار است ، با صدها وب سایت که شکل مارپیچی خود را روی آفتابگردان ها ، پوسته ها ، نقاشی های معروف و چهره بازیگران محبوب نشان می دهد. فرقه معاصر میانگین طلایی این پوشش ها را به عنوان شواهدی از راز پنهان جهان ارائه می دهد.

مشکل چنین ادعاهایی این است که محققان بارها و بارها نشان داده اند که میانگین طلایی یک نسبت جهانی جذاب نیست و از نظر آماری از نظر ماهیت یا بدن انسان قابل توجه نیست. اما این واقعیت که خواص عرفانی آن به طور جامع رد شده است ، نباید برای انتقال این تئوری به دسته Esoterica مورد استفاده قرار گیرد.

هندسه طبیعی

مانند همه نسبت های زیبایی شناسی ("ماژولور" لو کوربوسیه و "پلاستیک" ون دره لان به همان اندازه شایسته هستند) ، کاربرد گسترده آن در طراحی ، درجه ای از نظم و سازگاری را برای یک کار فراهم می کند ، چیزی که در معماری مهم است زیرا یک ساختمان به ندرت تجربه می شودیک فاصله

با استفاده از هر یک از این نسبت ها ، یک معمار می تواند یک دسته درب را طراحی کند که رابطه ای مکمل با درب آن داشته باشد ، که به نوبه خود رابطه مشابهی با دیوار محصور خود و غیره دارد. سیستم های متناسب برای این منظور مفید هستند اما حضور آنها ، حتی در یک ساختمان عالی ، نباید به ویژه قابل توجه تلقی شود.

در هر دو معماری باستانی و مدرن ، بخش طلایی تعادل و جذابیت زیبایی را فراهم می کند. درو ترنر 777

در دهه 1980 ، آزمایشاتی انجام شد که در آن به کودکان به حاکمان و جفت قطب نما داده شد و به شکل دادن به شکل تشویق می شد. طولی نکشید که اولین حلقه ها و مربع ها تولید شدند ، سپس مثلث ها ، شبکه ها و قوس ها و قبل از پایان ساعت اول ، مستطیل های طلایی شروع به ظاهر شدن کردند.

آیا این بدان معناست که میانگین طلایی در ناخودآگاه هر کودک تعبیه شده است یا این به سادگی شکلی است که به طور طبیعی از استفاده از این مجموعه خاص از ابزارها ناشی می شود؟

به یاد داشته باشید که هم گالری ملی و هم خانه اپرای سیدنی - که در ابتدای این مقاله ذکر شده است - ترکیبی از مستطیل ها و قوس ها هستند که در هر دو مورد توسط معماران با استفاده از یک حاکم و یک جفت قطب نما ترسیم شده است. اینها همچنین توسط معماران (به ترتیب ویلیام ویلکینز و یورن اوتزون) که از سنت کلاسیک و مناطق هندسی آن آگاه بودند ، ترسیم شده است.

به هر دو دلیل ، وجود چیزی که به طور گسترده ای از میانگین طلایی تقریب می یابد ، نباید به عنوان یک کشف عالی در نظر گرفته شود ، اما می تواند نشانه ای از این باشد که معمار برای درک نیاز به سازگاری در یک طرح آموزش دیده است.

سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عبدالله بوتیمار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1402 ساعت: 20:25