
حاشیه سود ناخالص نسبت مفیدی است که بازده مستقیم یک کسب و کار از کالاهای فروخته شده را نشان می دهد. نحوه محاسبه حاشیه سود ناخالص را بیاموزید.
نحوه اندازه گیری موفقیت کسب وکارها می تواند بسیار متفاوت باشد، اما اولین معیاری که یک وام دهنده یا سرمایه گذار خارجی تمایل دارد به دنبال آن باشد، سود خالص است، خط پایانی صورت درآمد که کل مبلغ باقی مانده از درآمد شرکت را پس از پرداخت تمام هزینه ها نشان می دهد. سود خالص هر چقدر هم که مهم باشد، متغیرهای زیادی را شامل می شود که می تواند مانع درک سودآوری اصلی کسب و کار شود. سود ناخالص کارایی آن هسته را می سنجد کاری که شرکت در حال انجام دادن آن است. برای شرکتی که به دنبال تجزیه و تحلیل سودآوری یک محصول منفرد یا کل خط تولید آن است، حاشیه سود ناخالص مناسب تر است.
حاشیه سود ناخالص چیست؟
حاشیه سود ناخالص درصدی از درآمد فروش را اندازه می گیرد که پس از کسر تمام هزینه های مستقیم تولید محصولات یا خدمات فروخته شده باقی می ماند. اصطلاح حسابداری برای آن هزینه های مستقیم «بهای تمام شده کالای فروخته شده» (COGS) است و شامل هزینه هایی مانند مواد اولیه و قطعات، سربار کارخانه و نیروی کار، هزینه های انبار و کمک هزینه بازگشت است. هزینه های غیرمستقیم مانند هزینه های فروش، دفاتر شرکت، هزینه های حقوقی و سایر هزینه های اداری، تبلیغات و ارسال به مشتریان COGS در نظر گرفته نمی شوند و بنابراین در حاشیه سود ناخالص نشان داده نمی شوند.
به عبارت ساده، اگر محصولی به قیمت 5 دلار فروخته شود و هزینه ساخت آن 2 دلار باشد، سود ناخالص برای این کالا 3 دلار و حاشیه سود ناخالص آن 60 درصد است (3 تقسیم بر 5). این بدان معناست که به ازای هر دلار درآمد، یک شرکت انتظار دارد 60 سنت نگه دارد و 40 سنت خرج کند. این 60 سنت را می توان برای هر هزینه یا سرمایه گذاری دیگر شرکت گذاشت.
نحوه محاسبه حاشیه سود ناخالص
فرمول حاشیه سود ناخالص ساده است:
حاشیه سود ناخالص =درآمد کل هزینه کالاهای فروخته شده (COGS) x 100
سود ناخالص اغلب در قسمت بالای صورت سود و زیان ظاهر می شود، همانطور که در بیانیه فرضی تصویر زیر برای Emily's Electronics خیالی نشان داده شده است، زیرا شامل برخی از اولین عناصر جریان نقدی یک کسب و کار است - پول حاصل از فروش و مستقیم. هزینه های مورد نیاز برای ساخت کالابا استفاده از سود ناخالص، حسابداران و تصمیم گیرندگان می توانند ببینند که چه مقدار پول برای سایر هزینه های عملیاتی، سرمایه گذاری مجدد و سایر هزینه های اداری دارند و بر اساس آن تخصیص می دهند.
این بیانیه نشان می دهد که الکترونیک امیلی برای سال 270،000 دلار درآمد کسب کرده است. هزینه کالاهای فروخته شده در کل 120،000 دلار بوده و 150،000 دلار سود ناخالص باقی مانده است. تقسیم آن با درآمد و ضرب در 100 ، حاشیه سود ناخالص 55. 6 ٪ به ما می دهد. بخش های سایه دار نمونه جزئیات درآمد عملیاتی و سود خالص را نشان می دهد.

تجزیه و تحلیل حاشیه سود ناخالص
تعدادی از بیانیه درآمد همیشه ابزاری مفید برای تجزیه و تحلیل مالی نیست ، اما این یک نقطه شروع خوب است. هنگامی که با داده های تاریخی در مورد تجارت ترکیب شود ، می تواند به ایجاد روندها کمک کند. به عنوان مثال ، تحلیلگران مشاغل داخلی و سرمایه گذاران خارجی اغلب از اقداماتی مانند حاشیه سود ناخالص برای کمک به پیش بینی جریان نقدی آینده استفاده می کنند. به طور معمول ، تحلیلگران داخلی پس از بسته شدن کتاب ها و تسویه حساب درآمدهای درآمد ، ماهانه به حاشیه سود نگاه می کنند. آنها از این داده ها برای حفر سود ناخالص خاص تر ، مانند بخش یا خط تولید ، برای نظارت بر سودآوری و تعیین چگونگی بهبود حاشیه تجارت استفاده می کنند. چنین داده هایی همچنین می تواند در پیش بینی درآمد و COG های آینده مفید باشد.
حاشیه سود ناخالص در ترکیب با سایر اقدامات ، مانند حاشیه سود عملیاتی و حاشیه سود خالص ، برای ایجاد تصویری کامل تر از سلامت مالی تجارت استفاده می شود.
