سپاه گارد انقلابی اسلامی (IRGC) پس از انقلاب 1979 برای اجرای مفهوم آیت الله روح الله خمینی از یک دولت اسلامی که توسط یک فقیان ولایات (سرپرستی فقهای) اداره می شود ، ایجاد شد. نگهبانان نه تنها در خرد کردن مخالفت زودهنگام با دیدگاه خمینی ، بلکه در دفع حمله صدام حسین به ایران در سال 1980 نقش اساسی داشتند. از آن زمان ، نگهبانان هم به عنوان نیروی امنیتی داخلی و هم خارجی عمل کرده اند. IRGC اکنون Artesh یا نیروهای متعارف را گرفتار کرده است. این کشور دارای زمین های قابل ملاحظه و مستقل نیروهای ، دریا و هوایی است. این فرماندهی نیروهای موشکی در حال رشد است. این جنگ نامتقارن را از طریق گروه های نخبه qods و گروه های پروکسی مانند حزب الله اجرا می کند. و اگر رژیم تصمیم به توسعه توانایی سلاح های هسته ای بگیرد ، به احتمال زیاد یک زرادخانه هسته ای را فرمان می دهد.

با گذشت زمان ، نگهبانان نیز به یک بازیگر پیشرو اقتصادی و سیاسی تبدیل شده اند. IRGC و شرکت های مرتبط با آن در بسیاری از بخش های اقتصاد ایران شرکت دارند و به آن اجازه می دهند قدرت بی سابقه ای را جمع کند. صعود نگهبانان بدون حمایت رهبر عالی آیت الله علی خامنه و رئیس جمهور محمود احمدی نژاد نمی توانست اتفاق بیفتد. خامنه ای به نگهبانان اعتماد کرد تا اقتدار رو به زوال خود را تحت تأثیر قرار دهد و اصلاحات سیاسی را مسدود کند. به عنوان ضامن اصول اصلی انقلاب ، IRGC نقش مهمی در حاشیه سازی جناح های محافظه کار اصلاح طلب و عمل گرایانه که برای به چالش کشیدن این اصول دیده می شود ، ایفا کرد.
نقش نظامی و امنیتی
IRGC نقش مهمی در سرکوب گروه هایی که مخالف اهداف خمینی هستند ، مانند سازمان مجاهدین خلب (MEK) ایفا کرده است. MEK ، یک گروه چپگرا که در دهه 1960 تأسیس شد ، از انقلاب حمایت کرد اما سپس از تئوکرات ها جدا شد. این بزرگترین گروه مخالف ایران بود تا اینکه انتخابات سال 2009 جنبش سبز را به وجود آورد. نگهبانان همچنین مسئول کنار گذاشتن شورش های مختلف چپ گرا و قومی بودند که پس از انقلاب آغاز شد.

حمله به سال 1980 عراق به ایران در واقع ثابت شد که برای خمینی و نگهبانان بسیار جذاب است ، زیرا این امر به اتحاد ملت در سراسر رژیم جدید کمک کرد و نگهبانان را به عنوان نیروی نظامی برتر ایران تقویت کرد. Artesh پیش بینی اصلی شاه بود. آنها همچنین توسط کشورهای Unites آموزش دیده و تأمین می شدند ، بنابراین با ظن رژیم مشاهده شدند. نگهبانان ، وفادار به Velayat-E Faqih ، در دفع عراق رهبری را بر عهده گرفتند ، اگرچه درگیری آنها ممکن است به دلیل تعهد ایدئولوژیک و عدم تجربه نظامی در واقع درگیری را طولانی تر کرده باشد. با این وجود ، نقش نگهبانان در به اصطلاح "دفاع مقدس" ایران علیه عراق در طول سال ها مورد استفاده قرار گرفته است تا اعتبار خود را به عنوان مدافع انقلاب و ملت سوزاند.
نیروهای نگهبان اکنون تعداد 150،000 مرد را به نیروهای زمین ، دریا و هوایی تقسیم می کنند. تخمین زده می شود که نیروهای زمینی IRGC بین 100000 تا 125،000 نفر باشد. نیروی دریایی IRGC ممکن است در مجموع 20،000 باشد ، اگرچه برخی تخمین ها به طور قابل توجهی پایین تر هستند. 20،000 نفر دیگر در نیروهای دریایی IRGC هستند. و نیروی qods در حدود 5000 است. شبه نظامیان بسیج ، که تابع نگهبانان است ، همچنین می تواند صدها هزار نفر از اعضای خود را برای دفاع از ایران در برابر تهاجم خارجی بسیج کند.
نگهبانان همچنین در صورت حمله ایالات متحده یا اسرائیل مسئولیت اجرای استراتژی جنگ نامتقارن ایران را بر عهده دارند. نیروی مخفی qods IRGC گروه های پروکسی را آموزش داده و مجهز کرده است ، مانند حزب الله ، حماس ، شورشیان شیعه عراق و حتی عناصر طالبان. برخی از جانبازان قبلاً برای هدف قرار دادن ایالات متحده و سایر نیروهای غربی در لبنان ، عراق و افغانستان مورد استفاده قرار گرفته اند. در صورت بروز درگیری آینده ، آنها می توانند در برابر اهداف ایالات متحده در خارج از ایران استفاده شوند.

