نمای کلی: تاریخچه فدرال رزرو

ساخت وبلاگ

سیستم فدرال رزرو بانک مرکزی ایالات متحده است. هدف اصلی فدرال رزرو توسط یک قانون کنگره در سال 1913 تأسیس شد ، تقویت ثبات سیستم بانکی آمریکا بود.

Marriner S. Eccles building, October 20, 1937

ساختمان Marriner S. Eccles ، 20 اکتبر 1937 (هیئت مدیره عکس فدرال رزرو)

دیوید سی ویلوک ، بانک مرکزی فدرال رزرو سنت لوئیس

سیستم ذخیره فدرال رزرو ("FED") بانک مرکزی ایالات متحده است. این وب سایت به عنوان دروازه ای برای تاریخچه فدرال رزرو برای مربیان ، دانشجویان و عموم مردم خدمت می کند. فدرال رزرو ساختار و مأموریت پیچیده ای دارد. هدف از این سایت کمک به تغییر شکل فدرال رزرو و نقش آن در اقتصاد و توضیح چگونگی تحول فدرال رزرو و مأموریت آن در تاریخ بیش از 100 ساله خود است. این سایت در حدود هشت دوره زمانی در تاریخ فدرال رزرو ، با مقاله هایی که به وقایع کلیدی ، اقدامات سیاسی ، قانون و کار روزمره کارمندان فدرال رزرو در هر دوره اختصاص داده شده است ، سازماندهی شده است. این همچنین شامل شرح حال کوتاه اعضای هیئت مدیره فدرال رزرو و روسای جمهور بانک ذخیره است.

چطور شروع شدند

سیستم ذخیره فدرال با توجه به یک قانون کنگره در سال 1913 با توجه به چندین هدف در ذهن تأسیس شد. شاید مهمترین این بود که سیستم بانکی آمریکا پایدار تر شود. هراس بانکی - رویدادهایی که با تعلیق گسترده بانکی و تعلیق های پرداخت و تا حدی ، خرابی های بانکی آشکارا مشخص می شوند - غالباً در طول قرن نوزدهم اتفاق می افتد. چنین وحشت هایی به "ارز غیرقانونی" کشور مورد سرزنش قرار گرفت.

اقدامات بانکی ملی دهه 1860 محیطی را ایجاد کرد که در آن بیشتر ارز کشور شامل یادداشت هایی بود که توسط بانک های ملی صادر شده است (بانک های تجاری با منشور صادر شده توسط دولت فدرال) بیشتر ارز کشور را تشکیل می داد. حجم یادداشت هایی که یک بانک ملی می تواند صادر کند به میزان اوراق قرضه دولتی ایالات متحده که بانک در اختیار داشت ، گره خورده است. عرضه یادداشت ها تا حد زیادی به تغییر تقاضا پاسخگو نبود ، به ویژه هنگامی که یک رویداد پیش بینی نشده یا اخبار باعث شده است که مشتریان بانک نگران امنیت سپرده های خود باشند و "فرار" به بانک های خود برای برداشت پول.

اصلاح طلبان بر روشهایی برای گسترش سریع یادداشت ها برای برآورده کردن تقاضای عمومی برای نقدینگی متمرکز شدند. در نهایت تمایل به ارز "الاستیک" با ایجاد فدرال رزرو و فرم جدید ارز - یادداشت فدرال رزرو - تحقق یافت. یادداشت های فدرال رزرو شکل غالب ارز ایالات متحده امروز است و مبلغ مورد نیاز برای تأمین تقاضا را تأمین می کند.

به طور گسترده تر ، سیستم فدرال رزرو برای بهبود جریان پول و اعتبار در سراسر ایالات متحده در تلاش برای اطمینان از اینكه بانكها منابع لازم برای تأمین نیازهای مشتریان خود را در تمام نقاط كشور تأسیس كردند ، تأسیس شد.

قبل از فدرال رزرو

اگرچه مشکلات سیستم بانکی ایالات متحده در طول قرن نوزدهم به طور گسترده ای به رسمیت شناخته و مورد مطالعه قرار گرفت ، اما اصلاح سیستم به دلیل منافع و اهداف رقابتی دشوار بود. اولین هشت مقاله دوره ای در این وب سایت ، "قبل از فدرال رزرو: پیشینه های تاریخی سیستم فدرال رزرو" ، به تکامل سیستم بانکی آمریکا و تلاش برای مدیریت عرضه پول کشور قبل از تأسیس فدرال رزرو می پردازد. این مقاله نشان می دهد که سیستم فدرال دولت آمریکا ، که ریشه در اولین تاریخ کشور دارد ، سیستم بانکی آمریکا را شکل داده است. قبل از جنگ داخلی ، بیشتر بانک ها توسط ایالت ها منشور می شدند. استثنائات قابل توجه و بحث برانگیز دو بانک بود که توسط دولت فدرال محروم شده بودند. تغییر در توازن قدرت بین سیاستمدارانی که طرفدار یک دولت فدرال قوی بودند ، مانند اسکندر هامیلتون ، و کسانی که تمایل به حمایت از حقوق کشورها و قدرت محدود فدرال ، مانند توماس جفرسون و اندرو جکسون داشتند ، ابتدا به تأسیس و سپس مرگ منجر شدنداز دو بانک ایالات متحده (هر دو به نام بانک ایالات متحده) در اوایل قرن نوزدهم. همانطور که مقاله توضیح می دهد ، "جنگ" جکسون با بانک دوم ایالات متحده بانکی را که برخی از کارکردهای یک بانک مرکزی مدرن را انجام می داد ، حذف کرد.

