سود خیلی زیاد است. آمریکا به یک دوز غول پیکر نیاز دارد

26 مارس 2016 اشتراک گذاری
شرکت های هواپیمایی آمریکا قبلاً به دو چیز مشهور بودند: خدمات وحشتناک و امور مالی بدتر. امروزه پروازها هنوز هزینه های پنهان ، پروازهای دیررس ، زانوهای کبود شده ، اتصالات بسته شده و مواد غذایی فرعی را تحمل می کنند. هرچند سود سود تصویر بسیار تغییر کرده است. سال گذشته شرکت هواپیمایی آمریکا 24 میلیارد دلار درآمد بیشتر از Alphabet ، شرکت مادر Google. حتی در حالی که قیمت سوخت ، یکی از هزینه های اصلی شرکت هواپیمایی ، در کنار قیمت نفت فرو ریخت ، اندکی از این مزایا از طریق قیمت های پایین تر به مصرف کنندگان منتقل می شود و درآمد نسبتاً مسطح باقی مانده است. پس از یک دوره ادغام در یک دهه گذشته ، صنعت تحت سلطه چهار بنگاه با نظم و انضباط مالی محکم و بسیاری از سهامداران مشترک است. و بازده سرمایه شبیه به آنچه در دره سیلیکون دیده می شود است.
آنچه در مورد صنعت هواپیمایی صادق است به طور فزاینده ای در مورد اقتصاد آمریکا به طور کلی صادق است. سود در اکثر کشورهای ثروتمند طی ده سال گذشته افزایش یافته است اما این افزایش برای شرکت های آمریکایی بزرگترین بوده است. همراه با تمرکز فزاینده مالکیت ، این بدان معنی است که ثمرات رشد اقتصادی در حال احتراق است. این احتمالاً بخشی از دلیل این است که دو سوم آمریکایی ها ، از جمله اکثریت جمهوریخواهان ، اعتقاد دارند که اقتصاد "به طور ناعادلانه منافع قدرتمند" را به خود اختصاص می دهد ، طبق نظرسنجی پیو ، یک لباس تحقیقاتی. این بدان معناست که وقتی هیلاری کلینتون و برنی سندرز ، مدعیان دموکرات برای رئیس جمهور ، می گویند که اقتصاد "تقلب" است ، آنها یک نکته دارند.

سال گذشته به دلیل دلار زیاد و تأثیر قیمت نفت بر شرکتهای انرژی ، سود کمی در سود کل مشاهده کرده است. اما سود نسبت به تولید ناخالص داخلی نسبت به تولید ناخالص داخلی (به نمودار 1 مراجعه کنید) و جریان پول نقد آزاد است-شرکت های پولی که پس از کم شدن سرمایه گذاری ایجاد می شود ، تولید می کنند-هنوز هم چشمگیرتر رشد می کنند. بازده سرمایه نیز در سطح نزدیک به رکورد است (برای حسن نیت تعدیل شده). در دو دهه گذشته ، بیشتر بنگاهها نسبت به گذشته پول بیشتری کسب می کنند. و شرکت های بیشتری بسیار سودآور شده اند.
فرصت ها
ترکیدن شدید ادغام سود آنها را بیشتر می کند. از سال 2008 ، شرکت های آمریکایی در یکی از بزرگترین دور ادغام در تاریخ کشورشان ، به ارزش 10 تریلیون دلار مشغول بودند. بر خلاف دستیابی قبلی با هدف ساختن امپراتوری های جهانی ، این ادغام ها عمدتاً با هدف ادغام در آمریکا انجام می شدند و به شرکت های ادغام شده اجازه می دادند سهام بازار خود را افزایش داده و هزینه های خود را کاهش دهند. شرکت های مورد نظر معمولاً هیچ تظاهر به برنامه ریزی برای عبور از پس انداز خود را برای مشتریان خود ندارند. تخمین های خود را از هم افزایی های درگیر در ارزش اسمی و سود در آمریکا با 10 ٪ بیشتر افزایش یابد.