حفر صاحبان و مدیران مشاغل عمیق تر ، غالباً حاشیه سود ناخالص را به مرور زمان تجزیه و تحلیل می کنند تا ببینند قیمت ها و هزینه های فروش با نرخ های مشابه در حال رشد هستند یا اینکه از همگام سازی خارج نمی شوند. کاهش حاشیه ناخالص به مرور زمان پرچم قرمز را بالا می برد. از حاشیه ناخالص برای مقایسه خطوط محصول نیز استفاده می شود - با فرض اینکه سایر عوامل برابر هستند ، سرمایه گذاری در محصول با حاشیه سود ناخالص بالاتر سودآورتر است. تحلیلگران شرکت همچنین اغلب حاشیه های ناخالص واقعی را با حاشیه های مورد انتظار منعکس شده در بودجه شرکت مقایسه می کنند و سپس به دنبال درک دلایل هر انحراف هستند. آیا فروش به دلیل تخفیف کاهش یافته است؟آیا هزینه ها افزایش یافته است؟آیا روند تجارت از آنچه انتظار می رود کارآمدتر است؟
در همین حال ، حاشیه سود ناخالص منفی تا حد زیادی به عنوان دلیل نگرانی دیده می شود. چنین سناریویی به این معنی است که کالاهای شما برای ساخت بیشتر از آنچه که برای آن فروخته می شود هزینه بیشتری می کند ، بنابراین شما با هر فروش خود به طور موثری پول بیشتری را از دست می دهید. اگرچه یک شرکت می تواند از چنین ضررهایی بهبود یابد ، اگر بلافاصله بهبود نیافته باشد ، ممکن است تجارت نتواند به مدت طولانی فعالیت خود را ادامه دهد.
راه های بهبود حاشیه سود ناخالص
این می تواند دشوار باشد ، اما غیرممکن نیست که مشاغل بتوانند سود ناخالص را بهبود بخشند. اگر یک تجارت به طور مداوم حاشیه های پایین تر از رقبای خود را نشان دهد ، در اینجا دو مرحله اصلی که ممکن است برای بالا بردن آنها انجام شود وجود دارد:
- هزینه های تولید را کاهش دهید. با رشد شرکت ها ، آنها ممکن است بتوانند به صورت عمده سفارش دهند ، شرایط پرداخت بهتری را با تأمین کنندگان برقرار کنند یا حجم آنها را افزایش دهند ، که همه این موارد باعث کاهش هزینه های هر واحد می شود. رویکردهای دیگر ، مانند جابجایی به مواد اولیه ارزان تر برای کاهش COG های آنها ، همچنین می تواند حاشیه سود ناخالص را افزایش دهد. اما مراقبت لازم است ، زیرا کاهش هزینه های زیادی در هنگام خطرات تولیدی منجر به یک محصول پایین تر که باعث می شود مشتریان از بین بروند ، در نهایت درآمد را کاهش می دهد.
- افزایش قیمت. بعضی اوقات ، به ویژه در دوره های سخت اقتصادی مانند دوره های تورمی ، مشاغل با کاهش سود ممکن است چاره ای جز افزایش قیمت نداشته باشند. اما چگونگی پیشبرد آنها می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند - به خصوص برای مشتریان. هنگام افزایش قیمت ، مهم است که به قیمت رقبا توجه کنید تا مطمئن شوید که مشتریان را به سمت گزینه های ارزان تر سوق نمی دهید. به تدریج افزایش قیمت ها ، به ویژه اگر مشتریان وفادار قبل از زمان هشدارهایی دریافت کنند ، ممکن است حاشیه سود را بدون آسیب رساندن به فروش افزایش دهد.
محدودیت های تجزیه و تحلیل حاشیه سود ناخالص
فقط تمرکز روی سود ناخالص می تواند مشکلاتی را برای یک تجارت ایجاد کند. فروش ممکن است قوی باشد ، اما هزینه های عملیاتی اضافی یا خسارات غیر عملیاتی می تواند یک تجارت را با سود ناخالص سالم به سمت قرمز سوق دهد. هزینه های عملیاتی مانند حقوق برای تیم فروش ، هزینه های توزیع و تحویل و دفاتر شرکت ها باید توسط صندوق های سود ناخالص تحت پوشش قرار گیرند. علاوه بر این ، مشاغل همچنین باید هزینه های غیر عملیاتی را با سود ناخالص ، مانند بهره وام یا تسویه حساب دادخواست بپردازند.
بنابراین ، در حالی که حاشیه سود ناخالص یک معیار مهم برای سودآوری برای عملکردهای اصلی یک تجارت است - محصولات آن - از ارائه تصویر کامل از سلامت یک تجارت کم نیست. حاشیه سود ناخالص در ترکیب با سایر اقدامات ، مانند حاشیه سود عملیاتی و حاشیه سود خالص ، برای ایجاد تصویری کامل تر از سلامت مالی تجارت استفاده می شود.
غذای آماده
حاشیه سود ناخالص یک تجارت را نشان می دهد که چگونه از ورودی های کلیدی - مواد ، نیروی کار ، سربار کارخانه - برای تولید محصولات اصلی خود استفاده می کند. سود ناخالص پولی است که پس از پرداخت هزینه های تولید کالاهای فروخته شده ، از فروش باقی مانده است. سپس این "باقیمانده" برای سایر هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی شرکت یا برای سرمایه گذاری مجدد استفاده می شود. رهبران تجارت از روند سود ناخالص سود ناخالص برای تجزیه و تحلیل سودآوری یک شرکت ، چه خاص و چه محصول خاص و پیش بینی فروش و سود آینده استفاده می کنند. سرمایه گذاران خارجی برای درک بهتر قدرت بنیاد مالی شرکت از حاشیه سود ناخالص استفاده می کنند. حاشیه سود ناخالص ابزاری مفید برای درک یک شرکت است ، اما آنها تنها یک قطعه از یک معمای پیچیده هستند.
عکس: گتی تصاویر
سیگنال های تجاری...
ما را در سایت سیگنال های تجاری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : عبدالله بوتیمار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
11 تير
1402 ساعت: 18:10