در اواسط قرن نوزدهم ، ایالات متحده هنوز هیچ مرجع بانکی مرکزی نداشت و نارضایتی از سیستم بانکی بهبود نیافته بود. تلاش بعدی این کشور برای تثبیت بانکی شامل قوانینی است که در طول و اندکی پس از جنگ داخلی تصویب شده است. این اعمال "بانکداری ملی" منشور جدید بانکی فدرال را ایجاد کرد. بانک های منشور تحت این اعمال بسیار متفاوت از دو بانک ملی قبل از جنگ داخلی بودند. بر خلاف بانک های اولیه ، بانک های ملی جدید کاملاً متعلق به خصوصی و اداره می شدند ، محدود به یک مکان اداری واحد و منوط به نظارت و تنظیم دفتر شرکت کنترل کننده ارز (بخش خزانه داری ایالات متحده که توسط بانکداری ایجاد شده استقانون 1863 برای صدور منشور و نظارت بر بانکهای ملی).

یکی از ویژگی های مهم چشم انداز بانکی پس از جنگ داخلی ، عدم وجود کل بانکداری شعبه بود. بانکهایی که توسط دولت های ایالتی مجدداً مجاز به شعبه به ایالت های دیگر نبودند ، که آنها را نسبت به دو بانک قبل از جنگ داخلی ایالات متحده که دارای شبکه های شاخه ای چند کشور گسترده بودند ، در معرض ضرر قرار دادند. ضدیت نسبت به بانکهای ایالات متحده و به طور کلی به بانکهای بزرگ منجر به ممنوعیت های شدیدی در انشعاب در قانون بانکی فدرال و قوانین اکثر ایالت ها شد. در نتیجه ، سیستم بانکی ایالات متحده توسط هزاران بانک کوچک ، یک دفتر (یا "واحد") که در سراسر کشور پراکنده بودند ، مشخص شد. بانکداری واحد با ناپایداری با سخت تر شدن بانک ها به اندازه کارآمد یا متنوع سازی اوراق بهادار وام آنها کمک کرد. ساختار بانکی واحد ذاتاً شکننده همراه با یک ارز غیرقانونی ، دستور العمل برای یک سیستم مستعد بحران بود. با این حال ، پیدا کردن یک راه حل سیاسی دشوار بود ، زیرا منافع بانک های بزرگ شهر را در برابر بانک ها در شهرهای کوچکتر و مناطق روستایی به وجود آورد. این همچنین درگیری های قدیمی بر سر حقوق دولت ها و قدرت دولت فدرال برای تنظیم سیستم بانکی ایجاد کرد. همانطور که مقاله توضیح می دهد ، سرانجام پس از وحشت سال 1907 ، هنگامی که در دسامبر سال 1913 کنگره گذشت ، یک راه حل سیاسی پیدا شد و رئیس جمهور وودرو ویلسون قانون رزرو فدرال را امضا کرد.

سالهای اولیه

قانون فدرال رزرو سعی کرد با ایجاد یک ارز کاملاً جدید - یادداشت فدرال رزرو - و مکانیسمی برای ورود سریع آن یادداشت ها با مشکل "ارز غیرقانونی" مقابله کند. این قانون سیستمی از بانکهای ذخیره با سرمایه ارائه شده توسط بانکهای تجاری عضو در سرزمین های تعیین شده خود را ایجاد کرده است. بانک های ملی موظف بودند سرمایه را در بانک ذخیره محلی خود خریداری کنند و از این طریق با دسترسی به وام و سایر خدمات ارائه شده توسط بانک ذخیره ، عضو سیستم شوند. عضویت در این سیستم برای بانک های دولتی دارای اختیاری بود. اگرچه بانک های ذخیره از نظر فنی شرکت های خصوصی با هیئت مدیره خود هستند ، اما توسط یک هیئت مدیره (امروز ، هیئت مدیره سیستم فدرال رزرو) متشکل از انتصابات دولت تحت نظارت قرار می گیرند و حقوق سهامداران بانکهای عضو سیستم محدود استو محکم تنظیم شده

پنجره تخفیف

قانون فدرال رزرو ، بانکهای عضو فدرال را ملزم به نگه داشتن ذخایر در قالب یادداشت های فدرال رزرو یا حساب های سپرده گذاری با بانک ذخیره محلی خود می کند. یک بانک عضو می تواند با وام گرفتن در "پنجره تخفیف" بانک ذخیره خود ، سپرده های اضافی یا ذخیره ذخیره کند. 1 بانکی که مایل به دریافت بودجه از این طریق بود ، برخی از وام های تجاری یا کشاورزی کوتاه مدت خود را به عنوان وثیقه برای وام فراهم می کند. بنابراین پنجره تخفیف فدرال فدرال مکانیسمی برای تبدیل وام های بانکی غیرقانونی به سرعت به پول نقد و در نتیجه تأمین پول کشور "خاصیت خاصیت" مورد نظر بود. کارکرد مهم بانکهای مرکزی این است که به عنوان وام دهنده آخرین راه حل به سیستم بانکی خدمت کنند و وام پنجره تخفیف به طور سنتی بخش مهمی از نحوه عملکرد فدرال رزرو این نقش بوده است.