سود بخش اساسی سرمایه داری است. آنها به سرمایه گذاران بازده می دهند ، نوآوری را تشویق می کنند و در جایی که باید منابع سرمایه گذاری شود ، سیگنال می دهند. تجمع آنها امکان سرمایه گذاری در سرمایه گذاری های جدید و جسورانه را فراهم می کند. به عنوان مثال ، کشورهایی که سود آن بسیار کم است - ژاپن - می تواند به درون مرموز فرو رود. بنگاه هایی که سود را نادیده می گیرند ، مانند شرکت های دولتی چین ، مانند زامبی های بی هدف ، به احتمال زیاد ارزش ایجاد آن را نابود می کنند.
اما سود بالا در کل اقتصاد می تواند نشانه بیماری باشد. آنها می توانند وجود بنگاه ها را نسبت به ایجاد ثروت از ایجاد آن در مورد ایجاد مجدد ، مانند مواردی که از انحصار استفاده می کنند ، نشان دهند. اگر شرکت ها سود بیشتری را از آنچه می توانند هزینه کنند ، به دست می آورند ، می تواند منجر به کمبود تقاضا شود. این یک مشکل مهم در آمریکا بوده است. این طور نیست که بنگاه ها طبق استانداردهای تاریخی تحت تأثیر قرار نمی گیرند. نسبت به دارایی ها ، فروش و تولید ناخالص داخلی ، سطح سرمایه گذاری بسیار طبیعی است. اما جریان نقدی داخلی به حدی زیاد است که هنوز هم پس از سرمایه گذاری گلدان های پول نقد باقی مانده است: حدود 800 میلیارد دلار در سال.
سود بالا می تواند نابرابری را به روش های مختلف عمیق تر کند. استخر درآمد که باید در بین کارمندان تقسیم شود ، می تواند فشرده شود. مصرف کنندگان ممکن است مبلغ زیادی را برای کالا بپردازند. در یک بازار اندازه قیمت آمریکا باید پایین تر از سایر اقتصادهای صنعتی باشد. به طور کلی ، آنها نیستند. اگرچه شرکت های آمریکایی اکنون یک پنجم از سود خود را در خارج از کشور کسب می کنند ، راز شیطانی آنها این است که سهام برگشت آنها 40 ٪ در خانه بیشتر است.
بیشتر توضیحات در مورد سود بالای آمریکا بر داده های حسابداری ملی نشان می دهد که نشان می دهد سقوط سهم خروجی به کارگران طی یک دهه گذشته معادل 60 ٪ از افزایش سود قبل از مالیات داخلی است. محققان به طور معمول سه توضیح برای این کار دارند: فناوری ، که به شرکت ها اجازه داده است تا کارگران را با ماشین و نرم افزار جایگزین کنند. جهانی سازی ، که تغییر تولید به کشورهای کم هزینه را آسانتر کرده است. و کاهش عضویت در اتحادیه تجارت.
هیچ یک از این حساب ها ، نگران کننده ترین جنبه مشکل سود آمریکا را توضیح نمی دهد: پایداری آن. نظریه تجارت معتقد است که بنگاهها می توانند در بهترین حالت فقط دوره های موقت "مزیت رقابتی" را که در طی آن می توانند پول نقد داشته باشند ، لذت ببرند. پس از آن شرکت های جدید ، با الهام از این انتخاب های ثروتمند ، برای رقابت با این حاشیه های چربی ، قیمت ها را کاهش می دهند و هم اشتغال و هم سرمایه گذاری را افزایش می دهند. این مکانیسم پشت دست نامرئی آدام اسمیت است.
در آمریکا این دست به طرز عجیبی بیکار به نظر می رسد. یک شرکت آمریکایی که در سال 2003 بسیار سودآور بود (یکی با بازده پس از مالیات در سرمایه 15-25 ٪ ، به استثنای حسن نیت) 83 ٪ احتمال دارد که هنوز در سال 2013 بسیار سودآور باشد. به گفته مک کینزی ، یک شرکت مشاوره ، در مورد بنگاه های دارای بازده بیش از 25 ٪ نیز صادق بود. در دهه گذشته شانس حدود 50 ٪ بود. نتیجه گیری بارز این است که اقتصاد آمریکا برای افراد متعهد خیلی دنج است.
