ما حضور ادغام بازده بین کالاهای انرژی، کالاهای فلزی گرانبها و کالاهای فلزی صنعتی را بررسی می کنیم. نفت خام WTI، نفت WTI برنت، گاز طبیعی، نفت گاز، بنزین، دیزل به عنوان کالاهای انرژی، طلا و نقره به عنوان کالاهای فلزی گرانبها، و مس، آلومینیوم، روی و نیکل به عنوان کالاهای فلزی صنعتی نمونه برداری می کنیم. دوره نمونه برداری مطالعه ما بر اساس فراوانی روزانه است و از 31 ژوئیه 2000 تا 31 ژوئیه 2020 متغیر است. روش ما شامل یک رویکرد چندگانه متقابل جدید است که توسط Barunık و Kley (2015) ارائه شده است، که قادر به شناسایی موارد مختلف است. میزان ارتباط بین هر دو بازده تحت شرایط مختلف بازار. علاوه بر این، این رویکرد نتایجی را تحت دیدگاه سرمایه گذاری کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه می دهد. نتایج ما ادغام سطح پایین تا متوسط را در بین سه طبقه کالا در دوره های سرمایه گذاری کوتاه مدت و میان مدت نشان می دهد، اما سطح انسجام در دوره های بلندمدت تحت شرایط نزولی و عادی بازار افزایش می یابد. این نتایج از نظر مناسب بودن کالاهای مختلف با توجه به دوره های مختلف سرمایه گذاری و شرایط پویای بازار برای سرمایه گذاران مهم است.
معرفی
از اواسط دهه 2000، محبوبیت بازارهای کالا، عمدتاً در میان تنظیم کننده ها، سرمایه گذاران، و دانشگاهیان افزایش یافته است و چشم انداز سرمایه گذاری آتی کالا را برجسته می کند. این منجر به مطالعات و بررسی های بیشتر در مورد پویایی قیمت گذاری در بازار کالا می شود. مطالعات آکادمیک در حال حاضر در مورد موضوع مالی شدن کالاها که زودتر از یک دهه پیش آغاز شده است، غنی است. برای سادگی، اصطلاح «مالی سازی کالاها» به حضور سرمایه گذاران در بازارهای کالاهای مختلف اشاره دارد که منجر به افزایش رشد جریان سرمایه می شود. چنین پتانسیل رشد توسط بسیاری از مطالعات گزارش شده است. برای مثال، Domanski و Heath (2007) رشد تصاعدی در قرارداد مشتقات کالایی غیرقابل تصور در دوره 1998-2006 را برجسته می کنند. به طور مشابه، چنگ و شیونگ (2014) سطح فزاینده ای از علاقه باز به قراردادهای بازار آینده را گزارش کردند که 15 برابر بیشتر از سال 1986 است.
در این مطالعه ، انگیزه ما برای اندازه گیری حضور روابط متقابل در بین طیف گسترده ای از بازارهای کالا از این واقعیت ناشی می شود که بیشتر مطالعات فقط ادغام بازار کالاها را با سهام سنتی همتای خود اندازه گیری می کنند. ما فکر می کنیم که بررسی وجود ادغام در گروه های خاص کالاها نیز مهم است. بنابراین ، ما نه تنها وابستگی را در کلاسهای خاص کالا اندازه گیری می کنیم بلکه رابطه را در یک کلاس کالای واحد بررسی می کنیم. علاوه بر این ، این انسجامهای بین و درون و تیمی بر اساس فرکانس های مختلف و تحت تنظیمات کمی مختلف اندازه گیری می شوند. بنابراین ، رویکرد متقاطع کمی ، از این مزیت برخوردار است که ساختار وابستگی بین کالاهای مختلف را تحت توزیع های مختلف کمی و در فرکانس های مختلف ، همراه با ذکر میزان وابستگی از طریق مجموعه ای از رنگ ها ، ارائه دهد ، که منجر به رنگارنگ تر و بینش تر می شودتصویر ساختار وابستگی. ما همچنین استفاده از مدل سازی را بر اساس ساختار شبکه در نظر می گیریم که به عنوان ابزاری مؤثر برای بررسی نقش ادغام و سرریز در بین دارایی های گسترده تری کار می کند. ادبیات موجود شامل چند مطالعه است (کریستوفک و همکاران ، 2012 ؛ دیبولد و یلماز ، 2014 ؛ جی و همکاران ، 2018 ؛ ژانگ و Broadstock ، 2018 ؛ رحمان ، 2020) که از حضور ساختار شبکه قوی در بین کالاهای مختلف گزارش می دهندبازارهایکی دیگر از مزیت های استفاده از رویکرد اتصال شبکه این است که این توانایی را دارد که نه تنها وابستگی اساسی را برجسته کند بلکه پیوند زوج بین هر دو دارایی یکپارچه را نیز نشان می دهد.