نگهبانان ، به ویژه فرمانده قشر قسم Qassem Soleimani ، مسئولیت سیاست های ایران در عراق را بر عهده دارند و در مبارزه با دولت اسلامی ، همچنین به عنوان داعش ، داعش یا داعش شناخته می شوند. به ویژه سلیمانی نقش بسیار عمومی در مبارزه با داعش را بر عهده گرفته است. این شاید راهی برای نشان دادن دولت ایران به شیعه های عراقی و بقیه منطقه باشد که ایران نیرویی قدرتمند است که باید با آن حساب شود.
در طول یک دهه گذشته ، نگهبانان انقلابی ایران آموزش ، مجهز و یاری شده و به نیروهای نظامی سوریه آموزش داده اند. ایران از طریق مشاوره نظامی ، تهیه سلاح و تأمین بودجه دولت سوریه ، نقش مهمی در Buttressing رئیس جمهور بشار اسد داشته است. برخی از ایرانیان در ژانویه سال 2015 در سوریه از جمله نگهبان انقلابی ایران ، محمد اللهدادی کشته شده اند. اما به نظر نمی رسد که ایران مرتکب نیروهای بزرگ زمینی به این درگیری شود. در عوض ، تهران ترجیح می دهد شبه نظامیان شیعه را از سراسر خاورمیانه و حتی افغانستان برای مبارزه در مکانهایی مانند دمشق و حلب استخدام کند. مشخصات ایران در سوریه پایین تر از مشخصات آن در عراق است.
نگهبانان همچنین یک استراتژی دریایی نامتقارن برای استفاده در برابر نیروی دریایی ایالات متحده تهیه کرده اند که دارای یک نیروی متعارف برتر است. نگهبانان صدها قایق حمله سریع ، موشک های ضد کشتی و مین های دریایی دارند. آنها در کنار هم مانع عملیات ایالات متحده در خلیج فارس می شوند ، حمل و نقل را مختل می کنند و در صورت بروز درگیری مسلحانه ، هزینه دردناکی را به نیروهای آمریکایی تحمیل می کنند. نگهبانان همچنین صدها موشک بالستیک را اداره می کنند که می توانند علاوه بر اسرائیل و فراتر از آن ، نیروهای آمریکایی مستقر در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار دهند.
نگهبانان همچنین قدرتمندترین نیروی امنیتی داخلی ایران هستند ، در بعضی مواقع با وزارت اطلاعات و سایر سازمان های امنیتی همکاری و رقابت می کنند. به نظر می رسد که سازمان اطلاعاتی نگهبانان وزارت اطلاعات را در دامنه و اقتدار ، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 2009 مورد اختلاف قرار داده است. سایر سازمان های امنیتی مانند Basij و نیروهای اجرای قانون تابع نگهبانان هستند.
غول اقتصادی
درگیری نگهبانان در اقتصاد ایران در دوره ریاست جمهوری آیت الله اکبر هاشمی رافسانجانی آغاز شد. بازسازی اقتصاد ایران ، که نزدیک به 10 سال جنگ و انقلاب مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، یکی از اولویت های اصلی وی بود. IRGC نیروی انسانی را برای انجام فعالیت های بازسازی داشت. ممکن است رافسانجانی نیز با دادن یک تکه از پای اقتصادی ، امیدوار باشد که نگهبانان را با هم همکاری کند.
با این حال ، طی 25 سال آینده ، نگهبانان به بزرگترین نیروی اقتصادی ایران تبدیل شدند. نگهبانان در حال حاضر بر اکثر بخش های اقتصاد ، از انرژی تا ساخت و ساز ، ارتباط از راه دور تا ساخت خودکار و حتی بانکی و امور مالی مسلط هستند. خاتام ال آنابیا (مهر پیامبران) ، دفتر مرکزی ساخت و ساز نگهبانان ، در بسیاری از فعالیت های رسمی اقتصادی نگهبانان نقش دارد. اما IRGC همچنین با ده ها شرکت ، حتی صدها شرکت که به نظر می رسد از نظر طبیعت خصوصی هستند اما توسط جانبازان IRGC اداره می شوند ، مرتبط است. بنابراین فعالیت های نفوذ اقتصادی نگهبانان شامل شبکه گسترده ای از اعضای فعلی و سابق است تا یک سازمان رسمی یا اداره شده مرکزی.
IRGC از سازمان امنیت ملی خود برای گسترش کنترل خود استفاده کرده است. نگهبانان مانع از ساخت یک شرکت ترکیه در فرودگاه بین المللی امام خمینی در سال 2004 به دلایل امنیت ملی شدند. تصاحب شرکت ارتباطات از راه دور ایران توسط یک کنسرسیوم وابسته به نگهبانان در سال 2009 نیز ممکن است به دلیل نگرانی های امنیتی ، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری و ناآرامی های بعدی ، انگیزه داشته باشد.
نگهبانان از تحریم های بین المللی و انزوا ایران که با افزایش هزینه های تجاری به رقبای تجاری داخلی و خارجی آنها آسیب رسانده اند ، از تحریم های بین المللی و انزوا ایران بهره مند شده اند. توانایی IRGC برای سرمایه گذاری در بودجه دولت و منابع مستقل نسبتاً گسترده آن یک مزیت تعیین کننده را فراهم کرده است. در زمان احمدی نژاد ، به نگهبانان علاوه بر میلیارد ها دلار وام برای ساخت و ساز ، زیرساخت ها و پروژه های انرژی ، صدها قرارداد بدون پیشنهاد دولتی نیز به آنها اعطا شد. برخی از نگهبانان ممکن است از رژیم تحریم ها ثروتمند شوند ، اما در کل نگهبانان مانند سایر کشورها بار سنگین تحریم ها را احساس کرده اند. این امر باعث شد تا نگهبانان با وجود برخی از اعتراضات و انتقادات آنها ، از مذاکرات هسته ای رئیس جمهور روحانی حمایت کنند.
نقش سیاسی