در سال 1998 ، جوئل کلین ، که عملیات ضد انحصاری را در وزارت دادگستری (DOJ) انجام داد ، اظهار داشت که "اقتصاد ما امروز رقابتی تر از زمان طولانی و طولانی است."او ممکن است درست بوده است. در رونق پس از جنگ ، بنگاه های آمریکایی به کنگلومرهای توانا تبدیل شدند. در دهه 1960 J. K. گالبرایت ، یک اقتصاددان چپ چپ ، پیش بینی ظهور یک "دولت صنعتی" همزیستی را که در آن شرکت های بزرگ از نزدیک با دولت همکاری می کردند ، پیش بینی کرد. اما در دهه 1980 مقررات زدایی برخی از صنایع مانند ارتباط از راه دور و راه آهن را به رقابت باز کرد. و یک دکترین جدید از ارزش سهامدار باعث شد تا شرکت های بزرگی مانند RJR Nabisco کنگلومرهای شکسته و پراکنده شوند تا متمرکز شوند. در دهه 1990 شرکت های آمریکایی با موجی از رقابت از رقبای کم هزینه در خارج از کشور روبرو شدند (و به طور متقابل ، انرژی خود را برای گسترش در خارج از کشور متمرکز کردند).
از آن زمان به نظر می رسد آونگ به عقب برگردد. شرکت های عظیم ، طولانی مدت توجه نگرانی های آمریکایی در مورد رقابت ، در واقع هیچ چیز دیگری کسب نکرده اند. در سال 2014 ، 500 شرکت برتر ذکر شده حدود 45 ٪ از سود جهانی همه شرکت های آمریکایی را ، همانطور که در اواخر دهه 1990 انجام دادند ، کسب کردند. در عوض آنها و سایر شرکت ها متمرکز تر شده اند. این استراتژی را می توان به عنوان یک آمالگام از فلسفه های دو چهره تجاری عمیقاً تأثیرگذار دانست. جک ولچ ، رئیس جنرال الکتریک به مدت دو دهه در اواخر قرن بیستم ، به شرکت ها توصیه کرد که از بازارهایی که بر آنها حاکم نبودند ، خارج شوند. وارن بافت ، مشهورترین سرمایه گذار قرن بیست و یکم ، بنگاه هایی را که در اطراف خود "خندق" دارند ، از بین می برد-مانعی که ثبات و قدرت قیمت گذاری را ارائه می دهد.

یکی از راه های شرکت های آمریکایی در اواخر اخیر ، خرگوش های خود را بهبود بخشیده است ، ادغام خزنده است. این اقتصاددان اقتصاد را به بخش 900 عجیب و غریب تحت پوشش سرشماری اقتصادی پنج ساله آمریکا تقسیم کرده است. دو سوم از آنها بین سالهای 1997 و 2012 بیشتر متمرکز شد (نمودارهای 2 و 3 را ببینید). سهم متوسط وزنی چهار بنگاه برتر در هر بخش از 26 ٪ به 32 ٪ افزایش یافته است.

معجز
این داده ها امکان تمایز بین بخش های اقتصاد پراکنده ، متمرکز یا الیگوپولیستی را فراهم می کند و به این موضوع می پردازیم که در هر مورد چگونه درآمد حاصل شده است. درآمدهای صنایع پراکنده - که در آن بزرگترین چهار شرکت در کنار هم کمتر از یک سوم بازار کنترل می کنند - از 72 ٪ از کل در سال 1997 به 58 ٪ در سال 2012 کاهش یافته است. صنایع متمرکز ، که در آن چهار شرکت برتر بین یک سوم کنترل می کنندو دو سوم بازار ، سهم آنها از درآمد آنها از 24 ٪ به 33 ٪ افزایش یافته است. و درست زیر یک دهم فعالیت در صنایعی صورت می گیرد که در آن چهار شرکت برتر دو سوم یا بیشتر فروش را کنترل می کنند. این گوشه الیگوپولیستی اقتصاد شامل نگرانی های طاقچه ای - مواد غذایی در حال کار ، باتری و تابوت - اما همچنین از راه دور ، داروخانه ها و کارت های اعتباری است.
