ما تمایل داریم که نتایج سرمایه گذاری های خود را از نظر باینری قضاوت کنیم. ما درآمد کسب می کنیم یا پول می گیریم. ما بهتر از کار یا زیرنویس هستیم. قضاوت ما خوب بود یا بد بود. این نوع تفکر به دلیل نقش شانس در بازارهای مالی ناقص است. اگر من تصمیم بگیرم که شانس و شواهد به شدت به نفع من باشد و این نتیجه نمی گیرد. این یک تصمیم ضعیف نیست. دوز کمی از تصادفی می تواند اطلاعات ارائه شده توسط نتایج را به شدت رقیق کند. اما چیز دیگری وجود دارد. یک رویکرد سرمایه گذاری محتاطانه به معنای تصمیم گیری های خاصی است که شما انتظار دارید و امیدوار هستید که ناامید شوید.
نیاز سرمایه گذاران برای متنوع سازی اغلب به عنوان ابزاری برای هموار سازی عملکرد سرمایه گذاری یا خیاطی یک نمونه کارها به یک اشتهای خاص برای ریسک تنظیم می شود. در حالی که این درست است ، کافی نیست. تنوع در طیف وسیعی از دارایی ها یا اوراق بهادار پذیرش است که ما نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم و در مورد بسیاری از موارد اشتباه خواهیم کرد.
هرچه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم ، سرمایه گذاری های ما بیشتر متمرکز خواهیم شد. با پیش بینی کامل ، ما فقط در یک امنیت سرمایه گذاری می کردیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس یک سرمایه گذار را درک کنیم ، غلظت نمونه کارها آنها را بررسی کنیم.
تنوع مناسب به معنای همیشه نگه داشتن برخی از دارایی ها و اوراق بهادار است که به نظر می رسد عقب مانده است. این نتیجه مورد نظر است. ما می توانیم به موقعیت هایی مانند خرابی یا هزینه فکر کنیم. از طرف دیگر ، ما می توانیم آنها را به عنوان دارایی در نظر بگیریم که در یک سناریوی متفاوت به یکی از مواردی که از آن خارج شده است ، بهتر می شدند.
ما به عنوان سرمایه گذاران همه ما در مورد بازارها ، سهام و بودجه نظرات داریم. متنوع سازی خطرات ما به طور مناسب چالش برانگیز است زیرا ما را وادار می کند تا تصمیم بگیریم نه تنها فکر کنیم که احتمالاً اشتباه و پرهزینه هستند ، بلکه می خواهیم اشتباه و پرهزینه باشیم. توجیه این کار برای خودمان دشوار است ، چه رسد به دیگران. گفتن یک داستان با اعتماد به نفس در مورد دیدگاه ما در مورد جهان دشوار است ، و سپس سرمایه گذاری هایی را انجام می دهیم که خلاف آن به نظر می رسد.
"بنابراین ، شما فقط به ما گفته اید که ممکن است یک مشکل تورمی در گوشه و کنار وجود داشته باشد ، چرا اوراق قرضه دولتی اسمی دارید؟"
"خوب ، من ممکن است اشتباه کنم و ممکن است یک مشکل تورم در گوشه و کنار وجود داشته باشد."
این یک فروش سخت است
بیایید شرط بندی کنیم100000 دلار پیشنهاد وجود دارد. شما باید تصمیم بگیرید که در طی یک دهه آینده چه بازدهی را تولید می کند. سهام بازار در حال ظهور یا سهام ایالات متحده. شما باید 100K دلار بین دو گزینه اختصاص دهید. مبلغی را که در قوی ترین بازار قرار دارید دریافت خواهید کرد. اگر کاملاً اطمینان دارید ، می توانید آن را در یک نتیجه واحد قرار دهید و خطر از دست دادن کل مبلغ را داشته باشید. اگر مبهم هستید می توانید آن را به طور مساوی تقسیم کرده و 50 کیلو دلار تضمین کنید.
بیشتر سرمایه گذاران در مورد این انتخاب دیدگاه خواهند داشت. برخی از صریح تر از سایرین. اگر نسبت به سهام ایالات متحده تمایل جدی داشتید ، سهم شما چقدر تهاجمی خواهد بود؟با توجه به عدم قطعیت عظیم پیرامون نتیجه ، این امر کمی منطقی است که وارد آن شوید. این به معنای تخصیص پول به چیزی است که فکر می کنید اشتباه است و می خواهید اشتباه کنید. معقول و محتاط است ، اما ناراحت کننده است.