یکی از موضوعات مهم تقسیم جناح های اصلاح طلب و محافظه کار ، نقش نگهبانان در سیاست ایران است. اصلاح طلبان و حتی برخی از محافظه کاران ادعا می کنند که خمینی صریحاً دخالت نگهبانان در سیاست را منع می کند. به گفته آنها ، نگهبانان فقط برای محافظت از رژیم تأسیس شده اند. صعود سیاسی نگهبانان بین سالهای 1997 تا 2005 در دوره ریاست محمد خاتامی آغاز شد. خاتامی و هواداران وی پیش بینی می کردند که یک سری اصلاحات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی را برای تبدیل شدن جمهوری اسلامی به سیستم اسلامی "مدرن" تبدیل کنند. اما دستور کار اصلاح طلب ، ایدئولوژی محافظه کار ، قدرت سیاسی و اقتدار ایدئولوژیک رهبر عالی علی خمنی را تهدید کرد ، که جانشین خمینی در سال 1989 شد. روشنفکران اصلاح طلب از رهبری خامنه ای و حتی اثربخشی داشتن یک رهبر عالی سؤال کردند. خامنه ای نگهبانان را به عنوان یک کارآفرین مؤثر علیه دستور کار اصلاح طلب می داند.
رتبه و پرونده نگهبانان از لحاظ تاریخی جامعه و سیاست ایران را به طور کلی منعکس کرده است. بسیاری از اعضای نگهبان در سال 1995 از خاتامی و میر حسین موسوی در سال 2009 حمایت کردند. با این وجود ، رهبری برتر نگهبانان از محافظه کاران و "اصلی" تشکیل شده است که عمیقاً با اصلاحات سیاسی مخالف است. مخالفت رهبری IRGC با اصلاحات خاتامی در "قتل زنجیره ای" روشنفکران اصلاحات آشکار شد. نگهبانان همچنین نامه ای را به خاتامی نوشتند که اگر او در تظاهرات دانشجویی 1999 مجدداً مورد تهدید قرار نگرفت.