غلظت به خودی خود نشانگر تبانی نیست. سایر عوامل بازی ممکن است شامل مقرراتی باشد که رقبا را از بین می برد. هزینه های تجاری برای لابی در طی این دوره دو برابر شد ، زیرا افراد متقاضی به دنبال شکل گیری مقررات به روشهایی بودند که متناسب با آنها بود. افزایش اهمیت دارایی های نامشهود ، به ویژه حق ثبت اختراع ، به این معنی است که توانایی مدیریت تنظیم کننده های صنعت و چالش های دادرسی از همیشه ارزشمندتر است.
توانایی بنگاههای بزرگ برای تأثیرگذاری و پیمایش در یک کتاب قانون روزافزون ممکن است توضیح دهد که چرا میزان ایجاد شرکت های کوچک در آمریکا از دهه 1970 نزدیک به کمترین امتیاز خود است (اگرچه شاخصی از استارتاپ های استارتاپ های اجرا شده توسط بنیاد کافمن نشان داده استاز زندگی اخیراً). بنگاه های کوچک به طور معمول فاقد سرمایه در گردش برای مقابله با نوار قرمز و پرونده های طولانی دادگاه و قدرت لابی هستند که قوانین را به اهداف آنها خم می کند. عدم وجود لابی و زرنگ قانونی نیز ممکن است به توضیح از دست دادن حرکت بنگاه های خارجی کمک کند. در دهه 1990 ماجراجویان از خارج از کشور به آمریکا منتقل شدند و سهم تولید شرکتهای تابعه خارجی به طور پیوسته در حال افزایش است. اما به نظر می رسد شرکت های خارجی موجو خود را از دست داده اند. از سال 2003 سهم آنها در حدود 6 ٪ از تولید مشاغل خصوصی مسطح بوده است.
یکی دیگر از عواملی که ممکن است سود را به خود جلب کرده باشد ، افزایش رشد سهامداران غول پیکر نهادی مانند Blackrock ، State Street و Capital Group است. آنها با هم 10-20 ٪ از بیشتر شرکت های آمریکایی ، از جمله شرکت هایی که با یکدیگر رقابت می کنند ، دارند. ادعا می کند که آنها به نظر می رسد دور از ذهن به نظر می رسند ، به ویژه که بسیاری از این صندوق ها ردیاب شاخص هستند. تصمیمات آنها در مورد خرید و فروش برای آنها گرفته شده است. اما آنها ممکن است لحن را تنظیم کنند ، به عنوان مثال با این کار که مدیران ارشد در مورد قیمت گذاری و محدود کردن سرمایه گذاری در ظرفیت جدید نظم و انضباط دارند. تأثیر کلی می تواند رقابت را بی صدا کند.
کمیت تأثیر دفاع از شرکت های آمریکایی در آمریکا مشکل است. سود کل تصویر نیست. در برخی از صنایع-بانکی یک مورد در مورد است-به جای آن ، به دنبال دستمزد زیاد به یک نخبگان کارمند خواهد بود. اما می توان با تقسیم سود همه بنگاهها به "استاندارد بوگ" و "استثنایی" ، احساس خام از آنچه اتفاق می افتد ، بدست آورد. در طی 50 سال گذشته بازگشت سرمایه به طور متوسط حدود 10 ٪ (به استثنای حسن نیت) و این همان چیزی است که سرمایه گذاران تمایل به مطالبه دارند ، بنابراین اجازه دهید این نشان دهنده سود استاندارد است. بیش از این - که ممکن است منعکس کننده نوآوری های درخشان باشد ، سرمایه گذاری های عاقلانه تاریخی در دارایی های نامشهود مانند مارک ها یا شاید عدم رقابت - این استثنایی است. برای شرکت های S& P 500 این سود استثنایی در حال حاضر با حدود 300 میلیارد دلار در سال ، معادل یک سوم سود عملیاتی مالیات یا 1. 7 ٪ تولید ناخالص داخلی است.