اگر 70 کیلو دلار در سهام ایالات متحده شرط بندی می کنید و آنها از سهام بازار در حال ظهور فراتر می روند ، چه احساسی دارید؟شما به احتمال زیاد به جای اینکه در مورد مسیرهای دیگر ممکن است فکر کنید ، لعنت خواهید کرد. حق با شماست ، چرا بیشتر خودتان را پس نگرفتید؟
بعد از این رویداد ، اگر اشتباه کنیم ، تنوع فقط احساس رضایت بخش می کند. اگر درست بودیم ، احساس هزینه می شود. اگر من به هر راه بر روی اسبی که برنده یک مسابقه می شود شرط می بندم ، این واقعیت را که من فقط به پیروزی شرط نمی بندم ، می دانم.
مثل همیشه ، چالش برانگیزترین جنبه های این نوع تصمیمات زمانی است که شامل تغییر ذهن ما می شود. بیایید در بازار نوظهور در مقابل شرط بندی سهام آمریکا گسترش دهیم. پنج سال و بازده از هر دو بازار یکسان است. از شما سؤال می شود که آیا می خواهید سهام خود را تنظیم کنید یا خیر. از آنجا که اطلاعات جدیدی دارید ، هنوز هم از سهام ما حمایت می کنید اما اکنون اعتماد به نفس کمتری به نظر خود دارید. بنابراین شما شرط خود را به سهام 60K دلار آمریکا / 40K بازارهای نوظهور تغییر می دهید.
شما تصمیمی گرفته اید که صریحاً می خواهید نادرست باشید. در پایان دوره ده ساله ، اگر بخواهید به عقب نگاه کنید و از این انتخاب پشیمان شوید ، به نفع شماست. سطح ناهماهنگی شناختی در اینجا تلفظ می شود. من سهام خود را ترجیح می دهم اما شرط خود را کاهش می دهم. من تصمیم می گیرم و می خواهم این هزینه برای من باشد.
مشکل اصلی در اینجا این است که وقتی ما تصمیم می گیریم سرمایه گذاری می کنیم ، طیف گسترده ای از مسیرهای پتانسیل و ناآگاهانه وجود دارد. بعد از این رویداد ، فقط یک مسیر طی شده است و قضاوت باینری صورت می گیرد - درست بودید یا اشتباه بود؟برای بدتر شدن اوضاع ، همه اکنون احساس می کنند که نتیجه در زمانی که تصمیم خود را گرفتید ، آشکار بوده است.
سرمایه گذاری معقول در مورد پیش بینی یک مسیر واحد و تلاش برای به حداکثر رساندن بازده خود در صورت گذراندن نیست. این در مورد اطمینان از موقعیت مناسب برای طیف معقول نتایج است. به هر حال دیدگاه دارد ، اما باید با تصدیق این که آینده ذاتاً غیرقابل پیش بینی است ، به شدت مورد توجه قرار گیرد.
چند بار این عبارت را می شنوید؟
"بر اساس اطلاعاتی که در آن زمان داشتید ، این یک تصمیم معقول به نظر می رسید - حتی اگر این کار را انجام ندهد".
در زندگی؟به ندرت ، در بازارهای مالی؟هرگز.
بهترین سرمایه گذاران آنهایی هستند که به خوبی کالیبراسیون شده اند. آنها آنچه را که نمی دانند و نمی توانند بدانند درک می کنند. تصمیمات آنها این را منعکس می کند. به زبان ساده تر ، آنها راحت می شوند و انتخاب می کنند که احساس اشتباه می کنند و امیدوارند با هزینه ای همراه شوند.
*این ما را از سرمایه گذاری اشتباهات خلاص نمی کند.< SPAN> سرمایه گذاری معقول در مورد پیش بینی یک مسیر واحد و تلاش برای به حداکثر رساندن بازده خود در صورت گذراندن نیست. این در مورد اطمینان از موقعیت مناسب برای طیف معقول نتایج است. به هر حال دیدگاه دارد ، اما باید با تصدیق این که آینده ذاتاً غیرقابل پیش بینی است ، به شدت مورد توجه قرار گیرد.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
9 مرداد
1402 ساعت: 16:06