انتخابات رئیس جمهور محمود احمدی نژاد ، نگهبان انقلابی سابق و "لیست اصلی" ، بدون حمایت فعال خامنه و نگهبانان امکان پذیر نبود. اتهامات مربوط به کلاهبرداری و رأی گیری توسط نگهبانان و بسیج ، پیروزی احمدی نژاد را در برابر رافسانجانی محاصره کرد. پس از انتخابات ، احمدی نژاد به IRGC وام و قراردادهای دولتی بیشتری اعطا کرد. اعضای گارد همچنین کنترل فزاینده ای از سازمان های امنیتی داخلی و ملی ایران را به دست آوردند. ایدئولوگهای IRGC وفادار به احمدی نژاد و وضع موجود سیاسی نیز برای جایگزینی اصلاح طلبان ، محافظه کاران عملی و تکنوکرات در بوروکراسی منصوب شدند.

انتخابات ریاست جمهوری در سال 2009 پس از رهبر عالی ، نقش نگهبانان را به عنوان کارگزار برتر قدرتمند ایران تأیید کرد. مقامات ارشد نگهبانان اظهار داشتند كه آنها اصلاح طلب مانند نخست وزیر پیشین میر حسین موسوی ، حریف برجسته احمدی نژاد را تحمل نمی كنند. وزیر کشور سادگ محسولی ، یک افسر سابق نگهبان ، تاجر را که مسئولیت نظارت بر انتخابات را بر عهده داشت ، تبدیل کرد ، در انتخاب مجدد احمدی نژاد نقش مهمی ایفا کرد. و پس از نظرسنجی مورد اختلاف ، نگهبانان مسئول خرد کردن اعتراضات جمعی بودند که به مدت شش ماه شعله ور شدند. جنبش اصلاح طلب و سبز نگهبانان را به انجام کودتا متهم کرد.
اما نگهبانان یک نیروی متحد یا یکپارچه نیستند. و همه اعضای IRGC ایدئولوگ نیستند. بسیاری به موسووی ، که در دهه 1980 نخست وزیر بود ، به خاطر ارادت خود به انقلاب و رفتار وی در جنگ ایران و عراق احترام می گذارند.

روحانی از نقش نگهبانان در حمایت از انقلاب و حتی دخالت آنها در برخی فعالیت های اقتصادی ابراز قدردانی کرده است. اما به طور کلی ، او مشتاق محدود کردن قدرت سیاسی و اقتصادی نگهبانان است. دستور کار روحانی برای کاهش انزوا ایران و خصوصی سازی اقتصاد نمی تواند با نگهبانان به عنوان بازیگر اصلی سیاسی و اقتصادی ایران حاصل شود. توافق هسته ای می تواند منجر به پارگی بزرگ بین نگهبانان و روحانی شود.
خطوط
- اگر روحانی اصلاحات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را دنبال کند ، توافق هسته ای می تواند تهدیدی را برای نگهبانان ایجاد کند. در حالی که نگهبانان برتر اکلون بیشتر از توافق هسته ای حمایت می کنند ، آنها مخالف اصلاحات داخلی هستند.
- توافق هسته ای می تواند به روحانی توانمند شود ، اما نگهبانان احتمالاً از کاهش تحریم ها و ایران جدا شده اقتصادی بهره مند می شوند. با این حال ، این توافق نامه اجازه نمی دهد که روحانی به طور کامل نگهبانان را از نقش های سیاسی ، اقتصادی و امنیتی غالب خود در ایران دور کند.
Alireza نادر ، یک تحلیلگر ارشد سیاست بین المللی در شرکت RAND ، نویسنده "آخوندها ، نگهبانان و استخوانی ها: اکتشافی از پویایی رهبری ایران" است.
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
9 مرداد
1402 ساعت: 13:11