دوستت دارم ، اجاره من را پرداخت می کنی
حدود یک چهارم سود غیر طبیعی آمریکا در طیف گسترده ای از بخش ها گسترش یافته است. بازده سرمایه ، تمرکز و قیمت ها در بسیاری از جیب های اقتصاد افزایش یافته است. صنعت تلویزیون کابلی کاملاً کنترل شده است و بسیاری از آمریکایی ها به ارائه دهنده انحصار اعتماد می کنند. قیمت ها دو برابر نرخ تورم در طی پنج سال گذشته افزایش یافته است. ادغام در یکی از صنایع مورد علاقه آقای بافت ، راه آهن ، دیده شده است که قیمت های حمل و نقل 40 ٪ از نظر واقعی افزایش می یابد و از سال 2004 تقریباً دو برابر سرمایه را باز می گرداند. ادغام پیشنهادی Dow Chemical and DuPont ، در دسامبر گذشته اعلام شد ، روند غلظت را نشان می دهد. شرکت ها پس از ترکیب ، قصد دارند به سه شرکت تخصصی تقسیم کنند که هر یک از آنها سهم بالاتری از بازار خود نسبت به هر شرکت اصلی قبل از معامله داشته اند. آنها می گویند این طرح 3 میلیارد دلار پس انداز هزینه خواهد داشت. از سال 2008 ، ادغام آمریكا به دنبال حذف هزینه های مکرر سالانه حدود 150 میلیارد دلار از دفترچه های صنعتی بوده است. تعداد کمی از بنگاههای تنظیم شده برنامه های تنظیم شده ، برنامه های عمومی برای انتقال این سود به مصرف کنندگان دارند.
غلظت مسری است. هرچه بنگاهها در جای دیگر در زنجیره های مرتبط با مشتریان و تأمین کنندگان در پاسخ به قدرت بیشتری پیدا کنند. Google اکنون بر جستجوی اینترنتی برای پرواز و هتل ها حاکم است. این امر باعث شده است که Expedia ، پیشرو در سفر به اینترنت ، با خرید دو رقیب اصلی خود در طی دو سال گذشته ، از آن استفاده کند. مجذوب سایت های مسافرتی بسیار بزرگ آنلاین که حاکم بر خرید اتاق های هتل است ، باعث شده است که شرکت های هتل نیز ادغام شوند و ماریوت موافقت خود را برای خرید Starwood در این ماه موافقت کرد.(یک شرکت چینی ، Anbang ، ممکن است یک پیشخوان ایجاد کند).
تقریباً یک چهارم دیگر از سود غیر طبیعی از صنعت مراقبت های بهداشتی ناشی می شود ، جایی که یک گروه از شرکتهای دارویی و تجهیزات پزشکی بازده کل سرمایه 20-50 ٪ را کسب می کنند. این صنعت با علایق ویژه ای روبرو شده است و با قوانین ثبت اختراع اداره می شود که به شرکتها اجازه انحصار موقت در مورد داروها و اختراعات جدید نوآورانه را می دهد. بخش اعظم خرید مراقبت های بهداشتی در آمریکا در نهایت توسط شرکت های بیمه کنترل می شود. چهار مورد از بزرگترین ، سرود ، سینا ، ایتنا و هومنا ، در حال برنامه ریزی برای ادغام در دو شرکت بزرگتر هستند.
بقیه سودهای غیر طبیعی در بخش فناوری یافت می شود ، جایی که شرکت هایی مانند Google و Facebook از سهم بازار 40 ٪ یا بیشتر برخوردار هستند. با توجه به حساب سیلیکون ولی ، چنین نفوذ نشان دهنده محبوبیت و ابتکار محصولات ارائه شده است که برخی از آنها برای مصرف کنندگان رایگان است. شرکت های غالب امروز می توانند فردا نوکیا یا بلک بری باشند: اپل اکنون فقط 11 بار درآمدی معامله می کند و نشان می دهد که سرمایه گذاران انتظار دارند که این کاهش یابد. بنگاه هایی مانند Uber و Airbnb منبع نادر اختلال در اقتصاد هستند که به شدت با کارگران رقابت می کنند.