مقاله "سالهای سازنده فدرال فدرال" با جزئیات بیشتر در مورد ایجاد پنجره تخفیف و سایر عملیات فدرال رزرو در سالهای اول فدرال رزرو توضیح می دهد. این مقاله همچنین در مورد چگونگی انتخاب شهرها برای مکان های بانک های ذخیره و چگونگی ترسیم مرزهای منطقه فدرال رزرو ، بحث می کند. فدرال رزرو فقط چند سال داشت که ایالات متحده وارد جنگ جهانی اول شد و مقاله نقش فدرال رزرو را در کمک به تأمین مالی تلاش های جنگ و همچنین تأثیرات جنگ بر فدرال رزرو و سیاست های آن توصیف می کند.

سیستم پرداخت

تأسیس فدرال رزرو تأثیرات عمیقی بر سیستم پرداخت ایالات متحده داشت، نه تنها با ایجاد یک ارز جدید، بلکه با کارآمدتر و سریع تر کردن پردازش پرداخت ها. به عنوان مثال، بانک های رزرو خدمات تسویه چک را برای بانک های عضو خود ارائه می کردند که زمان و هزینه بانک ها را برای دریافت وجوه برای چک هایی که در بانک هایشان سپرده می شد کاهش داد. یک نوآوری اولیه، توسعه یک سیستم الکترونیکی برای انجام پرداخت های از راه دور با استفاده از تلگراف بود که بعدها به عنوان Fedwire شناخته شد. 2

سیاست های پولی

سالهای اولیه فدرال رزرو همچنین شاهد آغاز سیاست پولی به معنای امروزی این واژه بود. قانون فدرال رزرو اشاره ای به سیاست پولی نکرده است. همچنین معیارهایی برای تعیین نرخ های تنزیل بانک رزرو ارائه نکرده است. با این حال، بانک های ذخایر را ملزم می کرد تا ذخایر طلای خود را برابر با درصد معینی از بدهی های بدهی و سپرده های معوق خود حفظ کنند. به طور ضمنی، این الزام برای محدود کردن مقدار ارز و وام هایی بود که فدرال رزرو می توانست صادر کند و بنابراین به عنوان یک ترمز برای تورم عمل می کرد. با این حال، اکثر قانون مربوط به وام دهی و سایر عملیات فدرال رزرو بود و اهداف کلان اقتصادی مانند ثبات قیمت یا حداکثر اشتغال را مشخص نکرد. این اهداف - به اصطلاح "حکمیت دوگانه" - تا دهه 1970 در قانون فدرال رزرو نوشته نشد.

در دهه 1920 ، فدرال رزرو شروع به تنظیم نرخ تخفیف خود و خرید و فروش اوراق بهادار دولتی ایالات متحده برای دستیابی به اهداف کلان اقتصادی کرد. قانون فدرال رزرو به بانکهای ذخیره اجازه می دهد تا اوراق بهادار دولتی ایالات متحده را بخرند (و بفروشند) ، به طور عمده ، بنابراین بانک ها برای تأمین هزینه های خود درآمد سود دارند. همانطور که مقاله "سالهای سازنده" توضیح می دهد ، بانکهای ذخیره کشف کردند که خریدهای آنها بر نرخ بهره کوتاه مدت و شرایط اعتباری تأثیر می گذارد. خریدهای اوراق بهادار تمایل به پایین آمدن نرخ ها و ایجاد اعتبار در دسترس بیشتر در حالی که فروش اثرات متضادی داشت. فدرال رزرو اوراق بهادار را در سالهای 1924 و 1927 خریداری کرد که اقتصاد به رکود اقتصادی رسید. با کاهش شرایط اعتباری ایالات متحده ، این خریدها همچنین به بازگرداندن استاندارد بین المللی طلا که در جنگ جهانی اول مختل شده بود ، کمک کرد تا در سال 1928 ، اوراق بهادار فروخته شده به عنوان سیاست گذاران به دنبال شرایط اعتباری محکم تر برای دلسرد کردن گمانه زنی های بورس سهام باشند. به نظر می رسد موفقیت ظاهری فدرال رزرو با تنظیم اهرم های سیاست پولی در دهه 1920 نشان می دهد که بانک مرکزی جدید می تواند چرخه تجارت را خسته کند و ثبات قیمت را حفظ کند. با این حال ، همه اینها در دهه 1930 وقتی ایالات متحده بدترین افسردگی اقتصادی را در تاریخ خود داشت ، بسیار اشتباه پیش رفت.