بر اساس بحث فوق ، سهم ما در این مقاله به شرح زیر است. اول ، ما طیف گسترده ای از کالاها را از انرژی ، فلزات گرانبها و فلزات صنعتی در طی یک دوره 20 ساله نمونه می گیریم. این نمونه گیری با هدف ارائه نتایج عمومی تر در فرکانس روزانه 20 سال ارائه شده است. ثانیا ، به خوبی شناخته شده است که بازارهای کالایی مزایای متنوع سازی را برای دارایی های سنتی فراهم می کنند (Tang and Xiong ، 2012 ؛ Silveoinen and Thorp ، 2013). با این حال ، ادبیات موجود به ندرت مزایای متنوع سازی را شامل می شود که فقط از کالاهای متعلق به طبقات مختلف تشکیل شده است. سوم ، دارایی های مالی در شرایط مختلف بازار متفاوت رفتار می کنند و با توجه به اینکه فقط ارزش متوسط آنها ممکن است نتایج واقعی را تحریف کند. بنابراین ، ما نتایج را تحت توزیع بازده های مختلف مربوط به بازده عادی و بسیار منفی و مثبت تجزیه و تحلیل می کنیم. این امر از نظر سهم روش شناختی با اندازه گیری انسجام در بازارهای مختلف کالا با استفاده از یک رویکرد متقاطع کمی. این رویکرد با هدف اندازه گیری وابستگی اساسی در بین کالاهای مختلف تحت تنظیمات مختلف کمی انجام می شود. سرانجام ، به عنوان استحکام به نتایج ما ، ما در بین کالاهای مختلف با استفاده از اتصال شبکه بر اساس رویکرد Diebold و Yılmaz (2014) که کالاهایی را که به عنوان گیرنده اصلی و فرستنده تغییر نسبت به سایر کالاها عمل می کند ، در بین کالاهای مختلف اندازه گیری می کنیم.
نتایج ما نشان می دهد که تحت افق سرمایه گذاری کوتاه و متوسط ، هیچ انسجام قابل توجهی بین سه بازار کالا در شرایط مختلف بازار وجود ندارد و از این طریق حداکثر فرصت های سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاران از نظر متنوع کردن دارایی ها در یک نمونه کارها ارائه می دهد. در طولانی مدت ، سطح ادغام کالاهای بازار انرژی به ترتیب با فلزات صنعتی و گرانبها در شرایط بازار نزولی افزایش می یابد. با این حال ، در شرایط صعودی ، سه کلاس کالای ادغام متوسط را به اشتراک می گذارند.
باقیمانده مقاله ما به شرح زیر است. بخش 2 بررسی ادبیات را ارائه می دهد. بخش 3 چارچوب روش شناختی ما را شرح می دهد ، و به دنبال آن بخش 4 که داده ها را با تجزیه و تحلیل اولیه مورد بحث قرار می دهد. بخش 5 تجزیه و تحلیل دقیق و بحث در مورد نتایج را ارائه می دهد ، پس از آن بخش 6 نتیجه گیری و پیامدهای کار ما را ارائه می دهد.
قطعه قطعه
بررسی ادبیات
ادبیات موجود رابطه بین کلاسهای مختلف کالا را مستند می کند. به عنوان مثال ، در زمینه رابطه بین طبقات مختلف دارایی های کالا ، Tang و Xiong (2012) تأکید می کنند که به دلیل افزایش همبستگی بازده بین کالاهای مختلف ، روند تأمین مالی کالاها به شدت افزایش یافته است. چنین همبستگی بین انرژی و کالاهای غیر انرژی عمدتاً به دلیل تأثیر غالب قیمت بین المللی نفت بر
کمکی
برای اندازه گیری اتصال به اتصال بین نمونه انرژی ، فلز گرانبها و کالاهای فلزی صنعتی ، ما از کاربرد کمی از طیف متقاطع استفاده می کنیم. این روش به اندازه گیری انسجام بازگشت در بین مجموعه دارایی ها با استفاده از مقادیر مختلف و فرکانس ها کمک می کند. از آنجا که هدف ما اندازه گیری انسجام بازگشت در بین کالاهای مختلف در شرایط مختلف بازار است ، تجزیه و تحلیل طیفی متقاطع تحت ترتیبات مختلف کمی برای اندازه گیری اتصال به صورت عادی مناسب است
داده ها و تجزیه و تحلیل اولیه
کار ما از نمونه گیری از سه کلاس عمده کالاهای دارایی یعنی انرژی ، فلزات گرانبها و کالاهای فلزی صنعتی استفاده می کند. کالاهای انرژی شامل روغن خام WTI ، روغن خام ، گاز طبیعی ، بنزین ، روغن گرمایش و روغن گاز در حالی که طلا ، نقره ، پلاتین ، پالادیوم ، آلومینیوم ، مس ، روی ، قلع ، سرب و نیکل از کلاس فلزات گرانبها انتخاب می شوند.
دوره نمونه برداری از 31 ژوئیه 2000 تا 31 ژوئیه 2020 متغیر است و براساس فرکانس روزانه است. داده ها برای همه متغیرهای نمونه برداری شده است
نتایج متقاطع کمی
شکل 2 ، شکل 3 ، شکل 4 نتایج حاصل از طیف متقاطع کمی بر اساس سه ترتیب کمی در 5 ٪ ، 50 ٪ و 95 ٪ وجود دارد. بنابراین ، با اجازه عدم تقارن در کلاسهای مختلف کالا ، می توانیم بینش بیشتری در مورد وابستگی در شرایط مختلف بازار کسب کنیم. علاوه بر این ، همراه با تجزیه و تحلیل مبتنی بر مقادیر مختلف ، ما انسجام بین کالاهای مختلف تحت افق های سرمایه گذاری کوتاه ، متوسط و بلند مدت در شکل 2 ، شکل 3 ، شکل 4 اندازه گیری می کنیم.
نتیجه
روند صعود اخیر در روند مالی سازی بازارهای سرمایه جهان ، علاقه ذینفعان مختلف جامعه سرمایه گذاری را افزایش داده است. این فرایند مالی سازی به طور قابل توجهی در افزایش ثبات و همچنین کارآیی بازارهای سرمایه موجود نقش داشته است. افزایش الگوی سرمایه گذاری سرمایه گذاران در بازار کالا ، نتیجه مستقیمی از چنین فرایند مالی است ، که همچنین با علاقه یک تحقیق گسترده تکمیل می شود
منابع (39)
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 18:14