اما بسیاری از این استدلال ها می توانند به روش دیگر چرخانده شوند. الفبای ، فیس بوک و آمازون توسط سرمایه گذاران ارزش قائل نیستند که گویی ریسک بالایی دارند ، اما گویی سهام بازار آنها پایدار است و اثرات شبکه آنها و تجمع داده ها در نهایت به آنها اجازه می دهد تا سودهای انحصاری را به دست آورند.(Alphabet اکنون جزء بزرگترین لابی های هر بنگاه است و سال گذشته 17 میلیون دلار هزینه می کند.) سقوط از فیض در دنیای فناوری به همان اندازه که تصور می کنید بد نیست. سود عملیاتی مایکروسافت امروز دو برابر آن چیزی است که در سال 2000 ، هنگامی که آقای کلین در یک محاکمه ضد انحصار آن را تحت پیگرد قانونی قرار داد. و استارت آپ های "اقتصاد اشتراکی" که توسط برخی از سرمایه گذاران بسیار رتبه بندی می شوند ، بیشتر به دنبال تسلط بر بازارهای خود هستند. کوههای بزرگ پول نقد که امروزه می سوزند فقط در صورتی که در نهایت بالغ شوند تا از سهام و حاشیه های بازار بسیار بالا برخوردار باشند ، توجیه می شوند.
در گذشته ، دوره های سود بالا و پایدار به پایان رسیده است. فقط سه سال پس از آنكه آقای گالبرایت پیش بینی خود را در سال 1967 در مورد دنیای كسب و كار و مشاركت انجام داد ، قبلاً نان تست شده بود: سود توسط یك سوم نسبت به تولید ناخالص داخلی با ضربات ركود فروپاشیده بود. سود امروز نیز ممکن است آسیب پذیرتر از آنچه به نظر می رسد باشد. اگر دستمزدها در نهایت برداشت می کنند ، می تواند حاشیه ها را لکه دار کند. درآمدهای شرکتهای ذکر شده در چند چهارم گذشته اندکی کاهش یافته است ، اگرچه یک دلار قوی و کاهش درآمد نفتی بخش عمده ای از آن را توضیح می دهد. برخی از ناظران سهام Stockmarket معتقدند که در حال حاضر سیگنال کاهش بیشتری دارد. شکاف بین بازده واقعی در سهام و اوراق قرضه دولتی نشان می دهد که هر دو بنگاه از هر زمان دیگری خطرناک تر هستند ، بازده اوراق قرضه بسیار کم است ، یا این که سود با رکود چرخه ای روبرو است.
با این وجود ، شناسایی مکانیسمی که با استفاده از آن ممکن است سود به سطوح عادی تر سقوط کند ، دشوار است. سرمایه گذاران و مدیران همچنان چند برابر سود فوق العاده بالایی را برای مشاغل با "Moats" قرار می دهند. ظاهراً صنعت تلویزیون کابلی تحت فشار مانند Netflix و Amazon Prime قرار دارد. با این حال ، در سال 2015 Charter Communications ، یک شرکت کابلی ، کابل Time Waer را با قیمت 79 میلیارد دلار یا 26 برابر جریان نقدی آزاد خود خریداری کرد ، این بدان معنی است که معتقد است در موقعیتی برای افزایش قیمت قرار خواهد گرفت. هنگامی که هاینز (کنترل شده توسط آقای بافت) در سال 2015 Kraft Foods را خریداری کرد ، 31 برابر جریان نقدی آزاد را پرداخت کرد و سریعاً هزینه های خود را برای افزایش حاشیه ها کاهش داد ، نشان می دهد که این تهدید از سازندگان رقیب برش های پنیر بسیار اندک است.