افسردگی شدید

پایین در دهه 1930 از اقتصاد ایالات متحده خارج شد. فعالیت های اقتصادی در تابستان سال 1929 به اوج خود رسید و پس از سقوط بازار سهام در ماه اکتبر ، به شدت سقوط کرد. کل تولید کالاها و خدمات (تولید ناخالص داخلی) حدود 30 درصد کاهش یافت ، قیمت ها به شدت کاهش یافت و نرخ بیکاری تا سال 1933 به 25 درصد افزایش یافت. همانطور که مقاله "افسردگی بزرگ" توضیح می دهد ، بسیاری از اقتصاددانان افسردگی را بر روی فدرال رزرو مقصر می دانند. پاسخ محدود فدرال رزرو به وحشت بانکی و تأثیرات مختل کننده آنها بر اقتصاد. اقتصاددانان و مورخان همچنان به بحث و گفتگو می پردازند که چرا فدرال رزرو پس از اینکه ظاهراً با موفقیت اقتصاد را در دهه 1920 از مشکل خارج کرد ، نتوانست از افسردگی بزرگ جلوگیری کند.

جای تعجب نیست که افسردگی بزرگ تغییرات زیادی را برای فدرال رزرو به وجود آورد. قطعات مختلف قانون ساختار فدرال فدرال را تغییر داد ، به آن اختیارات جدیدی داد اما دیگران را از بین برد و اساساً ساختار و تنظیم سیستم مالی آمریکا را تغییر داد. اقدامات بانکی در سال 1933 و 1935 تعادل قدرت را در فدرال رزرو به دور از 12 بانک ذخیره به هیئت فدرال رزرو منتقل کرد ، که به عنوان هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال تغییر نام و بازسازی شد. به هیئت مدیره در مورد تعیین نرخ تخفیف بانکی ذخیره و اکثر کرسی های کمیته بازار آزاد فدرال رزرو (FOMC) اقتدار جدیدی داده شد. با این حال ، به طور کلی ، قدرت فدرال رزرو نسبت به رئیس جمهور و خزانه داری ایالات متحده کاهش یافت. اندکی پس از ورود به مقام ، کنگره به رئیس جمهور فرانکلین روزولت اجازه داد تا دلار را از نظر طلا تجدید نظر کند و استاندارد طلا را تنظیم کند. تأسیس صندوق تثبیت مبادله ، تأمین مالی با تجدید ارزیابی طلای منتقل شده از فدرال رزرو به خزانه داری ، به خزانه داری مجموعه بزرگی از بودجه را داد که می تواند برای مدیریت دلار استفاده کند. در اواسط دهه 1930 ، خزانه داری به همان اندازه قدرت یا بیشتر از فدرال رزرو برای تعیین سیاست پولی کشور داشت.

رکود بزرگ همچنین تغییرات مهمی را در سیستم بانکی ایالات متحده و ایجاد چندین سازمان جدید دولتی با محوریت سیستم مالی به وجود آورد. به عنوان مثال ، یک سیستم بیمه سپرده گذاری فدرال توسط شرکت بیمه سپرده فدرال معرفی و اداره می شود. FDIC بر کلیه بانکهای منشور دولتی که متعلق به سیستم ذخیره فدرال نبودند ، اقتدار نظارتی داده شد. فدرال رزرو اختیارات خود را برای نظارت بر بانکهای عضو کشوری حفظ کرد ، در حالی که دفتر کنترل ارز همچنان به نظارت بر بانکهای ملی ادامه داد.

جنگ جهانی دوم و فراتر از آن

هنگامی که ایالات متحده در دسامبر سال 1941 وارد جنگ جهانی دوم شد ، اقتصاد ایالات متحده هنوز در حال بهبودی بود. هنگامی که فدرال رزرو موافقت کرد که مانع از افزایش آنها در طول جنگ شود ، نرخ بهره در سطح پایین بود. همانطور که مقاله "از جنگ جهانی دوم تا توافق نامه خزانه داری" توضیح می دهد ، فدرال رزرو بازده اوراق قرضه دولت بلند مدت ایالات متحده را از افزایش بیش از 2. 5 درصد و در اوراق بهادار خزانه داری کوتاه مدت در سطح پایین تر در طول جنگ حفظ کرد ، از این طریقاطمینان از اینكه خزانه داری می تواند با نرخ كم برای تأمین مالی تلاش جنگ وام بگیرد. همانطور که در طول جنگ جهانی اول انجام داد ، فدرال رزرو با ارتقاء فروش اوراق بهادار جنگ به عموم ، از تلاش جنگ حمایت کرد.

کسری بزرگ دولت و سیاست فدرال رزرو برای جلوگیری از بازده اوراق بهادار دولت باعث افزایش عرضه پول این کشور شد. هزینه های زمان جنگ و بسیج نیروهای مسلح اشتغال کامل و افزایش درآمد خانوار را به همراه داشت که در کنار سیاست های مالی و پولی بسیار گسترده ، فشار رو به بالا بر قیمت ها وارد می کند. برای کنترل تورم ، کنترل ها بر دستمزد و قیمت و همچنین رشد اعتبار خصوصی انجام شد. کنترل دستمزد و قیمت در تابستان سال 1946 برداشته شد و تورم سرکوب شده را از بین برد. همانطور که مقاله توضیح می دهد ، این بحث و گفتگو بین مقامات فدرال و خزانه داری در مورد اینکه آیا اجازه می دهد بازده اوراق بهادار خزانه داری ایالات متحده افزایش یابد ، ایجاد کرد. مقامات فدرال فدرال به نرخ بهره بالاتر برای تورم فشار آوردند ، اما خزانه داری برای حفظ خط برای پایین آمدن هزینه های وام دولت استدلال کرد. اگرچه مقامات خزانه داری سرانجام با افزایش اندک نرخ های کوتاه مدت دستگیر شدند ، اما آنها اصرار داشتند که بازده اوراق قرضه بلند مدت دولت مجاز به افزایش بیش از 2. 5 درصد نیست. در نهایت ، با این حال ، اوضاع غیرقابل تحمل شد. تورم در سال 1950 به سرعت افزایش یافت زیرا تلاش های فدرال رزرو برای جلوگیری از افزایش نرخ بهره از افزایش پول بیشتر به اقتصاد. فدرال رزرو و خزانه داری در نهایت در مارس 1951 به توافق رسیدند ، معروف به توافق نامه ، که به کنترل نرخ بهره پایان داد و فدرال رزرو را آزاد کرد تا از ابزارهای پولی خود برای کنترل تورم استفاده کند.

پس از توافق نامه خزانه داری

این توافق نامه فدرال رزرو را قادر می سازد از سیاست های پولی برای دستیابی به اهداف کلان اقتصادی استفاده کند. همانطور که مقاله "از توافق نامه خزانه داری تا اواسط دهه 1960" توضیح می دهد ، فدرال رزرو از حمایت گسترده از بازار خزانه داری عقب نشینی کرد و معمولاً عملیات بازار باز خود را در صورتحساب های خزانه داری کوتاه مدت انجام می داد. با این حال ، فدرال رزرو همچنان با توافق برای محدود کردن حرکات نرخ بهره در هنگام صدور بدهی جدید و مداخله در صورت لزوم برای جلوگیری از عدم موفقیت حراج های خزانه ، به خزانه داری کمک کرد.

این توافق نامه همچنین تغییری در رهبری را به فدرال رزرو وارد کرد. رئیس جمهور هری ترومن نامزد ویلیام مکشنی مارتین ، جونیور ، به ریاست هیئت مدیره فدرال فدرال شد. مارتین در مورد توافق نامه وزارت خزانه داری مذاکره کرده بود و به عنوان طولانی ترین صندلی فدرال رزرو ، تا سال 1970 خدمت کرد. سیاست پولی فدرال رزرو به طور قابل توجهی تحت تصدی مارتین تکامل یافت. این مقاله توضیح می دهد که چگونه اهداف سیاست فدرال رزرو با گذشت زمان تحت تأثیر تفکر اقتصادی و فشار جدید رئیس جمهور و کنگره تغییر می کند. در حالی که دولت آیزنهاور از تمرکز فدرال رزرو بر ثبات قیمت حمایت کرده بود و بیشتر فدرال رزرو ، کندی و به ویژه دولت های جانسون را تحت فشار قرار داد تا فدرال رزرو را تحت فشار قرار دهد تا از رشد سریعتر اقتصادی و نرخ بهره پایین حمایت کند. مارتین ، مشهور به اظهارات خود مبنی بر اینکه کار فدرال رزرو این است که کاسه پانچ را حذف کند "درست وقتی که حزب [واقعاً گرم می شود" ، 3 در برابر فشار سیاسی مقاومت کردند اما در نهایت نتوانست از افزایش تورم جلوگیری کند.

تورم بزرگ

پس از مدت طولانی تورم کم و نسبتاً پایدار از اوایل دهه 1950 تا اواسط دهه 1960 ، تورم ایالات متحده شروع به افزایش کرد و از اواخر دهه 1960 تا دهه 1970 به طور غیرمعمول زیاد و بی ثبات بود. همانطور که مقاله ، "تورم بزرگ" توضیح می دهد ، تا دهه 1960 بسیاری از اقتصاددانان و سیاستگذاران به وجود یک مبادله قابل اعتماد و قابل بهره برداری بین بیکاری و تورم ، معروف به منحنی فیلیپس اعتقاد داشتند. با پذیرش تورم تا حدودی بالاتر ، به نظر می رسید که نرخ بیکاری به میزان قابل توجهی و شاید دائمی کاهش یابد. اگرچه بسیاری از آنها سیاست های پولی را نسبت به سیاست های مالی کمتر مؤثر می دانستند تا چرخه تجارت را تحریک کنند و رشد را تحریک کنند ، فدرال رزرو تشویق شد تا نرخ بهره را پایین نگه دارد تا به ارتقاء اشتغال کامل و کاهش هزینه وام گرفتن دولت کمک کند. برای جلوگیری از افزایش نرخ بهره ، فدرال رزرو بیشتر و بیشتر پول را به اقتصاد پمپ کرد و تورم بالاتر نتیجه بود.