ضد انحصار ، اما تأیید کنید
شاید تنظیم کننده های ضد انحصاری عمل کنند و سود را مجبور کنند. مسئولیت های مربوطه بیشتر بین وزارت دادگستری و کمیسیون تجارت فدرال (FTC) تقسیم می شود ، اگرچه برخی از صنایع مانند راه آهن و راه دور نیز تنظیم کننده های خاص خود را دارند. DOJ و FTC مشغول تلاش برای پلیس رونق ادغام و کسب هستند. به جای اینکه هر معامله ای را انتخاب کنند که مواردی را انتخاب می کنند و آنها را در دادگاه استدلال می کنند: از 15،000 معاملات بین 2000-14 ، حدود 3 ٪ مورد بررسی دقیق قرار گرفته اند.
با هم دو بدن دور و گسترده پرسه زده اند. DOJ معاملات داخلی ، مانند تصرف AT& T T-Mobile USA را در سال 2011 مسدود کرده است ، و ترکیب های مرزی که باعث غلظت در صنایع جهانی ، مانند ادغام دو تراشه ، مواد کاربردی و الکترون توکیو می شود. 2015. FTC بخش بزرگی از وقت خود را صرف جستجوی مراقبت های بهداشتی می کند. این امر ادغام بیمارستان را مسدود کرده و با معاملات "پرداخت برای تأخیر" که در آن شرکت های دارویی سعی می کنند هنگام انقضای حق ثبت اختراع ، از راه اندازی محصولات رقیب جلوگیری کنند. وزارت امور خارجه در حال ریختن چشم مهیج بر روی خطوط هوایی است.
با این حال سیستم دو محدودیت متحمل می شود. یکی قانون اساسی است. کار این دو نهاد این است که از طریق دادگاه ها نقض های پلیس از یک قانون خوب و بالغ و بالغ است. این امر آنها را تحسین برانگیز از مداخلات سیاسی آشکار و لابی می کند اما دامنه آنها را نیز محدود می کند. بسیاری از موضوعات مهم فراتر از نظر آنهاست. آنها نمی توانند در سنی که مالکیت معنوی بسیار مهم است ، در نظر بگیرند که آیا طول و امنیت ثبت اختراعات بیش از حد است. آنها ممکن است عمیقاً به این موضوع توجه نکنند که آیا مدل تجاری سیستم عامل های بزرگ فناوری مانند Google وابستگی طولانی مدت به اجاره انحصار دارد که می تواند از داده های گسترده و غیرقابل تولید آن ناشی شود. آنها فقط می توانند به این موضوع بپردازند که آیا سهامداران نهادی بزرگ و بزرگ با موقعیت هایی که تقریباً در همه بنگاه ها وجود دارد ، می توانند به طور ضمنی آنها را راهنمایی کنند تا سر رقابت نکنند. یا اینکه چرا به نظر می رسد بنگاه های کوچک در حال تلاش هستند. هدف آنها این است که رفتار غیرقانونی پلیس انجام شود ، نه دوباره جهان را تصور کنید. آنها فاقد دامنه هستند.
محدودیت دوم فکری است. دستگاه ضد انحصار آمریکا دوره های وفاداری (35- 1915) و Stridicency (72- 1936) را پشت سر گذاشته است. تا دهه 1980 ، دانشکده شیکاگو از فکر بازار آزاد صعود کرد. اصرار آن مبنی بر اینکه مزایای کارآیی ادغام بزرگ نباید برکنار شود ، تأثیر زیادی در دادگاه ها داشت. دستورالعمل های ضد انحصاری که تصریح می کند که هر معامله ای که مربوط به یک شرکت با سهم بازار 35 ٪ یا بیشتر باشد ، باید به صورت اصل به نفع یک رویکرد دانه ای تر کنار گذاشته شود ، به طوری که تنظیم کننده ها بیشتر به دنبال اثرات خاص یک معامله هستندبشربرای اینكه آیا این معامله سطح انتخاب مصرف كنندگان را كاهش می دهد یا به شركت ها اجازه می دهد تا قیمت های خود را افزایش دهند ، آنها بازار خرد را در مناطق خاص مطالعه می كنند.
چه کسی اسلحه را به Blunderbuss ، پوست سر به تبر ترجیح نمی دهد؟چنین پیچیدگی به تنظیم کننده ها اجازه می دهد تا خواستار داروهای هوشمندانه مانند دفع شرکتهای تابعه شوند. اما دانشمندان ضد انحصار با داشتن سر خود در اعماق داده ها و احکام دادگاه که موارد خوبی را تعیین می کنند ، قادر به کنار گذاشتن برخی سؤالات نگران کننده هستند. اگر بازارها واقعاً رقابتی هستند ، چرا بسیاری از شرکت ها اکنون ادعا می کنند که می توانند هم افزایی هزینه هایی را که معاملات بزرگ ایجاد می کنند ، حفظ کنند ، نه آنها را به مصرف کنندگان منتقل کنند؟چرا سرمایه گذاران آنها را باور دارند؟چرا بازده سرمایه تقریباً در همه جا افزایش یافته است؟
این محدودیت های حقوقی و فکری دستگاه ضد انحصار ، مسئله رقابت را به حوزه سیاسی مطرح می کند - در حال حاضر ، افسوس ، قلمرو خوبی که با اشتباهات و محورها به وجود آمده است ، به طرز حیرت انگیزی و در اهداف اشتباه به وجود آمده است. بی اعتمادی آمریکایی ها به سیستم اقتصادی خود و شرکت هایی که پول زیادی در آن کسب می کنند تاکنون به خواستار حمایت گرایی و مداخله دولت منتقل شده اند. تجارت آزاد باید محدود باشد. شرکت های مراقبت های بهداشتی باید تنظیم شوند. بنگاههای خارجی - به ویژه چینی ها - باید نسبت به آنها تبعیض قائل شوند. دستمزدها باید مجبور شوند. مالیات بر شرکتها باید افزایش یابد.
خاطرات آینده
هیچ جا رویکرد جایگزین بیان نشده است. هدف این است که یک رقابت ترکیبی از رقابت را برای تکان دادن افراد راحت شرکت آمریکا از بین ببرد. این یک تلاش جدی برای از بین بردن نوار قرمز و طرح های مجوز شغلی است که مشاغل کوچک را خفه می کند و از ورود کنندگان جدید جلوگیری می کند. این امر می تواند از بین بردن قوانینی که حمایت بیش از حد به برخی از حقوق مالکیت فکری می دهد ، بررسی کند. این شامل اقدامات فعال تر ، هرچند کریستر ، ضد انحصاری است. این مکالمه جدی تر در مورد اینکه آیا داشتن اطلاعات بیشتر کشور در دست چند شرکت بسیار بزرگ است ، شروع می کند. این مسئله به کل موضوع لابی سازی شرکت ها ، که به مکانیسم کلیدی تبدیل شده است که توسط آن شرکت های فعلی از خود محافظت می کنند ، بازنگری می کند.

بنگاه های بزرگ دیگر همه افراد را در آمریکا استخدام نمی کنند: پایگاه کارمندان داخلی S& P 500 فقط حدود یک دهم از کل اشتغال آمریکا است. بنگاه های جدید سرمایه گذاری بیشتری می کنند ، کارمندان بیشتری را به کار می گیرند و افراد متقاضی را وادار می کنند تا برای رقابت بیشتر سرمایه گذاری کنند. اگر این به نظر می رسد در آسمان ، انقلاب شیل را طی یک دهه گذشته در نظر بگیرید. اگرچه این صنعت اکنون از قیمت پایین نفت رنج می برد ، اما نمونه ای نادر از روحیه کارآفرینی است که یک صنعت مبهم را به نفع همه می گیرد. تعهد جدید به رقابت می تواند منبع خوش بینیی باشد که آمریکا به طرز ناامیدی در جستجوی آن است. از این گذشته ، این فقط یک حرص و طمع سالم و اعتقاد به آینده ای بهتر است که باعث می شود مردم از ابتدا شروع کنند و سعی کنند از قله ای که در اطراف شرکت های آمریکایی حفر شده است ، عبور کنند.
این مقاله در بخش توجیهی نسخه چاپی تحت عنوان "خیلی چیز خوب" ظاهر شد
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 20:21