در اوایل دهه 1970 ، سیاست گذاران به دنبال راه هایی برای مهار تورم بدون سفت شدن سیاست های پولی و ایجاد رکود اقتصادی بودند. صندلی فدرال آرتور برنز ، که در سال 1970 جایگزین مارتین شد ، با دولت نیکسون در قالب کنترل دستمزد و قیمت یک راه حل آشکار انجام داد. تصور می شد کنترل های موقت بر روی قیمت ها می تواند تورم را بدون نیاز به افزایش نرخ بهره یا کند کردن رشد عرضه پول خرد کند. برنز از این اقدام حمایت کرد و موافقت کرد که ریاست کمیته ای را برای تشویق محدودیت های داوطلبانه در نرخ بهره و سود سهام داشته باشد.

متأسفانه ، کنترل دستمزد و قیمت در کنترل تورم برای مدت طولانی بی اثر بود. همانطور که مقاله توضیح می دهد ، در آن زمان ، سوختگی و دیگران تورم را به دلایل مختلفی از جمله کسری بودجه دولت ، قدرت قیمت گذاری بنگاه ها و اتحادیه های کارگری و به شدت افزایش قیمت نفت و سایر کالاها مقصر دانستند. اقتصاددانان همچنین نرخ رشد بالقوه اقتصاد را بیش از حد ارزیابی کردند و همین امر باعث شد که آنها اعتقاد داشته باشند که یک سیاست پولی آسان تر می تواند بدون ایجاد تورم بالاتر ، فعالیت اقتصادی را تحریک کند.

برنز در سال 1978 توسط G. William Miller به عنوان صندلی فدرال فدرال موفق شد. میلر فقط یک سال به عنوان رئیس فدرال رزرو خدمت کرد که رئیس جمهور جیمی کارتر وی را وزیر خزانه داری نامید و پاول ولکر ، رئیس جمهور بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک را نامزد کرد تا رئیس فدرال رزرو شود. ولکر پیش از این به عنوان یک اقتصاددان فدرال رزرو و یک مقام در وزارت خزانه داری و همچنین در بخش خصوصی به کار گرفته شده بود. بلافاصله پس از انتصاب وی به هیئت مدیره ، ولکر FOMC را متقاعد كرد كه مراحل عملیاتی جدیدی را برای افزایش كنترل عرضه پول اتخاذ كند و تورم را تحت كنترل كند. تحت رهبری ولکر ، فدرال رزرو مسئولیت کنترل تورم را پذیرفت و در تلاش های خود برای کاهش تورم با وجود رکود "دو برابر" قابل توجه در سالهای 1980-82 ، ادامه داد.

عملکرد ضعیف اقتصاد ایالات متحده در دهه 1970 و اوایل دهه 1980 منجر به چندین قطعه قانون با تحمل فدرال رزرو شد. در میان آنها:

  • قانون اصلاحات فدرال رزرو در سال 1977 ، که فدرال رزرو را ملزم می کند سیاست های خود را برای دستیابی به حداکثر اشتغال و ثبات قیمت هدایت کند و به طور مرتب به کنگره گزارش دهد. این قانون همچنین به تأیید سنا برای صندلی و نایب رئیس هیئت مدیره در حالی که شرایط خود را به چهار سال محدود می کرد ، نیاز داشت.
  • قانون سرمایه گذاری مجدد جامعه در سال 1977 ، که به تنظیم کننده های بانک فدرال و سایر تنظیم کننده های بانکی نیاز دارد تا بانک ها را در مورد عملکرد خود در تأمین نیازهای اعتباری جوامع کم درآمد و متوسط در بازارهایی که در خدمت آنها هستند ارزیابی کنند.
  • قانون اشتغال کامل و رشد متعادل در سال 1978 ، که قانون اشتغال سال 1946 را اصلاح کرد و "وظیفه دوگانه" فدرال رزرو را برای پشتیبانی از حداکثر اشتغال پایدار و ثبات قیمت صریح تر می کند.
  • قانون مقررات زدایی و کنترل پولی موسسات سپرده گذاری در سال 1980 که از جمله موارد دیگر ، دسترسی به وام های فدرال رزرو و خدمات پرداخت به بانکها و سایر موسسات سپرده گذاری که عضو سیستم فدرال رزرو نیستند ، اعطا می کند و نیاز دارد که هزینه های فدرال را برای این هزینه هزینه کند. خدماتی که ارائه می دهد. علاوه بر این ، این قانون به دنبال این بود که با قرار دادن کلیه بانکها برای ذخیره الزامات تعیین شده توسط فدرال رزرو ، کنترل بیشتری بر رشد عرضه پول کشور داشته باشد.

اعتدال عالی

تورم بزرگ با دوره ای حدود 20 ساله که معمولاً به عنوان اعتدال بزرگ گفته می شود ، دنبال می شد. در مقایسه با دوران بزرگ تورم ، تورم کم و پایدار بود و نوسانات فعالیت اقتصادی متوسط بود. مقاله با عنوان "اعتدال بزرگ" ، دلایل احتمالی چرا عملکرد اقتصاد را در این دوره خوب کرده است. این نکته خاطرنشان می کند که "کاهش تورم و ایجاد ثبات اساسی قیمت ، پایه و اساس اعتدال بزرگ را ایجاد کرده است."این مقاله همچنین به تغییرات ساختاری در اقتصاد و عدم وجود شوک های بزرگ در این دوره اشاره دارد. فدرال رزرو همچنین در مورد اقدامات و رویکرد سیاست های پولی خود ، اطلاعات بیشتری را به عموم آغاز کرد. از فوریه 1994 ، FOMC در پایان هر یک از جلسات خود بیانیه ای صادر کرده است که پس از آن چند هفته بعد انتشار جلسه جلسات برگزار می شود. در سال 2007 ، این کمیته شروع به انتشار خلاصه ای از پیش بینی های اقتصادی توسط اعضای FOMC کرد ، و از سال 2011 این صندلی به طور مرتب کنفرانس های مطبوعاتی را پس از جلسات FOMC برای ارائه اطلاعات در مورد بحث و تصمیمات گرفته شده در جلسه برگزار کرده است. همانطور که مقاله توضیح می دهد ، شفافیت و ارتباطات بیشتر ممکن است سیاست را مؤثرتر کند و شاید در دوره اعتدال بزرگ به ثبات اقتصادی کمک کند.

قوانین مهم تأثیرگذار بر سیستم فدرال رزرو و مالی در دوره اعتدال بزرگ شامل موارد زیر است:

  • قانون بهبود شرکت بیمه سپرده فدرال در سال 1991 (FDICIA). در پاسخ به تعداد زیادی از خرابی های موسسه بانکی و پس انداز در دهه 1980 ، FDICIA قصد دارد از سیستم بیمه سپرده فدرال محافظت کند و با نیاز به تنظیم کننده های فدرال رزرو و سایر تنظیم کننده های بانکی برای انجام "اقدامات اصلاحی سریع" در هنگام ضعیف شدن بانک ها ، و حل و فصلخرابی بانکی با کمترین هزینه صندوق بیمه. این عمل همچنین وام فدرال رزرو را به بانک های مشکل دار محدود می کند.
  • قانون کارآیی بانکی و انشعاب بین المللی Riegle-Neal در سال 1994 ، که به بانک ها و شرکت های نگهدارنده بانکی اجازه می دهد شعبه هایی را در خطوط دولتی اداره کنند.
  • قانون نوسازی خدمات مالی Gramm-Leach-Bliley در سال 1999 ، که بخش بزرگی از قانون Glass-Stegall در سال 1933 را لغو کرد (بخشی از قانون بانکی سال 1933 که ممنوعیت ایجاد بانکهای تجاری و سرمایه گذاری را ممنوع اعلام کرد). از جمله سایر مقررات ، این قانون منشور شرکت هلدینگ مالی را با فدرال رزرو به عنوان تنظیم کننده اصلی شرکت های هلدینگ مالی ایجاد کرد.
  • پاکسازی چک برای قانون 21 ST Century 2003 (بررسی 21) ، که امکان جمع آوری الکترونیکی اکثر چک ها را فراهم می کند و نسخه های کاغذی از جلو و پشت یک چک را به طور قانونی همانند چک اصلی می کند. این عمل نیاز به حمل و نقل جسمی بین بانک ها را از بین برد و از این طریق سرعت و کارآیی جمع آوری چک را افزایش داد. فدرال رزرو متعاقباً عملیات پردازش چک خود را تثبیت و به شدت کاهش اشتغال و منابع اختصاص داده شده برای بررسی پردازش در دفاتر بانکی ذخیره.

بحران بزرگ مالی ، رکود اقتصادی و پیامدهای آن

اعتدال بزرگ به پایان رسید ، یا شاید قطع شد ، هنگامی که یک بحران بزرگ مالی باعث رکود جدی شد. مقاله با عنوان "رکود اقتصادی بزرگ و پیامدهای آن" توضیح می دهد که بحران مالی 2007-08 از زمانی آغاز شد که شرکت ها و سرمایه گذاران شروع به تجربه ضرر در دارایی های مالی مربوط به وام مسکن کردند. با گسترش این بحران ، چندین شرکت بزرگ پریشانی شدید مالی را تجربه کردند و تلاطم بسیاری از بازارهای مالی را لرزاند.

فدرال رزرو چندین اقدام برای مبارزه با بحران و کاهش تأثیر آن بر اقتصاد وسیع انجام داد. ابتدا این شرایط را در مورد وام های پنجره تخفیف کاهش داد و برنامه های جدیدی را برای تشویق بانک ها به وام گرفتن بودجه برای تأمین نیازهای نقدینگی خود و مشتریان خود ایجاد کرد. در مرحله بعد ، از مقامات فدرال رزرو تحت بند 13 (3) قانون فدرال رزرو استفاده كرد تا چندین برنامه در نظر گرفته شده برای تأمین نقدینگی در بازارهای مالی خاص و بنگاهها ایجاد شود. سرانجام ، FOMC هدف خود را برای نرخ وجوه فدرال به طور مؤثر به صفر کاهش داد و سپس مجموعه ای از خریدهای بزرگ از اوراق بهادار خزانه داری ایالات متحده و اوراق بهادار تحت حمایت وام (که به طور گسترده به "کاهش کمی" یا QE اشاره می شود) برای تحریک فعالیت اقتصادی آغاز کرد. علیرغم تلاش های فدرال رزرو و کنگره ، رکود اقتصادی 2007-09 شدید بود: تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) با 4. 5 درصد کاهش یافت و نرخ بیکاری از زیر 5 درصد به 10 درصد دو برابر شد. بهبودی از رکود اقتصادی ، به ویژه بهبود اشتغال ، نیز کند بود. برای حمایت از بهبودی ، FOMC یک سیاست پولی بسیار مسکونی را حفظ کرد و هدف خود را برای نرخ وجوه فدرال خود تا دسامبر 2015 صفر نگه داشت.

مانند بحران های قبلی ، کنگره با قوانین مالی گسترده ، به بحران بزرگ مالی پاسخ داد. قانون اصلاحات و حمایت از مصرف کننده Dodd-Frank در سال 2010 خواستار سرمایه سخت تر ، مدیریت ریسک و سایر قوانین برای شرکت های نگهدارنده بانکی و سایر بنگاه های آنها شد که عدم موفقیت آنها می تواند ثبات سیستم مالی ایالات متحده را تهدید کند ، و به فدرال صلاحیت بیشتری برای بررسی دقیق اجازه دادفعالیت شرکت های غیر بانکی. علاوه بر این ، این قانون یک شورای نظارت بر ثبات مالی ایجاد کرد که صندلی فدرال عضو آن عضو است ، برای نظارت بر سیستم مالی و شناسایی بنگاه های مالی که ریسک سیستمیک را ایجاد می کنند. این قانون همچنین دفتر حمایت مالی مصرف کننده را تأسیس کرده است ، و این توانایی را برای وام دادن به شرکت های غیر بانکی در مواقع اضطراری مالی به وجود آورد و مستلزم اینکه تمام این وام ها در برنامه هایی باشد که به طور گسترده در دسترس بسیاری از وام گیرندگان باشد ، نه فقط یک شرکت واحد.

بحران Covid-19 و فدرال رزرو

فدرال رزرو و ملت در سال 2020 توسط همه گیر Covid-19 با یک بحران دیگر روبرو شدند. آشفتگی بازار مالی در اوایل ماه مارس هنگامی که این بیماری همه گیر در سراسر ایالات متحده گسترش یافت ، فوران کرد. فدرال رزرو سریع عمل کرد. FOMC هدف نرخ صندوق های فدرال خود را به طور مؤثر به صفر کاهش داد و شروع به خرید مقادیر قابل توجهی از اوراق بهادار خزانه داری ایالات متحده و تحت حمایت وام برای تأمین نقدینگی و اطمینان از عملکرد بازار کرد. هیئت مدیره با همکاری با خزانه داری ایالات متحده ، برنامه های مختلفی را برای تأمین بودجه برای بازارهای مالی خاص ، از جمله برنامه هایی که قبلاً در طول بحران بزرگ مالی و همچنین برنامه های جدید استفاده شده بودند ، ایجاد کرد. پاسخ تهاجمی فدرال رزرو احتمالاً مانع از بحران مالی شده و در بهبودی از رکود شدید اما بسیار کوتاه کمک کرده است. بیشتر برنامه ها در پایان سال 2020 یا در اوایل سال 2021 خاتمه یافته اند زیرا پریشانی بازار مالی تا حد زیادی کاهش یافته است. با این حال ، FOMC سیاست پولی بسیار مسکونی خود را در سال 2021 برای تشویق بهبود بیشتر اقتصاد و مطابق با چارچوب سیاست جدیدی که در اواسط سال 2020 معرفی کرده است ، حفظ کرد.

نوشته شده از 13 سپتامبر 2021. به سلب مسئولیت مراجعه کنید.

نهادهای پایان
  • 1 بانک های ذخیره وام را به صورت تخفیف ، یعنی وام دادن مبلغی که کمتر از مبلغ دریافت شده از بانک عضو در هنگام وام با اختلاف تعیین شده توسط نرخ تخفیف بانک ذخیره است ، وام می دهند.
  • 2 اطلاعات در مورد تاریخ و تکامل FedWire از بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک در دسترس است.
  • 3 مارتین ، ویلیام مک چسنی ، جونیور قبل از گروه نیویورک انجمن بانکداران سرمایه گذاری آمریکا ، 19 اکتبر 1955 ، از طریق فریزر.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عبدالله بوتیمار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 0:43